بانک ملی در سال ۱۴۰۴ بالغ بر ۱۰۳ هزار میلیارد (۱۰۳٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰٬۰۰۰) زیان ساخته است؛ به ازای هر ایرانی یک میلیون و ۱۴۰ هزار.
جاویدنام #مهدی_صالحی_پور از جانباختگان انقلاب ایران در است که در حین رفتن به آرامستان بهشت سکینه کرج، جهت شرکت در مراسم چهلم جاویدنام #حدیث_نجفی میگوید: «در مسیر انقلاب بسر میبریم، خدا وکیلی اگر شهید شدم، حتما همین آهنگ رو بذارید.»
او ساعاتی بعد شهید میشود.
#علیه_فراموشی #دادخواهی
مهدی صالحیپور از معترضان و جانباختگان کرج است که بر اثر شلیک مستقیم مزدوران خامنهای به چشمش در کرج به قتل رسید. ویدیویی از جاویدنام #مهدی_صالحیپور در شبکههای اجتماعی ایران بریفینگ منتشر شده که ساعتی قبل از قتلش در ضبط خودروی وانتش موزیکی پخش میکند و در مسیر آرامستان بهشت سکینه کرج برای مراسم #چهلم_حدیث_نجفی میگوید: «در مسیر انقلاب به سر میبریم، خدا وکیلی اگر شهید شدم، حتما همین آهنگ را بگذارید.»
#علیه_فراموشی
#محمد_لطفالهی چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ بر اثر شلیک نیروهای امنیتی به هر دو پایش به شدت مجروح و بازداشت شد. بامداد روز بعد پیکرش به خانوادهاش تحویل داده شد و اعلام شد تا پایان روز باید خاکسپاری شود.
تا شامگاه چهارم آبان همزمان با چهلم مهسا امینی دستکم کشتهشدن بیش از ۲۶۰ شهروند ثبت شده است.
#علیه_فراموشی
مریم قربانیپور دانشجوی دکتری پاتولوژی دانشگاه بهشتی تهران بود. او شیرزنی بود که در ۲۹ مهر ۱۴۰۱ در قیام و اعتراضات دانشجویی شرکت کرد. در حمله لباسشخصیهای بسیج در دانشگاه با ضربات متعدد باتوم به سرش، جمجمهاش شکست، دچار خونریزی مغزی شد و نهایتاً ۴ آبان ۱۴۰۱ در بیمارستان بر اثر جراحات وارده جان باخت.
نیروهای امنیتی پیکر #مریم_قربانی_پور را به بیمارستان مسیح دانشوری بردند و اعضای بدنش را خارج کردند.
خانواده مریم اهل شهرکرد هستند. قاتلان خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند و پدرش را دستگیر کردند تا آنها را به سکوت مجبور کنند و سرانجام با وقاحت آخوندی ۳۵ میلیون گرفتند تا پیکر را به خانوادهاش تحویل دهند.
پیکر مریم قربانیپور در سکوت و بیخبری و تنها با حضور خانواده و نیروهای امنیتی در آرامستان بهشت رحمت شهرکرد، قطعه چهار ردیف نه به خاک سپرده شد.
#علیه_فراموشی
پارمیس همنوا، دانشآموز ۱۴ساله ایرانشهری، پس از پاره کردن عکس خمینی در کتاب درسیاش توسط ماموران در مدرسه با ضربوشتم کشته شد.
در ۴ آبان ۱۴۰۱ (چهلوچهارمین روز #انقلاب_مهسا) ماموران به مدرسه پروین اعتصامی در ایرانشهر #سیستان_و_بلوچستان یورش بردند و کتابهای دانشآموزان را بازرسی کردند. #پارمیس_همنوا عکس خمینی را پاره کرده بود؛ ماموران او را در برابر دیگر دانشآموزان به شدت کتک زدند.
او در ۳ آبان بر اثر ضربوشتم شدید دچار خونریزی بینی شد، به بیمارستان منتقل گردید و یک روز بعد در بیمارستان ایرانشهر درگذشت.
نهادهای امنیتی و رسانههای حکومتی تلاش کردند وجود او را انکار کنند. صداوسیمای استان با دانشآموزی به نام پارمیس بامری (با تشابه اسمی) مصاحبه کرد تا وانمود کند پارمیس همنوا زنده است.
منبع مطلع به ایرانبریفینگ گفت: پس از کشته شدن پارمیس، صداوسیما در شیفت خانم بخارایی (مدیر مدرسه که با گارد امنیتی همکاری داشت) با پارمیس بامری مصاحبه کرد و ادعا نمود او همان پارمیس همنواست. پارمیس همنوا شیفت بعدازظهر و بامری شیفت صبح بود.
حالوش نیز نوشت: پارمیس عکس را پاره کرد؛ یکی از معلمان به مدیر (بخارایی) اطلاع داد و او که همسرش کارمند اداره اطلاعات ایرانشهر است، ماموران را خبر کرد. پیشتر نیز بخارایی دانشآموز دیگری از پایه سوم را به ماموران تحویل داده بود.
#علیه_فراموشی
شاهزاده رضا پهلوی در پیام ویدیویی تازهای از ایرانیان خواست برای پیوستن به «کارزار همکاری ملی برای نجات ایران» آمادگی خود را اعلام کنند و از طریق حساب تلگرامی با تیم او ارتباط بگیرند.
او رژیم را ضعیفتر از هر زمان دیگری دانست و مردم را به استفاده از فرصت موجود برای تغییر حکومت فراخواند. پهلوی سپاه پاسداران را عامل اصلی وخامت اقتصادی و امنیتی خواند و از برنامههایی برای سرنگونی جمهوری اسلامی، حفظ امنیت و ثبات، تضمین آزادیهای اساسی و تأمین نیازهای شهروندان خبر داد.
او از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی خواست به مردم بپیوندند؛ همراهان اماننامه میگیرند و سرکوبگران پاسخگو خواهند بود. در پایان از همه خواهان تغییر دعوت کرد از طریق حساب تلگرامی BarkhizIranBot با تیم او ارتباط بگیرند و به کارزار بپیوندند.
ملت شریف و شجاع ایران،
جمهوری اسلامی امروز دیگر آن رژیمی نیست که یک سال پیش بر ایران حکومت میکرد. این رژیم اکنون ضعیفتر از هر زمان دیگری است و رهبرِ مفقود و دیگر سرکردگان آن، بیش از هر چیز از قدرت ملت ایران هراس دارند؛ از یک خیزش سراسری و مؤثر که به عمر این رژیم شیطانی پایان دهد.
این فرقه جنایتکار و سپاه پاسدارانِ تروریستِ آن، میهن عزیز ما را به جنگ کشانده و موجودیت ایران را به خطر انداختهاند. سلطه سپاه بر ارکان کشور و چپاول منابع ملی، عامل اصلی وخامت روزافزون وضعیت اقتصادی و امنیتی ایران است.
این تبهکاران، نه نانی برای مردم باقی گذاشتهاند، نه امنیتی و نه امیدی به آینده. آنها برای حفظ قدرت خود، حاضرند ایران و ایرانی را قربانی کنند.
اما میهن زخمخورده و رنجور ما، دیگر تابِ تحملِ خسارتهای بیشتر را ندارد. ما باید دست در دست هم بگذاریم و از هر فرصتی برای نجات ایران بهره ببریم.
ما هم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و هم برای اداره ایران پس از آن برنامه داریم؛ برنامهای روشن با هدف حفظ امنیت و ثبات کشور در دوران گذار، تضمین آزادیهای اساسی مردم و تامین نیازهای ضروری شهروندان.
خطاب به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی: به ملت بپیوندید و در روز آزادی ایران در کنار مردم بایستید تا اماننامه دریافت کنید. اما اگر همچنان در کنار سرکوبگران بمانید و در جنایت علیه مردم مشارکت کنید، در برابر قانون و عدالت پاسخگو خواهید شد.
من این بار، نه فقط از نیروهای نظامی و دولتی، بلکه از همه ایرانیان، از اقشار گوناگون، که از این رژیم به ستوه آمدهاند و خواهان آیندهای آزاد و آباد برای ایران هستند، دعوت میکنم از طریق نشانی t.me/BarkhizIranBot در تلگرام، مستقیماً با تیم من ارتباط برقرار کنند و همین امروز به کارزار همکاری ملی برای نجات ایران بپیوندند.
ما آمادهایم تا بر جمهوری اسلامی پیروز شویم و آیندهای تازه برای ایران، منطقه و جهان رقم بزنیم.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
خندههایی که برای همیشه کشته شد...
آیندهای درخشان در انتظارش بود؛ توانایی ستارهشدن در شغلش را داشت. هنرمندی بود که با دستان ماهر خمیر را شکل میداد و در طبخ غذا هنرنمایی میکرد.
مهرشاد شهیدینژاد منفرد تهرانی، متولد ۶ آبان ۱۳۸۱، دقیقاً دو روز پیش از تولد بیستسالگیاش، در ۴ آبان به دست نیروهای امنیتی کشته شد.
او اهل اراک و سرآشپز رستوران بوته بود و با ضربات باتوم به سر، در اراک جان باخت.
شاهدان خیابانی به یکی از رسانهها گفتهاند: «با تمام توان میدوید، مأموران تعقیبش میکردند، گاز اشکآور زدند، تعادلش را از دست داد، به سطل زباله خورد و افتاد. هفتهشت نفر ریختند سرش؛ ابتدا با شوکر و سپس با باتوم زدند. مردی جلو رفت اما با باتوم و گاز عقب رانده شد. پس از چند دقیقه ضربوجرح، جوان بیحرکت را بلند کردند و کشانکشان بردند؛ این آخرین بار بود که مهرشاد دیده شد.»
سه شاهد سال گذشته به ایرانبریفینگ گفتهاند صحنهها را دیدهاند و توصیف هولناکی از ضربوجرح او توسط مأموران ارائه دادهاند. هر سه مطمئن نیستند همانجا در خیابان جان باخت یا پس از بردهشدن. مأموران به خانواده گفتهاند دچار ایست قلبی شده، برای احیا به بیمارستان رفته اما احیا نشده و فردایش (۵ آبان) درگذشته است.
مراسم خاکسپاری، هفتم و چهلم برای حکومت پر از ترس و ارعاب بود؛ یک روز پیش از چهلم، سرپرست آرامستانهای شهرداری قبرستان را تعطیل و خانواده را در خانه حبس کرد.
وکیل خانواده میگوید: «اطلاعات موثقی درباره نام عاملان قتل داریم.»
بابک اسلامیپارسانی در توییتر افزوده: «در پرونده جاویدنام #مهرشاد_شهیدی با اطلاعات، مدارک و اسامی متهمان مواجه شدهام. بازپرس با وجود وکالت اولیای دم، قرار عدم دسترسی صادر کرد و اعتراض در دادگاه کیفری یک اراک پذیرفته نشد، اما این اطلاعات صددرصد موثق امیدواری ما را دوچندان کرد.»
#علیه_فراموشی
#محمد_کیوان_درویشی، جوان سنندجی که ۴ آبان ۱۴۰۱ در #چهلم_مهسا_امینی به خیابان میرود و مورد اصابت گلوله سرکوبگران قرار میگیرد.
محمد کیوان پس از اصابت گلوله از ترس دستگیری به بیمارستان مراجعه نمیکند و هنگام بازگشت برای اینکه مادر پیرش نفهمد به اتاقش میرود اما گلولهها به شریان حیاتیاش برخورد کرده بود و همان شب در تنهایی جان میسپارد.
#علیه_فراموشی
محمدحسین فرجی، ۱۸ ساله، در تهرانسر با شلیک مستقیم گلوله کشته شد. پیکر او پس از ۶ روز بیخبری به خانوادهاش تحویل داده شد.
۲۶ تیرماه زادروز محمدحسین فرجی بود. او چهارم آبان ۱۴۰۱ در محله تهرانسر تهران توسط نیروهای حکومتی کشته شد. هنگام کشته شدن تنها چهار ماه از ورودش به ۱۸ سالگی گذشته بود و برای همیشه ۱۸ ساله ماند.
آدم شجاع و نترسی بود که از ابتدای اعتراضات حضور داشت و رفتهرفته نقش رهبری تجمعات محل را بر عهده گرفت. در تمام اعتراضات شرکت میکرد. تصاویری از حضور او در تجمع جلوی زندان اوین وجود دارد و احتمالاً همانجا شناسایی شد.
چند روز بعد به مادرش گفته بود حس میکند تحت نظر است. شب قبل در کوچهای چند نفر او را دور کردند و یک بسیجی از همان منطقه او را با تهدید به دیوار تکیه داد، از او عکس گرفت و گفت: «عکست را داریم، اگر دوباره حولوحوش شلوغی ببینیمت دستگیرت میکنیم!»
چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ مصادف با چهلم مهسا امینی، حدود ظهر از خانه بیرون رفت و ناپدید شد. پنج روز گذشت و خانواده خبری از زنده یا مرده بودن او نداشت. خواهرش فائزه در اینستاگرام عکس او را منتشر کرد و گفت برادرم ناپدید شده. ساعاتی بعد چند مأمور لباسشخصی به منزل مراجعه کردند، فائزه را تهدید کردند و از او خواستند پستش را پاک کند.
دوشنبه ۹ آبان نیمهشب نیروهای امنیتی به خانواده تماس گرفتند و گفتند جسد پسرتان در پارکی در منطقه زعفرانیه پیدا شده، برای شناسایی بیایید. وقتی خانواده به سپاه تهران در میدان عشرتآباد مراجعه کردند، از آنها خواستند برگهای امضا کنند که تأیید کرده او بر اثر سکته فوت کرده است. با تهدید از پدرش امضا گرفتند و اجازه ندادند خانواده نه در پزشکی قانونی و نه در لحظه خاکسپاری پیکر را ببینند.
خانواده محمدحسین تهدید شدند و تحت فشار قرار گرفتند تا سکوت کنند.
آدرس مزار #محمد_حسین_فرجی: تهران، بهشت زهرا، قطعه ۳۱۰، ردیف ۱۳، شماره ۵۹
#علیه_فراموشی
مجتبی یازدوش فرزند علی یازدوش، کارمند سپاه و از مداحان حکومتی و وحوش خامنهای است که در قیام ۱۸ و ۱۹ دیماه ۴۰۴ در اطراف میدان عشرتآباد تهران، معترضان را با شلیک گلوله شاتگان به شدت زخمی میکرد و چندین معترض را به قتل رسانده است.
این مزدور همواره در حال جمعکردن نیرو از هیئتها برای بسیج جهت سرکوب مردم است و مجوز حمل سلاح نیز دارد.
پاتوق او قهوهخانه نخل، تهران، خیابان خاوران، خیابان عارف (مخبر جنوبی)، نرسیده به چهارراه عارف، دست چپ چایخانه نخل است.
اینستاگرام: @ghamar133madad
حسین سالاری در ۴ آبان ۱۴۰۱ هنگام تظاهرات در کرمان از ناحیه کمر، سر و ریه با ۴ گلوله جنگی و گلولههای ساچمهای مأموران آدمکش خامنهای مجروح شد.
این جراحت باعث عفونت شدید ریههایش شد.
در شامگاه ۱۴ آبان ۱۴۰۱ پس از هدف قرار گرفتن توسط نیروهای امنیتی به بیمارستان کاشانی کرمان منتقل شد.
تا ۱۴ آبان تحت مداوا بود اما به دلیل شدت عفونت ریهها در بیمارستان جان باخت.
مأموران امنیتی اجازه دفن پیکر را به خانواده نمیدادند اما با فشار خانواده و مردم کرمان پیکر حسین سالاری مقدم را تحویل دادند و او در کرمان به خاک سپرده شد.
#حسین_سالاری متولد ۱۳۶۴، ساکن کرمان، متأهل و دارای دو فرزند بود. مهندس رشته تعمیرات و آب و خاک و شاغل در سازمان آب کرمان بود.
#علیه_فراموشی #دادخواهی
این آخرین پیام یلدا است که روز چهارشنبه عصر برای یکی از دوستانش ارسال کرده.
#یلدا_آقافضلی دختر ۱۹سالهای که توسط نیروهای سرکوب دستگیر شده و اکنون به طرز مشکوکی جان باخته است.
یلدا آقافضلی ۱۹ساله، ۵ روز پس از آزادی، شب گذشته جان سپرد و امروز در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
#یلدا_آقافضلی روز ۴ آبان در میدان انقلاب تهران بازداشت و به قرچک منتقل شد.
روز یکشنبه ۱۵ آبان آزاد شد و گفته میشود پنجشنبه خودکشی کرده و جمعه ۲۰ آبان ۱۴۰۱ در بیمارستان تهران کلینیک جان سپرده است.
#علیه_فراموشی
یلدایی که ابراز پشیمانی نکرد. او در آبان ۱۴۰۱ در اعتراضها بازداشت شد اما به خواسته بازجوها تن نداد و هرگز ابراز پشیمانی نکرد. سه روز پس از آزادی به طرز مشکوکی درگذشت.
از کودکی عاشق یادگیری زبانهای خارجی بود؛ به انگلیسی، فرانسه، آلمانی و اسپانیایی صحبت میکرد و از ۱۵ سالگی تدریس زبان را آغاز کرده بود. به حیوانات علاقه خاصی داشت و از حیوانآزارها بیزار بود؛ بارها گربهها و سگهای آسیبدیده را به خانه میآورد و از آنها مراقبت میکرد.
چهارشنبه ۴ آبان ۱۴۰۱ در خیابان انقلاب تهران بازداشت شد. خانواده ابتدا از او بیخبر بودند و پس از سه روز فهمیدند در اوین بوده و سپس به زندان قرچک منتقل شده است. یکبار در قرچک موفق به ملاقاتش شدند.
یلدا گفته بود در زندان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از این موضوع بسیار عصبانی بود. آثار ضرب و شتم روی سر، صورت و دستهایش کاملاً مشهود بود.
دوشنبه ۱۶ آبان از زندان قرچک آزاد شد. از آزادی تا مرگ مشکوکش فقط سه روز گذشت. در این مدت بسیار کمحرف بود و از صحبت درباره زندان اجتناب میکرد. جای ضربهها روی کمرش مشخص بود و دور مچ دستهایش پر از زخم بود.
خانواده برای تغییر حالش تصمیم گرفتند برایش ماشین خوبی بگیرند، اما او استقبال نکرد و گفت: مردم ندارند؛ چشمشان میماند؛ من نمیتوانم سوار شوم.
شامگاه پنجشنبه ۱۹ آبان برای استراحت به اتاقش رفت. حدود ساعت ۴ صبح جمعه ۲۰ آبان، نفسهایش غیرطبیعی شد و به خرخر افتاد. صبح خانواده متوجه شدند جان باخته و بدنش سرد شده است.
#یلدا_آقا_فضلی #علیه_فراموشی
محمدکیوان درویشی یکی از دهها جانباخته خیزش سراسری ۱۴۰۱ است. او در ۴ آبان ۱۴۰۱ در اعتراضات مردمی #سنندج به مناسبت چهلمین روز قتل حکومتی ژینا مهسا امینی، با تیراندازی نیروهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد. این معترض در «کمربندی ۲۵» سنندج بر اثر اصابت گلوله ساچمهای به نقاط حیاتی بدن جان باخت، در حالی که پزشکی قانونی علت فوت را «ایست قلبی» عنوان کرده است. تا شامگاه ۴ آبان همزمان با چهلم مهسا امینی، دستکم جانباختن بیش از ۲۶۰ شهروند ثبت شده است.
#علیه_فراموشی
افشین آشام در ۴ آبان ۱۴۰۱ در اعتراضات مردمی قصرشیرین استان #کرمانشاه به مناسبت چهلمین روز قتل حکومتی #مهسا_امینی با تیراندازی نیروهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی کشته شد.
تا شامگاه ۴ آبان همزمان با چهلم مهسا امینی، دستکم جانباختن بیش از ۲۶۰ شهروند ثبت شده است.
#علیه_فراموشی
۴ آبان ۱۳۵۹ روز تلخی در تاریخ ایران است؛ خرمشهر پس از ۳۴ روز مقاومت جانانه مردم با دست خالی و ابتداییترین سلاحها سقوط کرد. عراقیها روی دیوارهای آن نوشتند «آمدهایم تا بمانیم»؛ جملهای آکنده از اراده و کینه. در ۱۹ ماه اشغال، خط اتوبوس و تاکسی بصره-خرمشهر برقرار کردند، صرافی برای تبدیل ریال به دینار گشودند و در تلویزیون عراق، خرمشهر را یکی از شهرهای خود خواندند. اعلامیههای بعثی آن را بالشی میدانست که بصره بر آن آرمیده. صدام دو روز بعد آمد و آن را مروارید شطالعرب نامید. افسران عراقی میگفتند کارشناسان خارجی با دیدن استحکامات اطمینان دادند خرمشهر برای همیشه از آنِ شماست؛ ایرانیها ارتش مدرن لازم را ندارند. هرچند در تبلیغات، خرمشهر را «محمرهٔ عراق» و شهری امن معرفی میکردند، اسناد و روایتها نشان میدهد مدافعان ایرانی هر از گاهی آرامش ارتش صدام را برهم میزدند. سرهنگ صبار الفلاح روایت کرد: تکتیراندازان ایرانی سنگرها را هدف میگرفتند و افسرانمان را با تیر قناص به قلب یا مغز میکشتند. شبی انفجاری محل گردان را لرزاند؛ سربازی فریاد زد ایرانیها حمله کردند. در سنگر فرماندهی خشکم زد. از بیرون شلیک میآمد. کسی گفت ایرانیها پنج تانکمان را زدهاند. عجیب بود؛ موقعیتمان خوب و استراتژیک بود. روی بدنهٔ تانک سوخته نوشته بودند: ای اشغالگران! هیچجا در امان نخواهید بود. خرمشهر ۱۹ ماه بعد آزاد شد؛ پیروزی قاطع ایران به جشن ملی بدل شد و مردم در شهرها به خیابان ریختند. عراق با از دست دادن خرمشهر و مناطق اشغالی، برتری خود در جنگ را از دست داد.
#خرمشهر_آزاد_شد_ولی_آباد_نشد
ابوالفتح: همه شواهد از احتمال وقوع جنگ پرشدت دیگری حکایت دارد؛ اهداف و سلاحهای مورد استفاده میتوانند متفاوت باشند.
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا صداوسیما، در گفتوگو با خبرآنلاین هشدار داد شواهد موجود از احتمال بالای جنگی پرشدت حکایت دارد؛ هرچند زمان آغاز آن مشخص نیست و وقوع جنگ قطعی نیست.
او با اشاره به جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه گفت درگیری احتمالی بعدی ممکن است طولانیتر باشد و از نظر اهداف، نوع تسلیحات و شدت عملیات تفاوتهای قابلتوجهی داشته باشد.
ابوالفتح درباره اختلافات مذاکراتی توضیح داد ایران خواستار بازگشایی تنگه هرمز پیش از مذاکرات هستهای است، اما آمریکا بر بررسی همزمان همه موضوعات تأکید دارد.
وی دستیابی به توافق رضایتبخش برای دو طرف را بسیار دشوار دانست و گفت آمریکا تاکنون به اهداف موردنظر خود نرسیده است.
پدر سارینا ساعدی: «درخت ژاله و یک گل سرخ سر مزار دختر عزیزم کاشتم تا یادت همیشه زنده و ماندگار باشد. هیچوقت فراموش نمیشوی و ظلمی که در حق تو شد از یاد نمیبرم.»
سارینا ساعدی، دختر ۱۶ ساله سنندجی، در ۴ آبان ۱۴۰۱ در محله نایسر سنندج، همزمان با اعتراضات چهلم مهسا امینی در جریان خیزش ۱۴۰۱ ایران، بر اثر ضربات متعدد باتوم به سر توسط نیروهای حکومتی دچار خونریزی مغزی شد و روز بعد، ۵ آبان ۱۴۰۱، در بیمارستان توحید سنندج درگذشت. پیکرش هرگز به خانواده تحویل داده نشد و با همراهی دو خودرو نیروهای امنیتی به آرامستان بهشت محمدی منتقل شد. مراسم خاکسپاری در فضایی کاملاً امنیتی و تنها با حضور چند تن از اعضای خانواده برگزار شد.
#علیه_فراموشی
سارینا ساعدی، دختر ۱۶ ساله سنندجی، در ۴ آبان ۱۴۰۱ در محله نایسر سنندج همزمان با اعتراضات چهلم مهسا امینی در خیزش ۱۴۰۱ ایران بر اثر ضربات متعدد باتوم به سر توسط نیروهای حکومتی دچار خونریزی مغزی شد و روز بعد، ۵ آبان ۱۴۰۱، در بیمارستان توحید سنندج درگذشت.
پیکر او هرگز به خانواده تحویل داده نشد و با همراهی دو خودروی نیروهای امنیتی به آرامستان بهشت محمدی منتقل شد. مراسم خاکسپاری در فضایی کاملاً امنیتی و تنها با حضور چند تن از اعضای خانواده برگزار شد.
در ۹ آبان ۱۴۰۱، شمار زیادی از مردم در مراسم هفتمین روز درگذشت سارینا ساعدی در آرامستان بهشت محمدی سنندج شرکت کردند.
معترضان کنار آرامگاه #سارینا_ساعدی شعارهایی مانند «مرگ بر خامنهای»، «هر یک نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه »، «آزادی، آزادی، آزادی» و «شهید نمیمیرد» سر دادند. سخنران مراسم گفت: «سارینا! تو نمیمیری؛ تو آتش این انقلاب را شعلهورتر کردی؛ تو جهان را بیدار و دشمن را خار و زبون کردی.»
#علیه_فراموشی


















