Pinned Tweet
نکات و یادداشت هام از کتابهایی رو که میخونم، اینجا مینویسم. امید اینکه خوندنش برای شما هم مفید باشه.
لیست خلاصه کتابها تو این رشته ذکر میشه.
یهودیها با تأسیس استودیوهای فیلمسازی و خبری، مثل universal، برادران وارنر WB، پارامونت، ...، پایهگذار هالیوود بودند و همچنان بخش بزرگی از آن را کنترل میکنند، اما هرگز از آن برای تبلیغ و یا دفاع از اسراییل استفاده نکردند.
یهودیان به چند گروه قومی-فرهنگی تقسیم میشوند: اشکنازی، میزراکی و سافرادیم. یهودیان آمریکا بیشتر خود را اشکنازی میدانند و در فرایند تشکیل دولت اسراییل مشارکت نداشتند، اما چند سال بعد از تشکیل کشور اسراییل و رسیدن خبر هولوکاست، کمکهای مالی زیادی را به اسراییل رساندند.
یهودیان آمریکا بیشتر دموکرات هستند و یکی از بزرگترین حامیان مالی به کمپین انتخاباتیشان به حساب میآیند. در انتخابات ریاستجمهوری ٧٠-٨٠٪ رای آنها به کاندید دموکرات تعلق میگیرد. و در مسأله موضعگیری در برابر اسراییل بیشتر تحت تأثیر فضای سیاسی آمریکا و جناح چپ هستند تا تعلق عقیدتی-تاریخی به یهودیان.
در طرف مقابل برای توضیح علت حمایت محافظهکاران و حزب جخ از اسراییل دو مورد مذهبی و میهنی را میتوان برشمرد. مسیحیان اونجلیک معتقدند خداوند سرزمین اسراییل را به یهودیان وعده داده (چند سال قبل در این مورد رشته توییتی نوشتم). مورد دوم حمله به برجهای دوقلو در ٩/١١ بود که تاثیر عمیقی بر جهانبینی آمریکاییهای میهندوست گذاشت و با دیدن عاملان حمله و واکنش مسلمانان منطقه (پخش شیرینی و شربت و شادی دستهجمعی در غزه) دوست و دشمن را شناختند. به عبارتی اسراییل را نماد فرهنگ اصیل غربی در خاورمیانه میبینند.
This quoted post is unavailable.
با نگاه به عمق مطلب و نوع واژگان به کار گرفته شده میتوان به سطح دانش و IQ و ژرفای فهم گوینده پی برد. نوشتههای جناب اردلان همیشه در سطح گروه سنی الف و ب قرار میگیرند. اما در مورد این توییت:
متنفع شدن روسیه: ضعیف شدن یا حذف جا به عنوان متحد روسیه چطور به نفع روسیه است؟
پهپاد شاهد بخش بزرگی از پهپادهای تهاجمی روسیه را تشکیل میدهد و زیر فشار رفتن جا، توانایی روسیه در استفاده از آن به شدت کاهش مییابد.
از طرفی جایگاه اکراین به عنوان به بازیگر قدرتمند در زمینه مهار روسیه و جا تثبیت میشود. یکی از اشتباهات آمریکا لحاظ نکردن توانایی اوکراین قبل از شروع جنگ با جا بود. از چند روز پیش توانایی و تجربه آنها در منطقه به کار گرفته شده. عربستان هم در آستانه بستن قرارداد با اوکراین برای به کار گرفتن توانایی مهار پهپادها است، تجهیزاتی بسیار سادهتر و هزینه یکصدم تا یکهزارم موشکهای آمریکایی.
سود نفتی روسیه هم به صورت خطا با قیمت جهانی نفت افرایش نمییابد چرا که نفت آنها در بازار آزاد عرضه نمیشود. و یکی دو ماه درآمد نفتی بیشتر هرگز پاسخگوی هزینههای سرسامآور جنگ با اوکراین نیست.
افزایش قیمت سوخت: حدود ١۵-٢٠٪ نفت دنیا از تنگه هرمز عبور میکند که تا ١/٣ آن از راه غیر دریایی همچنان قابل انتقال است (البته با هزینه بیشتر). با اختلال مبادلات دریایی از طریق تنگه هرمز خود جا و سپس چین بیشتر از همه ضرر میکنند. از طرفی کشورهای عمده مصرف کننده نفت در صورت قطع کامل هرگونه واردات، هم برای ٣-۶ ماه ذخیره نفتی دارند. آنچه باعث افزایش قیمت شده، شوک موقت و ناگهانی به بازار و نایقینی نسبت به شرایط روزهای آینده است. توان جا در اختلال مبادلات از طریق هرمز انتظار میرود روز به روز کاهش باید. در نتیجه نمیتوان انتظار داشت بیش از چند هفته دوام بیاورد. در بدترین حالت و تداوم اختلال چند ماهه، بعضی از چاههای نفت که هزینه تولید بیشتر دارند میتوانند وارد چرخه تولید و جایگزین کاهش نفت از هرمز شوند. و ممکن است توجیهی برای تصرف بخشی از خاک ایران برای تامین امنیت هرمز شود.
نکته در مورد افزایش قیمت نفت در بعضی نقاط اینکه برای مثال بنزین کالیفرنیا به دلیل قوانین چپولانه از خود آمریکا مانند تگزاس تامین نمیشود، و از پالایشگاههای با استاندارد متفاوت از دیگر نقاط دنیا وارد میشود و ساکنین بهای بیشتری میپردازند.
جان آمریکایی: آنچه مردم را به تلفات حساس میکند نتیجه و هدف است. در صورت محقق شدن اهداف آمریکا، از کشتهها به عنوان قهرمان راه آزادی یاد خواهد شد.
١١ میلیارد دلار: در حد خطای گرد کردن در بودجه کلان آمریکا است. هزینههای نظامی هم برای دولت ١به١ نیست.
رژیمی که کمخطر شده بود: !! نیازی به توضیح نیست.
بین تمام تحلیل غیر ایرانیها از تحولات اخیر که دیدم این پادکست بهترین بود. دو مهمان هم ایمن دین، مشاور امنیتی در امور خاورمیانه و مامور MI6 در القاعده، و ریچارد مینیتر، نویسنده چندین کتاب در امور امنیتی آمریکا، هستند. چند نکته مهم را اینجا اشاره میکنم، اگرچه شنیدن خود گفتگو توصیه میشود.
-حکومت ایران بزرگترین حامی تروریسم در منطقه و جهان است. حدود ۴٠-۵٠٪ اقتصاد ایران در دست سپاه است. در قانون اساسی ایران ذکر شده که ایران متعلق به امام غائب است و در نام سپاه، اسمی از ایران نیست. اینچنین مومنین به ایدئولوژی آخرالزمانی میتوانند در دو روز بیش ٣٠هزار نفر مردم خود را بکشند. نباید از آنها توقع منطقی/rational بودن داشت که منطق آنها بسیار متفاوت از الگوهای دنیای مدرن است.
-ترجیح اسراییل انتقال قدرت به رضا پهلوی است، تا ایرانی دموکرات بسازد. اما آمریکا به دنبال اتوپیای دموکراتیک نیست و توقعات حداقلی و ساده دارد: ایرانی که درگیر مزاحمت برای همسایهها و ناآرام کردن منطقه نیست و نیازهای اولیه مردمش را فراهم میکند. سازمان CIA لیست شامل ۵ تا ١٠ اسم را به اسراییل داده که هدف نباشند و صرفا به دنبال جایگزین فردی است که تنها ایران به بازیگر عادی منطقه تبدیل کند. پایگاه مردمی پهلوی در داخل ایران میتواند برگ برندهای در برابر نظر CIA باشد.
اسراییلیها معتقدند باید تا میتوان سپاه را حذف کرد که امکان تغییر عقیده آنها وجود ندارد. هر کسی هم تلاشی برای اصلاح کند توسط سپاه حذف میشود. فعلا از آمریکا تا ۴ هفته زمان خریده.
-این جنگ برای ترامپ قمار بزرگی بود. انتخابات کنگره در پیش است و تسلط حزب جمهوریخواه در دو مجلس بسیار شکننده است، اما گاهی خود نجنگیدن قمار است. در واقع کار بزرگ ترامپ تلاش برای از بین بردن تهدیدی برای کل دنیا است. از طرفی کاخ سفید به دنبال گرفتن انتقام گرفتن از گذشته نیز هست، مانند گروگانگیری سفارت در تهران و کشته شدن آمریکاییها در لبنان و عراق به دست جا.
-عربستان جا را تهدید امنیتی میبیند که از چند سمت توسط ایران محاصره شده. و هدف قرار گرفتن منابع نفتی و تاسیسات آب شیرین کن میتواند به سرعت عربستان را وارد بحران کند. در دوره بایدن، آمریکا به عربستان در برابر تهدیدات ایران پشت کرد تا شاید با ایران به توافقی برسد (با کمک نکردن در برابر حملات موشکی حوثیها). عربستان هم به چین رو آورد تا میانجی صلحی بین دو کشور شود. اما با بازگشت ترامپ، و نشان دادن اراده محکم در حمله مستقیم ٨ماه پیش، بار دیگر عربستان در سمت آمریکا قرار گرفت. امارات و عربستان به این نتیجه رسیدند که رفع تهدید همیشگی جا یا الان است یا هرگز.
youtube.com/live/eaB-GNL-dso…
قسمت توجیهی در ابتدا همانی بود که در سخنرانی چند روزی پیش در کنگره گفت. اما مهمترین بخش آن هشدا به مردم آمریکا بود که احتمال از دست رفتن جان سربازان آمریکایی وجود دارد.
تلفات بخشی از جنگ است اما اعلام رسمی آن یعنی تلفات جانی هزینهای است که کاخ سفید حاضر به پرداخت آن است.
صحبتهای دیشب ترامپ را میتوان آمادهسازی افکار عمومی آمریکا برای توجیه حمله به جا دید. ابتدا از کشته شدن سربازان آمریکایی به دست حکومت جا گفت و از موشکهایی که در آینده تهدید خاک آمریکا هستند! دو نکته ملموس، مهم، و تاثیرگذار برای شنونده آمریکایی.
تفاوت نگاه دو حزب جمهوریخواه و دموکرات به ایران را میتوان دید. حزب دموکرات ایران را بیشتر یک دیکتاتوری مرسوم در منطقه در کنار دیگر کشورها مثل عربستان و قطر میدید (این نگاه در دولت اوباما بسیار پررنگ بود). اما حزب جخ ماهیت جا را تهدیدی برای آمریکا میداند.
در سال منتهی به انتخابات کنگره، حمله احتمالی آمریکا به ایران قمار بزرگی است. روبیو و ونس هم در دو سر این قمار قرار گرفتند. بسیاری از موضعگیریها هم معطوف به انتخابات پیش رو است.
اتفاق عجیب دیگر درز کردن مخالفت رییس ستاد مشترک ژنرال کِین به چند خبرگزاری بود. کِین که منصوب ترامپ است ظاهراً نسبت به نبود برنامه پایان و از کنترل خارج شدن درگیری هشدار داده بود. بسیاری از مخالفین هم بر این نکته تاکید دارند و آن را مشابه حمله به عراق میبینند. چرا که اگر چه در این درگیری طرف آمریکایی برتری نظامی و آفندی فوقالعادهای دارد اما آستانه درد آن هم بسیار پایینتر است.
در پایان سم هریس متفکر شناخته شده لیبرال، علیرغم تنفر از ترامپ، ضمن دفاع از حمله به ایران، بار دیگر بر تفاوت ایران با عراق و افغانستان تاکید کرد که با مخالفت و تعجب بسیاری از لیبرالها مواجه شده. این شناخت سم هریس از ایران و همدردی با مردم ایران شاید ریشه در یهودی بودن او دارد.
در چهارمین سالگرد تجاوز روسیه به اوکراین، خواندن رشته توییت پیوست شده از روزهای پیش از جنگ، خالی از لطف نیست. در روزهای نخست درگیری، تقریبا تمامی تحلیلگرها سقوط و شکست اوکراین را محتمل میدانستند، و اما آنچه سرنوشت جنگ را رقم زد، میهندوستی، آمادگی هزینه دادن برای آزادی، و نماد آن پایداری زلنسکی بود، که "یک ملت در افسانه و روایتها زاده میشود و در حماسهها قوام مییابد".
دو طرف درگیری به مرحله تعادل رسیدهاند، و نمیتوان پایان نزدیک برای آن متصور بود.
چندی پیش دسترسی روسیه به استارلینک در خاک اوکراین متوقف شد، که قطعا با حمایت کاخ سفید انجام شده. اگرچه بخش بزرگی از پهپادهای روسیه به استارلینک وابسته نیستند، و بیشتر FPV drone هستند، اما پهپادهای تهاجمی دوربرد و مسیرهای ارتباطی روسیه با دشواری مواجه شده و اوکراین هم از این فرصت استفاده کرد و حدود ٢٠٠km2 از زمینهای خود را پس گرفت که معادل ۵ماه پیشروی روسیه بود.
حمایت نظامی و اطلاعاتی آمریکا از اوکراین هم کاهش پیدا کرده و اروپا جایگزین آن شده، برای مثال فرانسه بخش بزرگی از توان اطلاعاتی خود را به اوکراین اختصاص داده. در نتیجه آمریکا اهرم فشاری برای وادار کردن اوکراین به پذیرفتن هر صلحی را که شرایط آن مطلوب نیست، ندارد. از طرفی پوتین هم تمایلی به پایان دادن جنگ ندارد. به اهداف نظامی خود نرسیده و اقتصاد روسیه و بخش بزرگی گردش مالی در آن به جنگ وابسته است. سربازانی که تا ده برابر حقوق معمول خود از ارتش دریافت میکنند، در صورت بازگشت از جنگ کسب و کاری نمانده تا در آن مشغول شوند. آمریکا هم با اعمال تحریمهای بیشتر درآمد صادرات نفتی روسیه را بیش از گذشته کاهش داده. دسامبر گذشته اوکراین بالاترین نرخ حمله به پالایشگاههای روسیه داشته. همچنین بالاخره موشک فلامینگو با برد ٣٠٠٠km را عملی کرد و نقاطی را در خاک روسیه هدف قرار داد. اگرچه فعلا تولید روزانه آن اندک است.
انتظار میرود جنگ چند سال دیگر هم ادامه پیدا کند. محدودیت منابع اقتصادی برای روسیه و محدودیت منابع انسانی برای اوکراین تعیینکننده خواهد بود.
Replying to @JaredDiam
٢٣فوریه کاخ سفید اطلاعاتی دریافت کرد که تهاجم روسیه شروع شده. سالیوان فورا با دفتر زلنسکی تماس گرفت و ارتباط تلفنی بین زلنسکی و بایدن برقرار شد. زلنسکی درخواست کرد که "هر چه اطلاعات دارید در اختیار ما قرار دهید، ما میجنگیم، ما مقاومت میکنیم، اما به کمک شما نیاز داریم"
پایان
برخی از سر سادهفهمی دنیا، انقلاب ۵٧ را جهش رو به جلو و عبور از استبداد میدیدند که "ما به عقب بر نمیگردیم". آنچه در واقع اتفاق افتاد سقوط تمدن ایرانی از آستانه مدنیت و مدرنیته به ١۴٠٠ سال قبل بود. بهای این فهمیدن خون بهترینهای ما بود.
این جنایت رخ داده ایران پردهای بود از دنیای ماقبل مدرن، که واقعیت انسان بدوی را در برابر دوربینها به تصویر کشید. انسان نخستین توانایی تحمل دنیای بزرگ و آزاد را ندارد و ناگزیر به قبیله و معبد و مسجد خود پناه میبرد، که در صورت احساس خطر از هیچ جنایتی فروگذار نیست.
کشتار هولناک مردان و زنان غیرنظامی ایرانی توسط نیروهای امنیتی جا با عمل سربازان نازی در کشتار یهودیان در جج٢، علیرغم شباهتهایی، یک تفاوت ماهوی دارد. در هر دو اگرچه بخشی از نیروی کشتار، افرادی بدون سابقه نظامی و کارمند اداره و حتی مردم عادی بودند،
اما نیروهای سرکوب در ایران با پیشآگاهی، آموزشدیده، و به شکل هماهنگ و سرتاسری به کشتار اقدام کردند. و تلاشی برای مخفی کردن آن هم نداشتند. آنچه در ایران رخ داد، چیرگی کامل ایدئولوژی بر حس میهندوستی و انساندوستی در قاتلین بود.
و همینطور چین ... Hanها که زمانی گروهی کوچک بودند امروزه در تقریبا چین فرهنگ و زبان آنها، ماندرین، غالب است. محو کردن فرهنگ مغلوب و جایگزینی آن با فرهنگ چینیهای Han به Sinicization شناخته میشود.
زمانی تمام پادشاهیهای همسایه چین، مطیع امپراطوری این کشور بودند. در شمال، شمال شرق، و جنوب چین امروزی قبائل و عشایر و امپراطوریهای با زبان و فرهنگ متفاوت بودند که در طول زمان در فرهنگ چینی هضم شدند. از اواخر قرن ١٨ام به تدریج دامنه نفوذ چین با ورود غربیها کاهش یافت. اگرچه در گذشته، نگاه چینیسازی بیشتر روندی طبیعی و خودپیشرونده بود، اما در نگاه حزب کمونیست امروز چین، این یکپارچهسازی فرهنگی و زبانی فرایندی است اجباری و از بالا به پایین. کمونیسم در چین نه تنها ملیگرایی پوپولیستی را زنده کرده، پیوسته به دنبال هضم دیگر فرهنگها و زبانها است.
١/٧ سبد آرا ممدانی دو گروه حامی برجسته داشت. ١- مهاجران و تازهواردان به نیویورک و ممدانی هم خود را نماینده مهاجرها میداند که "مهاجران آمریکا را تأسیس کردند". این گفته درست اما فریبنده است. آنچه آمریکا را ساخت یک ایده بود که مهاجرین آن زمان حامل آن بودند؛
وعدههای ممدانی هم چندان امکان عملی شدن ندارد. رایگان کردن حمل و نقل مسأله ایالتی و از اختیارات شهردار خارج است. کنترل قیمت مسکن با قرار دادن سقف اجاره، یک خوشباوری در حد گروه سنی الف از علم اقتصاد است. ۴٠٪ مالیات را ١٪ ثروتمند نیویورک تامین میکنند، و چه بسا مالیات بیشتر











