Pinned Tweet
وقت کمه و امتحان نزدیکه؟
❌ کارهایی که ازت وقت میدزدند:
・شروع از صفحهی اول و خوندن همهچیز به ترتیب
・هایلایت و خوندن مجدد جزوه
・ساعتها نوتبرداری و مرتب کردن خلاصهها
・شببیداری و کمخوابی برای جبران
⭕️ کارهایی که در وقت کم بیشترین نتیجه رو میدن:
چرا تمرین بازیابی (Retrieval Practice) جواب میده:
هر بار که اطلاعات رو از ذهنت بیرون میکشی، مسیر عصبی اون خاطره قویتر میشه، نه وقتی فقط دوباره میخونیش
ضعفهات رو همون لحظه نشونت میده، میفهمی کجا رو فقط آشنا حس میکردی ولی بلد نبودی
سخت بودنش خوبه، تلاشی که برای یادآوری میکنی، حافظه رو ماندگارتر میکنه
حس اعتماد به نفس واقعی میسازه، چون قبل از امتحان میدونی دقیقاً چی بلدی
چطور انجامش بدی:
دو قانونِ تمرین بازیابی:
اطلاعات باید از قبل توی حافظه باشه، و باید بدون کمک بازیابی بشه. اگه یکیشون رو جا بندازی، فقط داری با یه مرحلهی اضافه دوبارهخوانی میکنی.
Retrieval practice = retrieving information from memory, unassisted.
Sounds simple, right? Well, there are two vital components that people often get wrong.
#1: The information must have already been written to memory.
The information cannot be new.
It may be fuzzy if some time has passed since writing it to memory -- but it must have been written to memory in the first place.
The goal of retrieval practice to take a memory trace that has decayed a bit, and refresh it in a way that slows future decay.
You can't do this if the memory trace doesn't exist in the first place.
#2: The information must be retrieved from memory, unassisted.
The whole point of retrieval practice is to not only refresh the memory trace, but also slow future decay.
If you are simply re-told the information instead of being made to recall it on your own, then you may refresh the memory trace, but you will not slow its decay (at least, not nearly as much).
You will forget it again, as quickly (or nearly as quickly) as the first time.
If you're doing retrieval practice properly, then you should be remembering the information for substantially longer each time.
Granted, if retrieval failure occurs, then it is productive to introduce cues/reminders to support a re-attempt at retrieval -- but the cues/reminders should only be introduced after a failed attempt at retrieval.
The goal is to strip away the assistance as soon as possible. If you rely on assistance by default, it will turn into a crutch and you will never move beyond it.
・پیدا کردن مباحث پرتکرار و پرنمره (اصل ۸۰/۲۰ و نمونهسؤالهای قبلی)
・حل نمونهسؤال و بستن کتاب بهجای خوندن (Active Recall)
・تمرکز اول روی مباحث نیمهبلد، نه کاملاً ناآشنا یا کاملاً مسلط
・خواب کافی، بهخصوص شب قبل امتحان (تثبیت حافظه)
چرا این روش توی وقت کم جواب میده؟ 🔽
فردا امتحانه و هنوز کلی مونده؟
هنوز میشه بیشترین نتیجه رو از وقت کم گرفت.
اول بپرس چی بیشتر سر امتحان میاد، سرفصلها و نمونهسوالهای قبلی رو نگاه کن و فقط روی مباحث پرتکرار و پرنمره تمرکز کن
بهجای خوندن از اول تا آخر، سوال حل کن، هر جا نتونستی جواب بدی، همونجا رو بخون
بلوکهای درسی برای خودت تعیین کن، گوشی هم اتاق دیگه
هر بلوک که تموم شد، کتاب رو ببند و خلاصهش رو از حفظ بنویس یا بگو
آخر شب یه مرور سریع کن و بخواب، چون خواب همون چیزی رو که خوندی توی ذهنت ثابت میکنه
چون وقتی زمان کمه، هدف «همهچی رو خوندن» نیست،
هدف اینه که بیشترین نمره رو با کمترین زمان بگیری.
۳ تا روشی که به یادگیری من لطمه زد و پشیمونم کرد:
۱. خوندن طوطیوار (Passive Reading)
فکر میکردم هرچی بیشتر بخونم، بیشتر یاد میگیرم. صفحات رو بالا پایین میکردم، هایلایت میزدم، خط میکشیدم... اما هیچی تو مغزم نمیموند. چون فقط چشمام داشت میخوند، مغزم درگیر نبود. کلی وقت تلف کردم تا فهمیدم خوندن صرف، یعنی هیچی.
۲. چندکارگی همزمان (Multitasking)
همزمان با درس خوندن، گوشی دستم بود، نتموزیک پخش بود، یه پنجره هم فیلم باز بود... فکر میکردم دارم بهینه کار میکنم، اما در واقع هیچکدوم رو درست انجام نمیدادم. مغزم مدام بین کارها سوئیچ میکرد و تمرکزم رفت. بعد از چند ماه فهمیدم از ۱۰ ساعت مطالعه، شاید ۲ ساعتش واقعی بود.
۳. حذف مرور و جمعبندی (Skipping Review)
درس رو میخوندم و میرفتم سراغ مطلب بعدی. فکر میکردم دیگه تموم شد و نیازی به برگشتن نیست. اما چند روز بعد هیچی یادم نمیاومد. انگار نه انگار که خونده بودم. مرور نکردن یعنی دور ریختن تمام زحمتهایی که کشیدی.
چیزی که عوضش کرد؟
همین ۳ اشتباه رو کنار گذاشتم و به جاش روشهای فعال مثل مرور فعال و فاینمن و مرور فاصلهدار رو جایگزین کردم. تفاوتش مثل روز و شب بود.
سیو کن تا این اشتباهات رو تکرار نکنی🌹
شنیدی که میگن تمرکز از اضافه کردن نمیاد، بلکه از حذف میاد؟
من فقط ۳ چیز رو حذف کردم و تمرکزم بهتر شد:
۱. نوتیفیکیشنهای بیاهمیت
🧵
۲. تبهای باز و چندکاره بودن
قبلاً ۲۰ تا تب باز داشتم و فکر میکردم دارم چندتا کار رو همزمان پیش میبرم. ولی مغز اصلاً چندکاره نیست، فقط بین کارها سوییچ میکنه و هر بار بخشی از انرژیش هدر میره. الان هر لحظه فقط یه تب، یه کار.
۲. افت انرژی بعد از ۲۰ دقیقه
تمرکزت قوی شروع میشه ولی یهو بعد از مدت کوتاهی سقوط میکنه. این نشونهی ضعف اراده نیست، نشونهی نبود ریتم بین کار و استراحته.
روشهای مطالعه با اثربخشی پایین:
1️⃣خواندن مکرر (دوباره و دوباره خوندن متن)
2️⃣هایلایت کردن (زیر متن رو با ماژیک رنگی کشیدن)
روشهای مطالعه با اثربخشی بالا:
بیشتر آدما یادگیری رو با انگیزه شروع میکنن اما چند روز بعد خسته میشن و رها میکنن.
چیزی که میمونه سیستمه، نه انگیزه.
یه سیستم ساده با سه بخش: مطالعه، مرور، تمرین.
🧵
(بوکمارک کن تا بعدا چندبار بخونیش)
آخر هفته، ۱۰ دقیقه یه جمعبندی بکن:
چی یاد گرفتم؟ چی یادم نموند؟ هفته بعد روی چی بیشتر کار کنم؟
اینجوری سیستم خودش رو اصلاح میکنه و تو لازم نیست هر هفته از اول برنامه بریزی.


