Iranian-born, Berlin-based. I write, and I build two kitchens and a book about this city. Words that get things done. Love / Hate Berlin ↓

Berlin, Germany
Joined February 2012
آزادی حتی بالاتر از زندگی‌ست؛ وقتی شما از آزادی خود می‌گذرید، باید منتظر باشید که دیگران زنده بودن یا زندگی شما را نیز در دست‌بگیرند.
1
5
140
خانمه برگ جمع کرده بود می‌برد خونه! پرسیدم می‌شه ازش عکس بگیرم؟
1
14
389
از دوستان ساکن آمریکا، سوییس، سنگاپور، امارات و هنگ‌کنگ دعوت می‌کنم تشریف بیارن و کامنت‌ها رو بخونن!
دوستان مدافع نظام سلامت آلمان! دوستان کم‌تحملِ شنیدن هر انتقاد از “خارجه” که تا هر حرفی بزنیم می‌گید نمی‌خواهی برگرد! بنده سال‌هاست ماهانه چند صد یورو پول بیمه می‌دم و واقعا روی هم شاید پنج بار در ده سال دکتر نرفتم! ببخشید که اوقات شریف‌تون رو مکدر می‌کنم. پوست‌ پشت گردن‌م بسیار عجیب خشک و لکه‌لکه شده! دو ماهه دارم خود درمانی می‌کنم که مجبور نشم به نظام سلامت آلمان فشار بیارم. امشب از سر استیصال مجبور شدم اپ doctolib رو باز کنم و دنبال نوبت دکتر پوست بگردم. تنها یک دکتر از صدها دکتر لیست‌شده، آگوست ۲۰۲۷ وقت می‌داد. می‌زدم رو گزینه‌ش که انتخاب کنم، همون رو هم وقت نمی‌داد بهم. حالا اگر می‌گید برنگردم ایران، یه راه‌حل لطف می‌فرمایید تا وضعیت‌م بدتر نشده و بعد خرج بیشتری رو دست دولت نذارم! برم بیمارستان اوژانس بشینم بعد از پنج ساعت نوبت‌م بشه هم قبول‌م نمی‌کنن که. پوست‌م خشک شده دیگه. در حال موت نیستم که! در حال موت هم باشی البته باید از قبل برنامه‌ریزی کنی! ولی واقعا، پنج ساعت وقت‌م ندارم برم بشینم تو صف حتی اگر قبول کنن. مگه من این همه پول نمی‌دم ماهانه؟ واقعا پول زیادی می‌دم! حق من یه ویزیت نیست بعد از ۱۱ - ۱۲ سال زندگی در آلمان؟ نوش جون هرکی پول نداره و دولت داره پول بیمه‌‌ش رو می‌ده، ولی منم حالا هر دو سال یه ویزیت برم دیگه اگر ناراحت نمی‌شید! ایشالا یکی میاد و یکی از اون راهکارهای معجزه‌آساش رو این زیر می‌نویسه؛ ولی چرا ما باید اصلا در جهان اول درباره‌ی این موضوع چیزی بنویسیم و دنبال راه‌حل‌های معجزه‌آسا و مخفی باشیم؟ پیدا کردن اون راه‌ها مگه زمان‌بر نیست و زمان خودش مگه هزینه نیست؟ چه طوریه که همه‌ی هزینه‌ها رو باید بدیم و هزینه‌های پنهان رو هم متقبل بشیم؟ ببخشید اصلا درباره‌ی این کشور گل و بلبل من چیزی می‌نویسم! ببخشید اذیت می‌شید. ببخشید بنده، ناشکرم! ببخشید من کمی اقتصاد خوندم و می‌‌دونم آنچه حتی به ظاهر رایگان‌ است در نهایت باعث‌ قحطی می‌شود. ببخشید که اونچیزی که برای خیلی‌ها تجربه‌ی تازه‌ی امروزه برای کسی که تاریخ اقتصاد خونده، تکرار تاریخه! ببخشید که در این شهر زمان شما، انتظار شما جزو هزینه‌ها حساب نمی‌شه، چون واحدش از ساعت و روز و ماه گذشته و برای خیلی از خدمات حالا اینجا باید سال‌ها منتظر موند! منتظر برقکار، منتظر لوله‌کش، منتظر دکتر، منتظر قطار، منتظر خونه‌ای که خالی بشه تا اجاره‌ش کنی، منتظر جواب فلان اداره، منتظر تعیین کردن تکلیف خود زندگی… انگار در برلین کارها به انجام نمی‌رسن، فقط یه تعویق می‌افتن. و‌ مردم انگار پذیرفتن که تاخیر و لنگ‌درهوا بودن نوعی از زندگیه! زندگی برای روز مبادا! و یک سوال: اگر کسی قرار باشه مثلا در ۶۰ سالگی خودکشی کنه تا دوران کهولت خودش رو اصلا نبینه، چه برسه خرج بذاره رو دست دولت برای هزینه‌های درمان دوران پیری‌ش، دولت اجازه می‌ده اون فرد حق بیمه‌ی درمان اجباری‌ش رو پرداخت نکنه؟ که اگر مثلا خواست در چهل سالگی بره دکتر، بره خصوصی و منتظر نمونه! شما بهش اجازه می‌دید یا می‌گید نه، ایشون عقل‌ش نمی‌رسه و شما باید براش تصمیم بگیرید که چی خوبه؟ حالا اصلا ایشون خودکشی نکرد شصت سالگی و همین طوری عمرش رو در انتظار خدمات و انجام شدن کارها گذروند، بنده خدا در هفتادسالگی پشت گردن‌ش اینطوری ملتهب بشه هم باید منتظر بمونه؟
1
13
3,888
دوستان مدافع نظام سلامت آلمان! دوستان کم‌تحملِ شنیدن هر انتقاد از “خارجه” که تا هر حرفی بزنیم می‌گید نمی‌خواهی برگرد! بنده سال‌هاست ماهانه چند صد یورو پول بیمه می‌دم و واقعا روی هم شاید پنج بار در ده سال دکتر نرفتم! ببخشید که اوقات شریف‌تون رو مکدر می‌کنم. پوست‌ پشت گردن‌م بسیار عجیب خشک و لکه‌لکه شده! دو ماهه دارم خود درمانی می‌کنم که مجبور نشم به نظام سلامت آلمان فشار بیارم. امشب از سر استیصال مجبور شدم اپ doctolib رو باز کنم و دنبال نوبت دکتر پوست بگردم. تنها یک دکتر از صدها دکتر لیست‌شده، آگوست ۲۰۲۷ وقت می‌داد. می‌زدم رو گزینه‌ش که انتخاب کنم، همون رو هم وقت نمی‌داد بهم. حالا اگر می‌گید برنگردم ایران، یه راه‌حل لطف می‌فرمایید تا وضعیت‌م بدتر نشده و بعد خرج بیشتری رو دست دولت نذارم! برم بیمارستان اوژانس بشینم بعد از پنج ساعت نوبت‌م بشه هم قبول‌م نمی‌کنن که. پوست‌م خشک شده دیگه. در حال موت نیستم که! در حال موت هم باشی البته باید از قبل برنامه‌ریزی کنی! ولی واقعا، پنج ساعت وقت‌م ندارم برم بشینم تو صف حتی اگر قبول کنن. مگه من این همه پول نمی‌دم ماهانه؟ واقعا پول زیادی می‌دم! حق من یه ویزیت نیست بعد از ۱۱ - ۱۲ سال زندگی در آلمان؟ نوش جون هرکی پول نداره و دولت داره پول بیمه‌‌ش رو می‌ده، ولی منم حالا هر دو سال یه ویزیت برم دیگه اگر ناراحت نمی‌شید! ایشالا یکی میاد و یکی از اون راهکارهای معجزه‌آساش رو این زیر می‌نویسه؛ ولی چرا ما باید اصلا در جهان اول درباره‌ی این موضوع چیزی بنویسیم و دنبال راه‌حل‌های معجزه‌آسا و مخفی باشیم؟ پیدا کردن اون راه‌ها مگه زمان‌بر نیست و زمان خودش مگه هزینه نیست؟ چه طوریه که همه‌ی هزینه‌ها رو باید بدیم و هزینه‌های پنهان رو هم متقبل بشیم؟ ببخشید اصلا درباره‌ی این کشور گل و بلبل من چیزی می‌نویسم! ببخشید اذیت می‌شید. ببخشید بنده، ناشکرم! ببخشید من کمی اقتصاد خوندم و می‌‌دونم آنچه حتی به ظاهر رایگان‌ است در نهایت باعث‌ قحطی می‌شود. ببخشید که اونچیزی که برای خیلی‌ها تجربه‌ی تازه‌ی امروزه برای کسی که تاریخ اقتصاد خونده، تکرار تاریخه! ببخشید که در این شهر زمان شما، انتظار شما جزو هزینه‌ها حساب نمی‌شه، چون واحدش از ساعت و روز و ماه گذشته و برای خیلی از خدمات حالا اینجا باید سال‌ها منتظر موند! منتظر برقکار، منتظر لوله‌کش، منتظر دکتر، منتظر قطار، منتظر خونه‌ای که خالی بشه تا اجاره‌ش کنی، منتظر جواب فلان اداره، منتظر تعیین کردن تکلیف خود زندگی… انگار در برلین کارها به انجام نمی‌رسن، فقط یه تعویق می‌افتن. و‌ مردم انگار پذیرفتن که تاخیر و لنگ‌درهوا بودن نوعی از زندگیه! زندگی برای روز مبادا! و یک سوال: اگر کسی قرار باشه مثلا در ۶۰ سالگی خودکشی کنه تا دوران کهولت خودش رو اصلا نبینه، چه برسه خرج بذاره رو دست دولت برای هزینه‌های درمان دوران پیری‌ش، دولت اجازه می‌ده اون فرد حق بیمه‌ی درمان اجباری‌ش رو پرداخت نکنه؟ که اگر مثلا خواست در چهل سالگی بره دکتر، بره خصوصی و منتظر نمونه! شما بهش اجازه می‌دید یا می‌گید نه، ایشون عقل‌ش نمی‌رسه و شما باید براش تصمیم بگیرید که چی خوبه؟ حالا اصلا ایشون خودکشی نکرد شصت سالگی و همین طوری عمرش رو در انتظار خدمات و انجام شدن کارها گذروند، بنده خدا در هفتادسالگی پشت گردن‌ش اینطوری ملتهب بشه هم باید منتظر بمونه؟
107
9
12
131
28,402
گراک بات رو نصب کردم فعلا دو سه تا تسک به من سپرده! فعلا اول آشناییه؛ نمی‌دونه چنان می‌خوابونم تو گوشش صدای آمودی بده!
4
517
ضرر خالص آنتروپیک از جی‌دی‌پی کل اقتصاد اسلونی بیشتر شده 😂 و شرکت داره آماده می‌شه بره بورس. من که عاشق‌شم!
7
519
#NewProfilePic این عکس و وقتی برای پیتزافروشی داشتم خرید می‌کردم گرفتم. سه سال و پنج ماه پیشه!
1
36
1,407
دوستان ساکن اروپا، مخصوصا آلمان. من مشاوره‌ی تاسیس یا توسعه‌ی رستوران می‌تونم بدم بهتون. حتی اگر به ظاهر گرون شارژتون کنم، باعث می‌شه شما ده‌ها هزار یورو ضرر نکنید! به هوش‌ مصنوعی و اینکه قبلا خوب تحقیق کردید اکتفا نکنید. مشاور شما اول از همه نباید آدم بخیلی باشه و همه چیز رو بدون تعارف باهاتون به اشتراک بگذاره! باید شما رو روانشناسی کنه. جایی که می‌خواهید رستوران بزنید رو ببینه، حتی شده با ویدیوکال. کانسپت شما رو بی‌رحمانه نقد کنه! وقتی که به عنوان مدیر یا کارمند می‌خواهید بذارید رو… سرمایه‌ای که می‌خواهید بذارید رو. دانشی که دارید از قبل رو. خریدهایی که برای شروع بیزینس می‌خواهید انجام بدید‌ رو… همه رو باید به تناسب کاری که در ذهن دارید باید نقد کنه! واقعا ای کاش خودِ امروزم می‌تونست به خودِ چهار سال پیش‌‌م مشاوره بده! بدون هیچ تعللی هزاران یورو خرج می‌کردم و تمام و کمال حرفاش رو گوش می‌کردم! اون‌طوری سریع‌تر به هدفام می‌رسیدم و ده‌ها اشتباه رو با آزمون و خطا انجام نمی‌دادم! من در خدمت‌تون هستم. به من پیام بدید همین‌جا! به اشتراک بگذارید لطفا برسه به دست کسایی که علاقه‌مند هستن!
2
3
1
42
4,869
سعید حدودا چهل سال‌شه! خانوم‌ش دکترا با فاند قبول شده بوده؛ خودش پیوست اومده. تو ایران وکیل بوده! امروز بهم گفت یک دسامبر دوتایی‌شون بلیط برگشت گرفتن که برای همیشه برگردن ایران. بهم گفت من دارم اینجا آشپزی می‌کنم. همسرم حتی کار هم پیدا کرده. تا کی باید سختی بکشیم که یک دهم جایگاه اجتماعی قبلی‌مون رو به دست بیاریم؟ بحث امنیت شغلی و مالی نیست. بحث احترام و زندگی کردنه! من اینجا صد در صد زندگی رو لمس نمی‌کنم. من اینجا شاید بعد از سال‌ها نصف و نیمه زبان‌شون رو یاد بگیرم. یاد هم بگیرم فهمیدم به راحتی جزئی از این جامعه نخواهم بود. من نه شوخی‌هاشون رو قراره بفهمم و نه خاطرات جمعی باهاشون خواهم داشت. به خودم الکی بگم با فلانی رفیق شدم؟ بگم رفتم فلان کشور رو دیدم؟ چند تا آدم جدید مگه قراره ببینیم؟ چه قدر قصه‌ی جدید مگه قراره بشنویم. قصه‌هاشون رو یک سال نشده حفظ شدم. زندگی برای من اینجا عین اینه که یه آکواریم رو بندازی وسط اقیانوس. آب هست. اقیانوس بزرگه، ولی سهم ما همین شیشه‌ایه که توش زندانی‌ هستیم!
اینستاگرام این توهم رو به مخاطب‌هاش میده که از اوضاع باخبر هستن. و البته بلاگرهایی که خیلی‌هاشون به جاهای مختلف وصل هستن.
34
7
2
300
34,992
تبلیغات کاریابی در برلین این شکلیه دوستان!
3
1
41
2,775
شما یادتون رفته اینجا وقتی اسم‌ش X نبود، همه‌ی اینا رو‌ هزاران کارمند مفت‌خور نشسته بودن سانسور کنن!
در نزاع توئیتری چینی ها و ترکیه ای ها کاربر چینی دیس سنگینی به ترکیه ای ها داده. «فرهنگ شما کاملاً دزدیده شده است: غذا را از یونان، دین را از عرب‌ها و ادبیات را از پارس دزدیده‌اید! شما هیچ تمدن اصیلی ندارید. شما مثل سگ‌های بی‌خانمان به مدت ۵۰ سال زانو زده‌اید و التماس می‌کنید به اتحادیه اروپا بپیوندید، اروپا شما را وحشی می‌داند و در را باز نمی‌کند. دنیای عرب شما را خائن می‌نامد، آسیای میانه واقعی به شما به عنوان جعلی می‌خندد، شما یتیمان ژئوپلیتیک هستید!»
13
869
-کیک توت‌فرنگی-پسته‌ی کم‌شکر و وگان! -نوشیدنی آسایی آب‌پرتقال و زنجفیل تازه که یک همکار برزیلی بهمون ترکیب‌ش رو پیشنهاد داد؛ فوق‌العاده refreshing و سلامت! -کیک موز و گردو وگان با قهوه‌ی fruity تک-خاستگاه کشور پرو که ۱۲ ساله فقط برای کافه‌ی ما به صورت اختصاصی روست می‌شه -کیک سیب وگان با Apple Cinnamon Crumble Latte برای ابتدای پاییز تشریف بیارید: Poolside Cafe maps.app.goo.gl/sh9uyxcFvB2t…
2
23
857
حالا مرحله‌ی بعدی اگر آقایون و دیگر جنسیت‌ها دوست دارن می‌تونن رزومه‌شون رو بفرستن. همیشه و همه‌جا می‌گن Ladies First
خانم‌های توییترِ فارسیِ ساکن برلین! ما در کافه دنبال یک همکار خانم می‌گردیم. اگر تجربه‌ی کار در بیکری یا کافه داشته باشید که چه بهتر. انگلیسی کافیه، آلمانی مزیت! هم کیک می‌پذیم و هم قهوه سرو می‌کنیم! سخت‌کوشی، وظیفه‌شناسی، توانایی برای چندوظیفه‌بودن برای ما بسیار مهمه!
1
1
12
774
در مملکتی داریم زندگی می‌کنیم که ممکنه به خاطر این پست ازمون شکایت بشه! به اسم عدالت و برابری!
خانم‌های توییترِ فارسیِ ساکن برلین! ما در کافه دنبال یک همکار خانم می‌گردیم. اگر تجربه‌ی کار در بیکری یا کافه داشته باشید که چه بهتر. انگلیسی کافیه، آلمانی مزیت! هم کیک می‌پذیم و هم قهوه سرو می‌کنیم! سخت‌کوشی، وظیفه‌شناسی، توانایی برای چندوظیفه‌بودن برای ما بسیار مهمه!
16
4
88
37,058
عمیق‌ترین پست ایکس از زمانی که در این پلت‌فرم هستم رو ایشون و این‌طوری نوشته:
ریاضیات هیچوقت انسانی نبود. مهمانی بود در دامن تمدن و مغز انسانی. الآن هم داره قلمرو انسان رو ترک می‌کنه تا برگرده. بالاخره کاری کردیم که ریاضی خودش، خودش رو ادامه بده.
1
1
279
25,520
تعداد زیادی از بزرگوارانی دارن پیام‌می‌فرستن که جا داره بنده رو استخدام کنن، نه برعکس! من حتی خجالت می‌کشم بگم شما over qualified هستید!
خانم‌های توییترِ فارسیِ ساکن برلین! ما در کافه دنبال یک همکار خانم می‌گردیم. اگر تجربه‌ی کار در بیکری یا کافه داشته باشید که چه بهتر. انگلیسی کافیه، آلمانی مزیت! هم کیک می‌پذیم و هم قهوه سرو می‌کنیم! سخت‌کوشی، وظیفه‌شناسی، توانایی برای چندوظیفه‌بودن برای ما بسیار مهمه!
1
1
27
2,479
امروز آقای Claude اولین مشتری پیتزا کیترینگ رو خودش بعد از چند بار ایمیل‌کاری گرفت، جدول کاری اشپزخونه رو اپدیت کرد، اینوویس رو صادر کرد و هیچی هم به من نگفت! من خودم تو واتس‌اپ اشپزخونه دیدم سفارش اومده!
6
238
13,771
خانم‌های توییترِ فارسیِ ساکن برلین! ما در کافه دنبال یک همکار خانم می‌گردیم. اگر تجربه‌ی کار در بیکری یا کافه داشته باشید که چه بهتر. انگلیسی کافیه، آلمانی مزیت! هم کیک می‌پذیم و هم قهوه سرو می‌کنیم! سخت‌کوشی، وظیفه‌شناسی، توانایی برای چندوظیفه‌بودن برای ما بسیار مهمه!
16
23
2
139
49,376
فقط‌ به فکر شکمم شکم خودم و مشتری‌ها
3
29
986
من ‌و می‌گه به خدا
«بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی مشک آید.» - فیه مافیه؛ مولانا.
4
475
Poolside Cafe Berlin ✌️
12
581