Pinned Tweet
طول این پرچم که مزین به تصاویر موجود از جاویدنامان است، پنجاه متر بوده که در ۱۴ فوریه روی دستهای ایرانیان ملبورن چرخیده و اشک همگان را درآورده است.
چه بدکرداری ای چرخ
#مهمترین_زیرساختها
تصویر نخست بسیار بسیار من را متاثر میکند، روز تبعید او است، مشتی از خاک را برداشته، ببرد. فراموش نکنید برای آنچه در سودای تحقق آن بود، بیشک اشتباههایی هم داشت، چه آنکه املای نانوشته غلط ندارد! هرکس خلاف این را ادعا کند یا دچار خودفریبی است یا مطلقا در مقام عالی اجرایی نبوده. به هرصورت از تصویر دوم که منتسب است به «روز رایگیری مجلس مجلس مؤسسان، آذر ۱۳۰۴» تا تصویر نخست، چه بسیار فرصتها در این بر و بوم ایجاد شد و ایران از ایجاد زیرساختها بهره برد.
#رضا_شاه_پهلوی
#زیرساخت
#ایران
#مجلس_موسسان
🤖 Made with AI
نهم آبان سالروز رأی مجلس شورای ملی به پایان سلطنت قاجار و واسپاری حکومت به طور موقت به «رضاخان_پهلوی» است. در این نشست تعیین تکلیف سلطنت به مجلس مؤسسان واگذار شد؛ مجلسی که در آذر همان سال، سلطنت را به رضاخان و اعقاب ذکور او اختصاص داد. بدینترتیب آغاز پادشاهی مقتدرانهٔ #رضا_شاه_پهلوی مولف و معمار مصمم مدرنیزاسیون ایران با این روز گره خورده است.
نهم آبان سالروز رأی مجلس شورای ملی به پایان سلطنت قاجار و واسپاری حکومت به طور موقت به «رضاخان_پهلوی» است. در این نشست تعیین تکلیف سلطنت به مجلس مؤسسان واگذار شد؛ مجلسی که در آذر همان سال، سلطنت را به رضاخان و اعقاب ذکور او اختصاص داد. بدینترتیب آغاز پادشاهی مقتدرانهٔ #رضا_شاه_پهلوی مولف و معمار مصمم مدرنیزاسیون ایران با این روز گره خورده است.
🏴شیرین رستگارپور retweeted
دردناک ترین بخش تاریخ معاصر #ایران این روزهاست.
از باکو تا تاجیکستان و قرقیزستان بی پناه و رها شده دست یاری دراز کردند.
اما هاشمی هنوز در کتابخوانی صبح جمعه به دستاورد روحانیون در گلستان و ترکمنچای نرسیده بود.
باقی رفیق برادران هم برای جایزه خوشخدمتی #کرملین امت سازی هدفشان بود!
🏴شیرین رستگارپور retweeted
«مدیون زخمهای خود هستم»
میگوید سرنوشتسازترین لحظه زندگیش آنگاه بود که از اروپا به مرز ایران رسیدند، پدرش از اتوموبیل پیاده شد و خاک وطن را بوسید.
پدر معمار و تحصیل کردهای که وقتی برای اولینبار او را به مقبره فردوسی برد به دخترش، ایران دَرودی گفت:
«اینجا با ادب راه برو!»
شاید هیچ فرازی به اندازهی این جمله که در زندگینامهاش نوشته بازتاب زندگی او نباشد:
«نه فرمان میدهم، نه فرمانبردارم»
و این آموزهی دَرودی است به ما که طی سالها ممارست در هنر و کوشیدن در راه فرهنگ، در آخرین گفتگوی بلندش به تاکید گفت که؛
«بزرگترین ثروتش عشق به ایران است و فرهنگ این سرزمین»
و نوشت؛ انسان تا بدانجا انسان است که بداند آزادی حق دیگران است./۱
دقیقا امسال توی یک مهمونی هالوین جوانها، یکی با عبا و عمامه رفته بود و بقیه جیغ میزدند و مثلا فرار میکردند که یعنی چقدر ترسناک.
این خانم هم انتخاب بامزهای کرده، مامور منکرات…
با مزه ترین چیزی که درباره #هالووین در توییتر دیدم چند سال قبل بود:
یه خانمی چند سال پیش از خارج کشور نوشتهبود برای هالووین بچهام رو با عبا و عمامه فرستادم مهمانی مدرسه
معلمش زنگ زد این که ترسناک نیست
گفتم ما هم ۵٧ همین فکر رو میکردیم
#فرهنگ
هشتم آبان، سالروز درگذشت #مظاهر_مصفا، شاعر، استاد ادبیات فارسی و مصحح متون کهن است که در سال ۱۳۹۸ درگذشت. «ده فریاد» و «توفان خشم» از مجموعههای شعر و تصحیح «کلیات سعدی» و «مجمعالفصحا» نیز بخشی از کارنامهٔ پژوهشی او را تشکیل میدهد.
فرهنگ در ایران با وجود سالهای بیشمار و بیمهری و تلاطم همواره در خانوادهها سینه به سینه و ژن به ژن ! حفظ شده است.
استاد حسینعلیخان تفرشی ملقببه نکیسا که از خوانندگان طراز اول آواز ایرانی به شمار میرود و فرزند موذن مخصوص محمدعلیشاه قاجار و از تعزیهخوانان بنام تکیه دولت است، خودْ عموی دکتر مظاهر مصفا بود و چنانکه از اسم پیدا است علی مصفا نیز فرزند او است.
امیدوارم علی_مصفا میراثدار خوبی باشد، بهویژه که امیربانو کریمی، استاد زبان و ادبیات فارسی و دختر امیری فیروزکوهی نیز مادر ایشان است.
فرازی از شعرخوانی دکتر مظاهر مصفا در مراسم شب مظاهر مصفای شبهای بخارا در ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ در کانون زبان پارسی که میگوید خطاب به خودم است!
تصویر سوم #نکیسا است. از پدر او #حاج_ملا_رجبعلی_تفرشی تصویری نیافتم.
دمتون گرم، واقعا ممنون هستیم👌🏻❤️
هرررر سال روز_کوروش پاسارگاد را میبندید، از حضور مردم جلوگیری میکنید و هر سال این اشتیاق به ریشههایمان به ایرانی_بودنمان را بیشتر در دل مردم زنده میکنید.
#ما_ملت_کبیریم
#ایرانیتر
🏴شیرین رستگارپور retweeted
ماکیاوللی و دو چهره از کوروش بزرگ
کوروشِ ماکیاوللی هم فضیلتمند است و هم فریبکار در «امر نظامی». در اینجا فصل ۱۴ رساله شهریار را بازخوانی خواهیم کرد تا ببینیم ماکیاوللی درباره کوروش چه گفته بود. این فصل وظیفه شهریار درباره امر نظامی نام دارد و در بخش دوم آن به توصیف ویژگیهای کوروش بزرگ میپردازد.
در فصل ۶ شهریار، ماکیاوللی سه الگوی آرمانی برای حکمرانی (بنیادگذاری) دارد که به تناوب در فصلهای مختلف تکرار میکند: رومولوس، تسئوس و کوروش و یکبار نیز موسی. او در فصل چهارده دربارهی سلسلهی تقلیدهای مردان بزرگ اشارتی کوتاه دارد، ولی فوراً از آنها عبور میکند تا به بحث کوروش برسد و بگوید تقلید از او تا چه مایه موجب نیکنامی و پیروزی شده است. موضوع تقلید Imitatio در اندیشهی ماکیاوللی اهمیت زیادی دارد و یکی از نقاط عطف است. از نظر ماکیاوللی اصولاً در سیاستِ بنیادگذاری باید طرحی نو درانداخت، اما تقلید از بنیانگذاران جایز است، زیرا تقلید از تأسیس مستلزم آن است که منطق تأسیس فهمیده شود، که این کار عین تأسیس است. بنابراین فصل چهارده جزو آن بخشهایی از شهریار است که در آنها تقلید در سیاست توضیح داده میشود که در اینجا منصرف به پیروزی است. سپس شرح میدهد که سیپیو در پاکدامنی، ادب، انسانیت و جوانمردی تا چه مایه مرهون تقلید از کوروش بود. همهی اینها برای این هدف است که در نهایت این جملهی معروف را بگوید: «در زمانهی صلح جنگ را فراموش نکن».
کوروش برای ماکیاوللی الگوی نظری سیاست است، کسی که فضایلی را داشته که شهریاران بهصورت مشروط میتوانند همین فضایل را داشته باشند. «مشروط» را به این دلیل آوردم که از نظر ماکیاوللی سیاست عرصهی فضیلت و اخلاق نیست و رسالهی شهریار برای توضیح جدایی ذاتی این حوزهها نوشته شده است.
اما کوروش برای ماکیاوللی هم فضیلتمند است و هم تدبیرگر و فریبکار در جنگ، یعنی در «امر نظامی» که موضوع فصل ۱۴ است (استراتژی از ریشه فریب است).
در کل ماکیاوللی به هر دو سویهی کوروش توصیه میکند، چنانکه قبلاً گفته بود: «شهریار گاهی باید بتواند که خوب نباشد». ماکیاوللی به گزنفون استناد میکند تا نشان دهد فریب برای رسیدن به قدرت لازم است و کوروش در امر نظامی بارها فریب به کار برد. در فصل ششم رساله شهریار نیز کوروش بنیانگذاری است که از نارضایتی پارسیان از مادها بهره برد تا با استفاده از این فرصت (اوکازیونه) به قدرت برسد و کشور تأسیس کند. پس او در عمل نمونهی همان «شیر و روباه» برای سیاست است که ماکیاوللی در فصل ۱۸ توصیه میکند.
سخن آخر اینکه کوروش در اینجا الگوی کسب شکوه است، اما شهریار نباید این فضایل را بیقیدوشرط به کار ببندد، چون در زمانهی فساد، فضیلتورزیِ محض میتواند به زوال بیانجامد.
بخش آخر فصل چهارده: «وظیفه شهریار درباره امر نظامی»:
اما در مورد پرورش ذهن، شهریار باید تاریخ بخواند و در آنها اعمال مردان برجسته را بسنجد، ببیند در جنگها چگونه رفتار کردهاند، و علل پیروزیها و شکستهایشان را بررسی کند، تا بتواند از دومی بپرهیزد و از اولی تقلید کند. و بیش از هر چیز باید همان کند که پیشتر مردی برجسته کرده است: کسی را یافته بود که پیش از او ستوده و پرآوازه شده بود، و او را همواره در کنار خود سرمشق قرار داده بود؛ چنانکه میگویند اسکندر کبیر از آشیل تقلید کرد، سزار از اسکندر، و سیپیو از کوروش. و هر که زندگی کوروش را به قلم گزنفون بخواند، سپس در زندگی اسیپیو خواهد دید که آن تقلید چه افتخاری برایش به بار آورد، و اسیپیو در پاکدامنی، ادب، انسانیت و جوانمردی تا چه اندازه با آنچه گزنفون دربارهی کوروش نوشته بود همخوان بود.
شهریار خردمند باید چنین شیوههایی را رعایت کند و هرگز در زمان صلح بیکار نماند، بلکه با سختکوشی خود از آنها سرمایه بسازد تا بتواند در روزگار سختی از آن سود ببرد، بهگونهای که وقتی بخت (فورتونا) دگرگون شود، آمادهی ایستادگی باشد.
The Prince
هفتم آبان، پنجمین سالروز درگذشت ایران درودی است. نقاش، مستندساز و نویسنده که در تلویزیون ملی ایران مستندهای هنری نیز از او به یادگار است.
زمانی که این دانشآموختهٔ پرشور مدرسه بوزار پاریس در رشته معماری درگذشت برای دوستی نوشتم آنهایی که پربار زندگی میکنند، هنگام مرگشان برای ما ماندگان یک حسرت کمتر به بار میآورند.
«در فاصلهٔ دو نقطه…!» حدیث نفس خواندنی او است.
ویدیوی پست بعدی از گفتگوی با او تحت عنوان تاثیر متقابل هنرمند بر شهر است. در جایی از این گفتوگو میگوید، میدانهای شهر را با مجسمهها آرایش کنیم. که اینروزها چقدر به اجرای این پیشنهاد نیازمندیم!
ناصرالدینشاه برای رسیدن به تهران/ به تخت سلطنت، به پول نیاز داشت… پس از مرگ محمدشاه قاجار، میرزا تقیخان فراهانی، امیرکبیر آینده، صد هزار تومان از دوستش آقا مهدی قرض گرفت تا ولیعهد را از تبریز به تهران بیاورد. ناصرالدین میرزا به پایتخت آمد و بر تخت نشست. آقا مهدی نیز به تهران رفت و شاه به پاس این کمک، او را با عنوان ملکالتجار مجدد منتصب کرد.
مهدی ملکالتجار میهنپرستی است که در جنگهای ایران و روس رشادتها به خرج داده بود.
نوهٔ این بازرگان، حسینآقا ملک، سالها بعد کتابخانه و موزهٔ ملی ملک را بنیان گذاشت. او در ۱۰ خرداد ۱۲۵۰ به دنیا آمد، علوم قدیمه خواند و در مدرسهٔ آلیانس زبان فرانسه آموخت. بیستوهشتساله بود که برای ادارهٔ املاک خانوادگی راهی خراسان شد. در نیشابور نسخهای خطی از دیوان ابنیمین دید. دیدن این نسخه و آشنایی با شماری از آثار نفیس حرم رضوی، او را به گردآوری نسخههای خطی علاقهمند کرد؛ علاقهای که به تأسیس کتابخانه انجامید.
حسینآقا ملک در سال ۱۲۸۷ کتابخانهاش را در مشهد بنا گذاشت و بعدها آن را به خانهٔ خانوادگی در بازار حلبیسازهای تهران، بینالحرمین کنونی، منتقل کرد. مجموعه را در دسترس اهل تحقیق گذاشت و به گردآوری کتابها و آثار تاریخی و هنری ادامه داد.
در ۶ آبان ۱۳۱۶، کتابخانه و مجموعهٔ آثار تاریخی و هنری را همراه با خانه و اثاثیهٔ آن وقف آستان قدس رضوی کرد. املاک و مستغلات بسیاری را نیز در تهران و خراسان برای امور خیریه و خدمات عمومی وقف کرد یا بخشید.
حسینآقا ملک در سوم مرداد ۱۳۵۱، در ۱۰۱سالگی درگذشت و در حرم امام رضا به خاک سپرده شد. کتابخانه و موزهٔ ملی ملک، حاصل سالها گردآوری و وقف او، برای استفادهٔ عمومی البته در ساختمان جدید که حسین آقا ملک افتتاح آن را ندید، باقی ماند. او را بزرگترین واقف تاریخ معاصر میدانند.
-فرمان شاه و پرترهی او از اموال موزهٔ ملک است.
-تصویر میانی: حسین آقا ملک
گذری بر تاریخ وقف کتابخانهها-کتابخانه و موزه ملک، پست دوم:
کتابخانهٔ ملی ملک با ۱۹ هزار عنوان نسخهٔ خطی نادر و نفیس، یکی از شش گنجینهٔ بزرگ نسخههای خطی ایران، در کنار کتابخانههای ملی، آستان قدس رضوی، مجلس، مرعشی نجفی و کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران است. ویژگی مجموعهٔ ملک، نفیس بودن نسخهها و ارزش هنری آنها است.
این کتابخانه حدود ۷۰ هزار کتاب چاپی، ۳۴۰۰ کتاب چاپ سنگی و ۵۴۸ عنوان نشریهٔ ادواری در چهار هزار مجلد نیز دارد. بخش قابلتوجهی از کتابهای چاپی آن پیش از سال ۱۳۲۰ خورشیدی منتشر شدهاند و به دورههای نخست چاپ کتاب در ایران تعلق دارند. مجموعه همچنان گسترش مییابد چراکه درآمد موقوفات ملک، امکان خرید کتابهای خطی و چاپی و افزودن آنها به کتابخانه را فراهم میکند.
فعالیت کتابخانه تنها به نگهداری و در اختیار گذاشتن کتابها محدود نیست. مرمت نسخههای خطی، عکاسی، تهیهٔ میکروفیلم، صحافی و جلدسازی نیز در بخشهای تخصصی آن انجام میشود. انتشارات مؤسسه هم از سال ۱۳۴۸ برای انتشار نسخههای خطی مجموعه و پژوهشهای مرتبط با آنها فعالیت دارد.
تصاویر:
-جلد کتاب فرهاد و شیرین قاجاریه صفر ۱۱۹۳ قمری (قرن ۱۲)
-
گذری بر تاریخ وقف کتابخانهها-کتابخانه و موزه ملک، پست دوم:
کتابخانهٔ ملی ملک با ۱۹ هزار عنوان نسخهٔ خطی نادر و نفیس، یکی از شش گنجینهٔ بزرگ نسخههای خطی ایران، در کنار کتابخانههای ملی، آستان قدس رضوی، مجلس، مرعشی نجفی و کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران است. ویژگی مجموعهٔ ملک، نفیس بودن نسخهها و ارزش هنری آنها است.
این کتابخانه حدود ۷۰ هزار کتاب چاپی، ۳۴۰۰ کتاب چاپ سنگی و ۵۴۸ عنوان نشریهٔ ادواری در چهار هزار مجلد نیز دارد. بخش قابلتوجهی از کتابهای چاپی آن پیش از سال ۱۳۲۰ خورشیدی منتشر شدهاند و به دورههای نخست چاپ کتاب در ایران تعلق دارند. مجموعه همچنان گسترش مییابد چراکه درآمد موقوفات ملک، امکان خرید کتابهای خطی و چاپی و افزودن آنها به کتابخانه را فراهم میکند.
فعالیت کتابخانه تنها به نگهداری و در اختیار گذاشتن کتابها محدود نیست. مرمت نسخههای خطی، عکاسی، تهیهٔ میکروفیلم، صحافی و جلدسازی نیز در بخشهای تخصصی آن انجام میشود. انتشارات مؤسسه هم از سال ۱۳۴۸ برای انتشار نسخههای خطی مجموعه و پژوهشهای مرتبط با آنها فعالیت دارد.
تصاویر:
-جلد کتاب فرهاد و شیرین قاجاریه صفر ۱۱۹۳ قمری (قرن ۱۲)
-
گذری بر تاریخ وقف کتابخانهها-کتابخانه و موزه ملک، پست نخست:
۶ آبان ۱۳۱۶، برابر با ۲۸ اکتبر ۱۹۳۷ سالروز وقف کتابخانه و مجموعهٔ ملک است.
حسین ملک در این تاریخ خانهٔ پدری در بازار بینالحرمین تهران را همراه کتابها، آثار و اثاثیه وقف کرد.
مقالهٔ پژوهشی الکساندر کازرونی در Studia Iranica، به شکلگیری این مؤسسه میپردازد.
+++
وقف کتابخانه در ایران قرنها پیش از حسین ملک سابقه داشته است از نمونههای روشن و مستند، این سنّت «کتابخانهٔ ربع رشیدی» در تبریز است. رشیدالدین فضلالله همدانی در آغاز سدهٔ چهاردهم میلادی مجموعهای علمی و آموزشی ایجاد کرد که کتابخانه هم جزئی از آن بود.
وقفنامهٔ باقیماندهٔ مجموعه، با تاریخ ۷۰۹ هجری قمری / ۱۳۰۹ میلادی، دربارهٔ اداره و تأمین هزینههای آن مقررات دارد یعنی بیش از ششصد سال پیش از وقف ملک.
وجود کتابخانه در این مجموعه توسط یونسکو تصریح شده است.
++++
تصویر نخست متعلق به حاج حسینآقا ملک به تاریخ ۱۹۶۰ میلادی و عکاس عزتملک ملک، دختر او است.
گذری بر تاریخ وقف کتابخانهها-کتابخانه و موزه ملک، پست نخست:
۶ آبان ۱۳۱۶، برابر با ۲۸ اکتبر ۱۹۳۷ سالروز وقف کتابخانه و مجموعهٔ ملک است.
حسین ملک در این تاریخ خانهٔ پدری در بازار بینالحرمین تهران را همراه کتابها، آثار و اثاثیه وقف کرد.
مقالهٔ پژوهشی الکساندر کازرونی در Studia Iranica، به شکلگیری این مؤسسه میپردازد.
+++
وقف کتابخانه در ایران قرنها پیش از حسین ملک سابقه داشته است از نمونههای روشن و مستند، این سنّت «کتابخانهٔ ربع رشیدی» در تبریز است. رشیدالدین فضلالله همدانی در آغاز سدهٔ چهاردهم میلادی مجموعهای علمی و آموزشی ایجاد کرد که کتابخانه هم جزئی از آن بود.
وقفنامهٔ باقیماندهٔ مجموعه، با تاریخ ۷۰۹ هجری قمری / ۱۳۰۹ میلادی، دربارهٔ اداره و تأمین هزینههای آن مقررات دارد یعنی بیش از ششصد سال پیش از وقف ملک.
وجود کتابخانه در این مجموعه توسط یونسکو تصریح شده است.
++++
تصویر نخست متعلق به حاج حسینآقا ملک به تاریخ ۱۹۶۰ میلادی و عکاس عزتملک ملک، دختر او است.
ادیان اگر با سنت و اقتصاد پدرسالاری گره زده نمیشدند، جهان جایی به مراتب لطیفتر و سایهگسترانتر بود.
گاهی وقتهابه دلیل با ایمپرشن پایین پستهای رفقای ایرانگرای اکتیویستم نگران میشوم، اما باز صفحهی دیگری را میبینم که ایمپرشن بالا دارد و خوشحال میشوم.
#پاينده_ایران
#ما_بسیاریم
#ایران_تو_بمان
«استاد اصلیام در دوبله خود بازیگرها بودند.»
جملهی گزیده از گفتگویی در تاریخ شفاهی موزهی سینمای ایران با جلال مقامی است که امروز، سالگرد درگذشت وی است. ۱۴۰۱ در تلاطم روزهای تبدارمان خبر فوت جلال_مقامی گم شد و مثلا من یکی دل آن را نداشتم که به او بپردازم. جلال_مقامی از ۱۳۳۷ وارد دوبله شد و بهجای بازیگرانی چون عمر شریف، رابرت ردفورد و رابین ویلیامز سخن گفت و خاطره آفرید اما دوست دارم از اجرای «دیدنیها» توسط او یاد کنم که از معدود سرگرمیهای آن دوران نکبت بود.
🏴شیرین رستگارپور retweeted
دختر خوانده آتاترک میگوید وقتی در فرانسه دانشآموز بود در کتاب درسی از تُرکها بعنوان نژادی درجه۲ و بربر یاد شده بود. او این موضوع را به اطلاع آتاترک میرساند و آتاترک تصمیم میگیرد با تاریخنویسی دستوری گذشتهای پرشکوه برای ترکان دست و پا کند. آفت اینان ابتدا ترکها را آریایی👇🏻
🏴شیرین رستگارپور retweeted
یه بار یه ترک (از ترکیه) گفت مولانا تُرکه. گفتم مولانا ایرانیه و اشعارش هم به فارسیه. گفت نه؛ اشعار مولانا به زبان ترکی قدیمیه! (جدی)
خواستم بگم بیشتر ترکها همینقدر بیشعور و ابلهاند؛ نمونه:
و اما دربارهٔ تبار این پدربزرگ خوشپوش و خوشبیان و جنتلمن شعر فارسی:
پدربزرگ مادری فریدون مشیری از اشرافزادگان قاجار و از علاقهمندان ادب و هنر بود که شعر نیز میسرود. در دوران نمایندگی مجلس شورای ملی، از هنرمندان روزگار خود حمایتها میکرد و زمینهٔ فعالیت آنان را فراهم میساخت.
دایی او، فضلالله بایگان، بازیگر تئاتر، کارگردان و تهیهکنندهٔ سینما بود و مادر نیز علاقهٔ فراوانی به شعر، قصه و ادبیات داشت و گاه شعری میسرود؛ در بستر خانوادهٔ مادری او، هنر و ادبیات جایگاهی پررنگ داشت.
در خانوادهٔ پدری، این پیشینهٔ فرهنگی در کنار زندگیای شکل میگرفت که بیشتر با مشاغل اداری و امور ارتباطی پیوند داشت. پدر فریدون کارمند وزارت پست بود و پدربزرگش مسئولیت ادارهٔ امور مخابراتی غرب ایران را بر عهده داشت.
بدینترتیب، #فریدون_مشیری در میان دو میراث خانوادگی رشد کرد: از یک سو، گرایش به شعر و هنر و از سوی دیگر، انضباط اداری و ارتباط با عرصهٔ ارتباطات.
ویدیو انتخاب صفحهٔ هنر_فرهنگ و ادبیات است.
من اینجا ریشه در خاکم.
۳ آبان، درگذشت فریدون مشیری به سال ۱۳۷۹ است. شاعری که مزید بر اشعار خاطرهسازش برای دهههای ۳۰ و ۴۰ مسئولیتهای فرهنگیای را نیز عهدهدار بود از جمله بخش فرهنگ مجله «روشنفکر» که باید گفت در معرفی فروغ فرخزاد و منوچهر آتشی به خوانندگان نقشی پررنگ ایفا کرد.
عکسها عمومی و زحمت زیرنویس با صفحهٔ ادبیات، تاریخ، هنر






































