Pinned Tweet
به تاریخ هشتم ماه می گفتگوی را با DW Dari انجام دادم که در آن تلاش شد وضعیت افغانستان و تحولات منطقهای در پنج محور اساسی مورد بحث قرار گیرد:
۱. بررسی وضعیت افغانستان
چگونه امروز افغانستان وارد مرحلهای خطرناکتر از جنگ شده است؛ مرحلهٔ فرسایش تدریجی دولت، جامعه، اقتصاد و سرمایه انسانی.
در این مبحث به موضوعات زیر پرداخته شده است:
• حذف سیستماتیک زنان از جامعه
• مهاجرت گسترده نسل متخصص و تحصیلکرده
• تمرکز قدرت در حلقهای بسیار محدود قومی و ایدئولوژیک
• نبود مشروعیت داخلی و بینالمللی
اینکه افغانستان شاید امروز کمتر صدای انفجار بشنود، اما بهتدریج ظرفیت بقا بهعنوان یک دولت مدرن را از دست میدهد.
۲. منازعه طالبان و پاکستان
در این بخش، تلاش شده است تا تحول رابطه طالبان و پاکستان از «وابستگی تاکتیکی» به «رقابت امنیتی و بحران» بررسی شود.
همچنین در این مبحث درباره موارد زیر صحبت شده است:
• فلسفه وجودی تحریک طالبان پاکستان (TTP) و نقش آن در معادلات امنیتی منطقه
• منافع بخشی از ساختار نظامی پاکستان در تداوم وضعیت کنونی افغانستان
• روابط طالبان با TTP و دیگر گروه ها
بعضی تعاملات پشت پرده قرار داد دوحه
• این واقعیت که پاکستان امروز تا حدی با همان پدیدهای روبهرو شده که سالها آن را بهعنوان ابزار استراتژیک مدیریت میکرد
در بخش دیگری از گفتگو، به ریشه تاریخی منازعه خط دیورند پرداخته شد؛ اینکه این خط در اصل بیشتر برای تعیین حدود نفوذ و اداره میان افغانستان و هند بریتانیایی و بهعنوان یک «منطقه حائل/FATA» در بستر رقابتهای امپراتوری بریتانیا و روسیه (بازی بزرگ) شکل گرفت، نه بهعنوان یک مرز مدرن بینالمللی به مفهوم امروزی.
همچنین به دیدگاههای شهید سردار محمد داوود خان و ذوالفقار علی بوتو در قبال خط دیورند، با میانجیگری محمدرضا شاه پهلوی، در جریان سفرهای سال ۱۹۷۶ میان کابل و اسلامآباد اشاره شده است.
۳. وضعیت طالبان و اقتدار آنان
در این محور، تفاوت میان «کنترول با زور اسلحه» و «کسب مشروعیت پایدار سیاسی» مورد بحث قرار گرفت.
همچنین به موارد زیرنیز پرداخته شد:
• نارضایتی پنهان اجتماعی
• اقتصاد ضعیف و وابسته
• انزوای بینالمللی
• اختلافات داخلی طالبان
• وابستگی شدید به کمک خارجی
• محدودیتهای گسترده مذهبی، سیاسی و اجتماعی
۴. وضعیت مخالفان طالبان
در این بخش تأکید شد که دغدغه اصلی مردم افغانستان صرفاً «براندازی طالبان» نیست، بلکه یافتن یک «بدیل سیاسی قابل اعتماد» است.
بحث شد که مخالفان طالبان، بهدلیل پراکندگی، اختلافات تاریخی و شخصی، نبود اجماع سیاسی، ضعف ساختاری و وابستگی بیش از حد به بازیگران خارجی، هنوز نتوانستهاند حول یک روایت ملی و منسجم به یک بدیل واقعی تبدیل شوند.
همچنین تأکید گردید که مشکل امروز افغانستان تنها نبود نیروی مخالف نیست؛ بلکه نبود یک چشمانداز مشترک ملی متفاوت از تجربههای ناکام گذشته است.
با وجود این، نارضایتی اجتماعی در داخل افغانستان واقعی است و بهویژه در میان زنان، نسل جوان، اقوام محروم و طبقه تحصیلکرده، نوعی خشم پنهان و تدریجی علیه وضعیت موجود در حال شکلگیری است.
۵. دورنمای افغانستان
در این بخش تأکید شد که ثبات واقعی در افغانستان تنها زمانی ممکن خواهد بود که نظام سیاسی آینده، فراگیر، پاسخگو و مبتنی بر مشارکت واقعی مردم باشد؛ نه صرفاً متکی بر کنترل امنیتی.
همچنین درباره تأثیر رقابتهای منطقهای و جهانی، میان چین، امریکا، روسیه، ایران، هند و پاکستان، بر آینده افغانستان و احتمال تبدیل دوباره کشور به میدان رقابتهای ژئوپولیتیک بحث شد.
در ادامه، سه سناریوی احتمالی برای آینده افغانستان مطرح گردید:
۱. ادامه وضعیت فعلی
۲. تشدید بحران داخلی و گذار از تعامل تاکتیکی به تقابل ساختاری
۳. تغییر تدریجی و تعامل مشروط
در لابلای این گفتمان، بر چهار درس مهم تاریخ معاصر افغانستان تأکید شد:
• امنیت بدون مشروعیت، ثبات پایدار ایجاد نمیکند.
• افغانستان برای التیام زخمهای خود به یک «قرارداد اجتماعی نوین» با محوریت نسل جوان/فکر متفاوت نیاز دارد.
• افراطگرایی دینی و قومی در خلأ امید رشد میکند.
• افغانستان هنوز مسئله حلنشده منطقه است، نه بحرانی پایانیافته.
مصاحبه با رحمت الله نبیل رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان youtu.be/L2Hw6ZlyfXE?si=9jb0… via @YouTube
Rahmatullah Nabil retweeted
د تېر جمهوري نظام د ملي امنیت پخوانی رییس رحمتالله نبیل وايي، د خلیلزاد د سولې د پروګرام په اړه یې له کلونو مخکې خبرداری ورکړی و، خو منتقدانو دی د سولې په مخالفت تورناوه.
نوموړی وايي، اندېښنه یې له سولې نه، بلکې د هغې معاملې په اړه وه چې د سولې په نوم پر افغانستان تپل کیده.
afintl.com/pa/202609081531
سالها پیش، ما نسبت به آنچه «برنامه صلح خلیلزاد» خوانده میشد، هشدار دادیم و با شک و تردید به آن میدیدیم؛ اما در همان زمان، بودند کسانی که برای دستبوسی خلیلزاد صف کشیده بودند و هر صدای منتقدی را به «مخالفت با صلح» متهم میکردند. امروز تاریخ روشن ساخته است که مخالفت ما با صلح نبود؛ نگرانی ما از معاملهای بود که به نام صلح، بالای افغانستان صوړت میګرفت.
نوت: بریده ای از سخنرانی من در سال ۲۰۱۹
Rahmatullah Nabil retweeted
میدانم اکثریت تان صحبت های خانم ریور یا همان دخت قهرمان ذکیه محمدی را تماشا کردین ولی من خواستم دوباره شیر کنم .
آنهم بخاطر تشویق دختران مبارزیکه در داخل افغانستان با تمام رویاهایکه در سر دارند اما گروه جاهل مانع تحصیل ، ورزش ، وظیفه ، پیشرفت و رسیدن به ارزو هایشان شدن
لطفا این مصاحبه را تکرار تکرار ببینیدو از تلاش های دخت قهرمان یا افتخارافرین بیاموزید و هرگز مایوس نباشید
بلکه قوی تر یا بیشتر از گذشته بخاطر رسیدن به ارزو هایتان در مقابل جاهلین مبارزه نمایید
تا اینکه به ازادی پیشرفت و آینده درخشان برسید.
تکرار میکنم لطفا 👇🏻
قوی باشید و به این باور داشته باشید دوباره افغانستان عزیزما از چنگال جاهلین آزاد میگرددو شما دخترخانمها قهرمانان اصلی میباشید.
چون ذکیه بلندترین کوه را بنام شما فتح کرده به جهانیان نشان داد دخترخانمهای افغانستان در تمام بخش ها توانایی و استعداد دارند👏
پس شما نیز با مبارزات و ایستادگی در برابر گروه ظالم افغانستان را فتح و آزاد میکنید.
#ذکیه_قهرمان_کهنوردی
#خواستن_توانستن
#زن_تحصیل_کارازادی
مصاحبه شنیدنی خانم (ریور) ذکیه احمد؛ گفتوگویی صادقانه و سرشار از پیامهای امید، مسئولیتپذیری و باور به آینده. در میان همه دشواریها و چالشهای امروز، این سخنان یادآور اهمیت امید، همبستگی و تلاش برای فردایی بهتر است. شنیدن این مصاحبه را به همه دوستان توصیه میکنم.
ریور (زکیه) احمد، نخستین دختر افغان که به بلندترین نقطه زمین، قله اورست ... youtu.be/Pa47fGjNyRE?si=5rIi… via @YouTube
ارواښاد مومند یوازې یو فضانورد نه و؛ هغه د افغان ملت د استعداد، وړتیا او لوړو هیلو ژوندی سمبول و. هغه په داسې وخت کې د افغانستان بیرغ فضا ته یووړ چې زموږ هېواد د علم، پرمختګ او لاسته راوړنو له امله یادېده. د هغه نوم به د افغانستان د ویاړونو په تاریخ کې د تل لپاره ژوندی پاتې شي.
نن چې افغانستان له بېلابېلو ستونزو، د علمي کدرونو له کډوالۍ او د فرصتونو له کمښت سره مخ دی، د عبدالاحد مومند ژوند موږ ته دا را یادوي چې افغانان یوازې د جګړو او ناخوالو ملت نه دي. دا ملت د هغو انسانانو ټاټوبی دی چې که فرصت ورکړل شي، کولی شي تر ستورو ورسېږي او د نړۍ په هر ډګر کې وځلېږي.
د هغه مړینه یوازې د یوه علمي شخصیت له لاسه ورکول نه دي؛ بلکې موږ ته هغه لوی واټن را په یادوي چې نن د طالبانو د زده کړو/علم ضد تگلارو له وجی د افغانانو د وړتیاوو او د هېواد د اوسني وضعیت ترمنځ رامنځته شوی دی. هغه ملت چې یو زوی یې فضا ته تللی و، حق لري چې اولادونه یې هم د زده کړو، علم، پرمختګ او ښه راتلونکي له فرصتونو برخمن وي.
عبدالاحد مومند افغان ځوانانو ته دا پیغام پرېښود چې هېڅ خوب ناممکن نه دی. هغه ثابته کړه چې یو افغان هم کولای شي له خپل وطنه پورته شي او ستورو ته ورسېږي. همدا پیغام به د راتلونکو نسلونو لپاره د الهام سرچینه وي.
د ارواښاد عبدالاحد مومند مړینه د هغه درنې کورنۍ، دوستانو، همکارانو او ټول افغان ملت ته د زړه له کومې تسلیت وایم.
روح دې یې ښاد وي، یاد دې یې تلپاتې وي، او نوم دې یې د افغانستان د ویاړونو په تاریخ کې روښانه پاتې وي
د نننیو حالاتو په لیدو د ارواښاد مولوي محمد یونس خالص دا شعر را په یاد شو؛
"ماوې چې باز دی خو ټپوس وختو
په دووسانو کې دووس وختو
د زړه په وينو مې روزنه ورکړه
چې زړه ترې جوړ کړم خو پپوس وختو
ډېر مې ټولنه کې دروند وتللو
آخر کې سپک انډی د بوس وختو
په جهادي هدف يې لوبې وکړې
خدایږو له روس څخه چړوس وختو
د امريکا په ډالر ونڅېده
د خدای له مرستې نه مايوس وختو
مونږ وې د ده له بخته مخکې به ځو
خو دی په خپله کې منحوس وختو
خالص د بل چا نه ګيله نه لري
پوچ د خپل جيب نه کارتوس وختو "
"با این همه، تاریخ گواه است:
جامعهٔ خفهشده و متلاطمی چون افغانستان، دیر یا زود نفس میکشد."
Replying to @RahmatullahN
۳/۳
سناریوی سوم: قیام عمومی؛ فریاد جامعهٔ خفهشده؛
وقتی همهٔ راهها بسته شود، جامعه راه خودش را باز میکند. فشار اقتصادی، حذف زنان، تحقیر کرامت انسانی، انحصار قدرت و سرکوب تنوع میتواند به قیام عمومی مردم بینجامد.
اگر این قیام سازمانیافته باشد، میتواند نقطهٔ عطفی برای بازپسگیری حقوق شود؛ و اگر نباشد، خطر هرجومرج و فروپاشی خونبار را در پی خواهد داشت.
با این همه، تاریخ گواه است:
جامعهٔ خفهشده و متلاطمی چون افغانستان، دیر یا زود نفس میکشد.
نتیجهگیری:
افغانستان امروز در نقطهٔ عطف تاریخ خود ایستاده است. بحران اقتصادی، فروپاشی سیستم تعلیمی، انحصار ایدیولوژیک قدرت، فرار مغزها، تهدید تروریزم و نقض حقوق بشر، تصویری روشن از خطر سقوط کشور ترسیم میکند.
این بحرانها فقط داخلی نیستند؛ در مقیاس منطقهای و جهانی پیامدهایی خواهند داشت که هزینهٔ آن بهمراتب سنگینتر از بیتفاوتی امروز است.
سخن آخر: پیام روشن به حاکمان فعلی و جهان؛
این نوشته دعوت به دشمنی نیست؛ هشدار است.
هشداری به حاکمانی که میپندارند میتوان کشوری زخمی را با زور تفنگ و ایدیولوژی برای همیشه خاموش نگه داشت.
و هشداری به جهانیان که گمان نکنند آتش بیثباتی افغانستان پشت مرزهای افغانستان متوقف خواهد ماند.
اگر اندک عقلانیت سیاسی باقی است، راه نجات از گشودن فضای مشارکت ملی، بازگرداندن آموزش مدرن، قطع شفاف پیوند با شبکههای افراطی و احترام به کرامت انسان، بهویژه زنان و تنوع قومی، فرهنگی و فکری افغانستان، میگذرد.
اینها امتیاز دادن نیست؛ شرط بقاست.
امروز هنوز میشود مسیر را عوض کرد؛
فردا شاید یکبار دیگر فقط بتوان جمجمه ها و ویرانی ها را حساب کرد.
چقدر باید ظرف وجدان یک انسان خالی شده باشد که با پول مالیهدهندگان آمریکایی رسانه تأسیس کند، در دوران جمهوریت در افغانستان از فضای آزاد، قراردادها، امتیازات و فرصتهای همان نظام بهره ببرد، باجگیری رسانهای را به ابزار نفوذ و ثروت تبدیل کند، از پرداخت مالیات شانه خالی نماید و در سایه همان جمهوریت به قدرت، شبکه سازی و ثروت برسد؛ اما امروز با نهایت وقاحت و بیپروایی به توجیه و سفیدنمایی گروهی بپردازد که تمام همان ارزشها و آزادیها را نابود کردهاند.
شرمآور است که در افغانستان امروز، میلیونها زن از حق آموزش، کار و حضور آزادانه در جامعه محروم شدهاند، دختران از مکتب رانده شدهاند، فقر و بیکاری خانوادههای بیشماری را به مرز درماندگی رسانده و صدای هر منتقدی با تهدید و سرکوب مواجه میشود. این واقعیتی است که مردم افغانستان هر روز با گوشت و پوست خود آن را زندگی میکنند و هیچ روایتسازی و تبلیغاتی نمیتواند آن را پنهان کند.
اگر وضعیت افغانستان واقعاً عادی و قابل دفاع است، پس چرا دختران از آموزش محروماند؟ چرا زنان حق کار و زندگی مستقل ندارند؟ چرا هزاران جوان آینده خود را در ترک وطن جستجو میکنند؟ چرا رسانههای آزاد خاموش شدهاند و چرا کوچکترین صدای انتقاد با تهدید و ارعاب پاسخ داده میشود؟ واقعیت را نمیتوان با چند مصاحبه سفارشی، چند گزارش جهتدار و چند روایت تبلیغاتی تغییر داد.
تأسفبارتر این است که برخی کسانی که روزگاری از نام جمهوریت، آزادی بیان و حمایت جامعه جهانی نان، اعتبار و ثروت به دست آوردند، امروز در صف مدافعان استبداد ایستادهاند. آنان به جای ایستادن در کنار قربانیان، به جای دفاع از حقیقت و به جای همصدایی با مردم، ترجیح دادهاند واقعیت را قربانی منافع شخصی، مصلحتاندیشی و نزدیکی به قدرت کنند.
مردم افغانستان حافظه تاریخی دارند. آنان فراموش نخواهند کرد چه کسانی در روزهای دشوار کنار مردم ایستادند و چه کسانی برای حفظ منافع خود، به تطهیر ظلم، انکار رنج قربانیان و مشروعیتبخشی به سرکوب پرداختند. تاریخ نیز در نهایت میان آنان که حقیقت را گفتند و آنان که حقیقت را فروختند، قضاوت خواهد کرد.
US blocks Pakistan-China bid to sanction Balochistan Liberation Army under UN 1267 regime - The Economic Times m.economictimes.com/news/int…
آیتالله محمد اسحاق فیاض از مراجع برجسته جهان تشیع و از چهرههای تأثیرگذار حوزه علمیه نجف بودند که عمر پربار خویش را در راه علم، دین و ارشاد جامعه سپری کردند. ضایعه وفات وی را به خانواده، شاگردان، مقلدان و تمامی دوستداران ایشان تسلیت عرض میکنم. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
آیتالله محمد اسحاق فیاض؛ مجتهدی که سمت رهبرى دولت، قضاوت و مرجعيت دينى را براى زنان مجاز شمرد.
bbc.in/4ogePyo
د ۲۰۲۶ کال د «ازادۍ جایزې» د ګټلو له امله مطیعالله ویسا ته د زړه له کومې مبارکي وایم. دا ویاړ نه یوازې د نوموړي د نه ستړې کېدونکو هڅو ستاینه ده، بلکې د پوهنې، ازادۍ او د افغان ماشومانو د راتلونکې لپاره د مبارزې د ارزښت نړیوال اعتراف هم دی. ورته لا ډېر بریالیتوبونه غواړم.
مصاحبه شنیدنی خانم (ریور) ذکیه احمد؛ گفتوگویی صادقانه و سرشار از پیامهای امید، مسئولیتپذیری و باور به آینده. در میان همه دشواریها و چالشهای امروز، این سخنان یادآور اهمیت امید، همبستگی و تلاش برای فردایی بهتر است. شنیدن این مصاحبه را به همه دوستان توصیه میکنم.
ریور (زکیه) احمد، نخستین دختر افغان که به بلندترین نقطه زمین، قله اورست ... youtu.be/Pa47fGjNyRE?si=5rIi… via @YouTube
Rahmatullah Nabil retweeted
د تېر جمهوري نظام د ملي امنیت پخواني رييس رحمتالله نبیل د ملګرو ملتونو د امنیت شورا راپور ته په غبرګون کې چې په افغانستان کې طالبانو له ۲۱ ښځو او نجونو سره تاوتریخوالی او ان پرې جنسي تېری یې کړی ویلي، دا راپور د طالبانو دیني او انساني مشروعیت لا نور هم تر جدي پوښتنې لاندې راولي.
afintl.com/pa/202605298192
Rahmatullah Nabil retweeted
در پی انتشار گزارش ملل متحد درباره تجاوز و خشونت جنسی طالبان علیه زنان افغان، رحمتالله نبیل، رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان گفت: «حقیقت را نمیتوان با زندان، سانسور، تهدید و ترس دفن کرد.»
او خطاب به طالبان گفته است: «اگر این گزارشها دروغ است، چرا از تحقیقات مستقل، شفاف و بیطرفانه استقبال نمیکنید؟ چرا زندانها و بازداشتگاهها به روی هیأتهای حقیقتیاب بینالمللی بسته است؟»
afintl.com/202605301035
اگر گزارشهای سازمان ملل درباره تجاوز جنسی بر زنان زندانی در افغانستان صحت داشته باشد، ما دیگر با یک تخلف فردی یا یک رویداد عادی روبهرو نیستیم؛ بلکه با اتهاماتی مواجه هستیم که مشروعیت اخلاقی، دینی و انسانی حاکمان کنونی افغانستان را بیشتر به چالش می کشد.
طالبان سالها به نام اسلام، شریعت، ناموس و عدالت عمری جنگیدند و برای به دست آوردن قدرت قربانیهای فراوانی بر مردم افغانستان تحمیل کردند. امروز اما یک پرسش اساسی در برابر رهبران طالبان قرار دارد: اگر این گزارشها دروغ است، چرا از تحقیقات مستقل، شفاف و بیطرفانه استقبال نمیکنید؟ چرا زندانها و بازداشتگاهها به روی هیأتهای حقیقتیاب بینالمللی بسته است؟
رهبران طالبان نمیتوانند همه قدرت را در اختیار داشته باشند، همه نهادها را کنترل کنند، همه تصمیمها را به نام امارت و شریعت بگیرند، اما در برابر چنین اتهاماتی خود را بیمسئولیت جلوه دهند. هر آنچه در زندانها و نظارت خانه های افغانستان رخ میدهد، در نهایت مسئولیتی است که متوجه همان رهبریای میشود که خود را صاحب اختیار مطلق کشور میداند و مردم را به اطاعت و بیعت کورکورانه دعوت میکند.
اما پرسش تنها متوجه طالبان نیست.
پرسش متوجه آن دسته از علما نیز هست که هر روز بر منبرها از حلال و حرام، زکات و سوقات، مسواک و ریش سخن میگویند، اما در برابر اتهاماتی به این سنگینی سکوت اختیار کردهاند. آیا دفاع از کرامت انسان، حرمت زن و حمایت از مظلوم، بخشی از دین نیست؟ اگر همین اتهامات علیه مخالفان طالبان مطرح میشد، آیا باز هم این سکوت ادامه مییافت؟
عالم دین را وارث پیغمیر گفته اند، نه محافظ قدرت. وظیفه او ایستادن در کنار مظلوم است، نه توجیه صاحبان قدرت. سکوت در برابر ظلم، بیطرفی نیست؛ نوعی چشمپوشی از مسئولیت اخلاقی، دینی و انسانی است.
امروز مسئله فقط حقوق زنان نیست. مسئله حیثیت اسلام، اعتبار ارزشهای دینی، شرف افغانستان و کرامت انسان است. هرگاه دین به ابزاری برای خاموشکردن قربانیان و محافظت از صاحبان قدرت تبدیل شود، پیش از هر چیز خود دین آسیب میبیند.
حقیقت را نمیتوان با زندان، سانسور، تهدید و ترس دفن کرد. روزی خواهد رسید که پردهها کنار زده شود و واقعیتها آشکار گردد. در آن روز، مردم قضاوت خواهند کرد که چه کسانی در کنار حقیقت و عدالت ایستادند و چی کسانی در کنار قدرت و سکوت.
که د ملګرو ملتونو دغه راپورونه رښتیا وي چې په افغانستان کې پر زندانی ښځو جنسي تېری شوی، نو دا نور نه یوه عادي پېښه ده او نه هم د څو کسانو شخصي تېروتنه؛ بلکې داسې تورونه دي چې د افغانستان د اوسنیو واکمنانو اخلاقي، ديني او انساني مشروعیت لا نور هم تر جدي پوښتنې لاندې راولي.
طالبانو کلونه د اسلام، شریعت، ناموس او عدالت په نوم جګړه وکړه، او د واک ته د رسېدو لپاره یې افغانانو ته درانه زیانونه واړول. خو نن د طالبانو د مشرانو په وړاندې یوه اساسي پوښتنه ولاړه ده: که دا راپورونه دروغ وي، نو ولې له خپلواکو، شفافو او بې پرې څېړنو وېرېږئ؟ ولې زندانونه او توقیف ځایونه د نړیوالو حقیقت موندونکو پلاوو پر مخ تړلي دي؟
د طالبانو مشران نه شي کولای چې ټول واک په خپل لاس کې وساتي، ټولې ادارې کنټرول کړي، ټولې پرېکړې د امارت او شریعت په نوم وکړي، خو کله چې د داسې درنو تورونو خبره راشي، ځانونه بې مسؤلیته وښيي. هر څه چې د افغانستان په زندانونو او توقیف ځایونو کې پېښېږي، وروستی مسؤلیت یې د هماغې رهبرۍ پر غاړه دی چې ځان د هېواد مطلق واکمن بولي او خلک بې له پوښتنې او انتقاد څخه اطاعت او بیعت ته رابولي.
خو پوښتنه یوازې له طالبانو نه ده.
پوښتنه له هغو علماوو هم ده چې هره ورځ پر منبرونو د حلال او حرام، زکات او سوقات، مسواک او ږیرې په اړه خبرې کوي، خو د داسې درنو تورونو په وړاندې چوپ پاتې دي. آیا د انسان د عزت ساتنه، د ښځو حرمت او د مظلوم ملاتړ د دین برخه نه ده؟ که همدا تورونه د طالبانو د مخالفینو پر ضد لګېدلي وای، آیا بیا به هم همداسې چوپ پاتې وای؟
ویل شوي دي چې عالمان د پیغمبرانو وارثان دي، نه د قدرت ساتونکي. د دیني عالم دنده دا ده چې د مظلوم تر څنګ ودریږي، نه دا چې د زورواکو او واکمنو کړنې توجیه کړي. د ظلم په وړاندې چوپتیا بې طرفي نه ده؛ بلکې له اخلاقي، ديني او انساني مسؤلیت څخه تېښته ده.
نن موضوع یوازې د ښځو د حقونو نه ده. موضوع د اسلام حیثیت، د دیني ارزښتونو اعتبار، د افغانستان عزت او د انسان کرامت دی. که دین د قربانیانو د خاموشولو او د واکمنو د ساتنې وسیله وګرځي، نو تر ټولو ستر زیان به خپله دین ته ورسېږي.
حقیقت نه په زندان کې بندېږي، نه د سانسور، ګواښ او وېرې په وسیله پټېږي. یوه ورځ به ټول حقیقتونه څرګند شي او ټولې پردې به پورته شي. په هغه ورځ به خلک قضاوت وکړي چې څوک د حق، عدالت او مظلوم تر څنګ ولاړ وو، او څوک د قدرت، چوپتیا او مصلحت تر څنګ.
که د ملګرو ملتونو دغه راپورونه رښتیا وي چې په افغانستان کې پر زندانی ښځو جنسي تېری شوی، نو دا نور نه یوه عادي پېښه ده او نه هم د څو کسانو شخصي تېروتنه؛ بلکې داسې تورونه دي چې د افغانستان د اوسنیو واکمنانو اخلاقي، ديني او انساني مشروعیت لا نور هم تر جدي پوښتنې لاندې راولي.
طالبانو کلونه د اسلام، شریعت، ناموس او عدالت په نوم جګړه وکړه، او د واک ته د رسېدو لپاره یې افغانانو ته درانه زیانونه واړول. خو نن د طالبانو د مشرانو په وړاندې یوه اساسي پوښتنه ولاړه ده: که دا راپورونه دروغ وي، نو ولې له خپلواکو، شفافو او بې پرې څېړنو وېرېږئ؟ ولې زندانونه او توقیف ځایونه د نړیوالو حقیقت موندونکو پلاوو پر مخ تړلي دي؟
د طالبانو مشران نه شي کولای چې ټول واک په خپل لاس کې وساتي، ټولې ادارې کنټرول کړي، ټولې پرېکړې د امارت او شریعت په نوم وکړي، خو کله چې د داسې درنو تورونو خبره راشي، ځانونه بې مسؤلیته وښيي. هر څه چې د افغانستان په زندانونو او توقیف ځایونو کې پېښېږي، وروستی مسؤلیت یې د هماغې رهبرۍ پر غاړه دی چې ځان د هېواد مطلق واکمن بولي او خلک بې له پوښتنې او انتقاد څخه اطاعت او بیعت ته رابولي.
خو پوښتنه یوازې له طالبانو نه ده.
پوښتنه له هغو علماوو هم ده چې هره ورځ پر منبرونو د حلال او حرام، زکات او سوقات، مسواک او ږیرې په اړه خبرې کوي، خو د داسې درنو تورونو په وړاندې چوپ پاتې دي. آیا د انسان د عزت ساتنه، د ښځو حرمت او د مظلوم ملاتړ د دین برخه نه ده؟ که همدا تورونه د طالبانو د مخالفینو پر ضد لګېدلي وای، آیا بیا به هم همداسې چوپ پاتې وای؟
ویل شوي دي چې عالمان د پیغمبرانو وارثان دي، نه د قدرت ساتونکي. د دیني عالم دنده دا ده چې د مظلوم تر څنګ ودریږي، نه دا چې د زورواکو او واکمنو کړنې توجیه کړي. د ظلم په وړاندې چوپتیا بې طرفي نه ده؛ بلکې له اخلاقي، ديني او انساني مسؤلیت څخه تېښته ده.
نن موضوع یوازې د ښځو د حقونو نه ده. موضوع د اسلام حیثیت، د دیني ارزښتونو اعتبار، د افغانستان عزت او د انسان کرامت دی. که دین د قربانیانو د خاموشولو او د واکمنو د ساتنې وسیله وګرځي، نو تر ټولو ستر زیان به خپله دین ته ورسېږي.
حقیقت نه په زندان کې بندېږي، نه د سانسور، ګواښ او وېرې په وسیله پټېږي. یوه ورځ به ټول حقیقتونه څرګند شي او ټولې پردې به پورته شي. په هغه ورځ به خلک قضاوت وکړي چې څوک د حق، عدالت او مظلوم تر څنګ ولاړ وو، او څوک د قدرت، چوپتیا او مصلحت تر څنګ.
به اساس اطلاعات احتمال دارد جمهوری اسلامی ایران در آینده نزدیک حکومت طالبان را به رسمیت بشناسد، این اقدام نه از موضع اصول، بلکه از سر معاملهگری ژئوپولیتیک و پذیرش یک واقعیت تحمیلی خواهد بود.
رسمیتبخشیدن به حکومتی که زنان را حذف، آزادی را سرکوب و افغانستان را به انزوای تاریخی برده، نه ثبات میآورد و نه مشروعیت؛ فقط بحران را عمیقتر و مردم افغانستان را بیشتر قربانی بازیهای منطقهای خواهد کرد.
بیست سال از روزی میگذرد که «روزنامه هشت صبح» با تعهد به حقیقت، آزادی بیان و روشنگری پا به میدان گذاشت. در این دو دهه، @HashteSubhDaily تنها یک رسانه نبود؛ صدای وجدان بیدار جامعهای بود که در میان جنگ، سانسور، افراطگرایی و ناامیدی، هنوز به دانستن، پرسیدن و امید بستن باور داشت/دارد. هشت صبح در دشوارترین سالهای افغانستان، بهای ایستادن در کنار حقیقت را پرداخت؛ اما خاموش نشد. این روزنامه با نشر دیدگاههای متفاوت، نقد قدرت، دفاع از حقوق زنان، آزادیهای مدنی و ارزشهای دموکراتیک، و مطالب پژوهشی، به بخشی از حافظه سیاسی و فکری افغانستان تبدیل شد. امروز، در بیستمین سالروز تأسیس، هشت صبح تنها از گذشته خود تجلیل نمیکند؛ بلکه بر تعهد همیشگی اش به آزادی اندیشه، آگاهی عمومی و مبارزه با تاریکی و تحریف تأکید میورزد. جامعهای که رسانه آزاد نداشته باشد، دیر یا زود حقیقت، عدالت و آیندهاش را نیز از دست خواهد داد.
بیستمین سالروز «هشت صبح» گرامی باد؛
به امید روزی که قلم در افغانستان، نه در تبعید و تهدید، بلکه در آزادی و امید بنویسد.
Strategic memory matters.
Long before today’s debates about mediation and regional stability, the proliferation network of Dr. Abdul Qadeer Khan; the architect of Pakistan’s nuclear program, exposed how covert procurement, nuclear technology transfers, and geopolitical double games had already reshaped the region’s security landscape, including Iran’s enrichment program.
From @WSJopinion: Why would anyone trust Pakistan to mediate with Iran? We learned in the 2000s that Islamabad’s interests are in many ways the direct opposite of America’s, writes @dhume.
on.wsj.com/4unX6ae
Rahmatullah Nabil retweeted
د جمهوري نظام پر مهال د افغانستان د ملي امنیت رییس رحمت الله نبیل ویلي چې د بلوڅو وسلهوال خوځښت په پیغامونو او تبلیغاتي روایتونو کې د ښځو راڅرګندېدل د دې خوځښت په سمبولیک، ټولنیز او تبلیغاتي جوړښت کې د پام وړ بدلون څرګندوي.
afintl.com/pa/202605232928
Rahmatullah Nabil retweeted
د افغانستان د جمهوري نظام د ملي امنیت پخواني رييس رحمتالله نبیل ویلي، چې ذکیه احمد د افغان ښځو اراده تر لوړو څوکو پورته کړې ده. هغه زیاته کړې، چې ذکیه یوازې اورېسټ څوکې ته نهده رسېدلې، بلکې د «هیلو، ارادې او توان» بیرغ یې د نړۍ بام ته پورته کړی دی.
afintl.com/pa/202605235086















