Pinned Tweet
دوستان پیشنهاد دادند که در تلگرام یک کانال ایجاد کنم.
من نیز این کانال را درست کردم.
لطفا عضو شوید و حمایت کنید.
در ضمن اعضای کانال به 50K برسد به سه نفر از اعضای کانال جایزه ویژه تعلق می گیرد.
جایزه ویژه سفر رایگان به چین است.
شوخی کردم پولم کجا بود😅
نابرده رنج گنج میسر نمی شود...
من چند سال تلاش کردم و زبان فارسی را یاد گرفتم و به ایران هم سفر کردم و تا حدی با تاریخ و فرهنگ ایران آشنا هستم. (+افغانستان)
هر کسی هم که به چین علاقه دارد می تواند با مقداری تلاش به چین سفر کند و مردم چین🇨🇳 به گرمی از او استقبال خواهند کرد.
یا با کمی تلاش می تواند زبان، تاریخ و فرهنگ چین را یاد بگیرد.
من قدر دارن حمایت ملت های فارسی زبان هستم و در حد توان جبران می کنم.
لینک عضویت در کانال:
t.me/SimiaoLin
بعضیها چین را منفعل یا ترسو میدانند اما چین آرامش را با ضعف اشتباه نمیگیرد. چین با هوش،صبر و استراتژی عمل میکند، بدون وحشتزدگی و هیاهوی بیهوده.
#China 🇨🇳
منطق بعضی از کسانی که در کشورهای مختلف چینهراسی میکنند واقعا مزخرفه!
مثلا بعضی از ایرانیها نه فقط غربگرا هستند، بلکه از آن دستهای هستند که وقتی ترامپ ایران را بمباران میکرد، از او تشکر هم میکردند!
حالا یکی از استدلالهایشان برای چینستیزی چیه؟ این است که نظامی گنجوی حدود ۸۰۰ سال پیش این شعر را سرود:
ز چینی به جز چین ابرو مخواه
ندارند پیمان مردم نگاه
سخن راست گفتند پیشینیان
که عهد و وفا نیست در چینیان
همه تنگچشمی پسندیدهاند
فراخی به چشم کسان دیدهاند
بعد از این شعر نتیجه میگیرند که چینیها قابل اعتماد نیستند و باید با چین مخالفت کرد! 😂
یعنی واقعا قراره روابط امروز ایران و چین را بر اساس برداشت از یک شعر مربوط به ۸۰۰ سال پیش قضاوت کنیم؟! آن هم در حالی که همین افراد از کسی تشکر میکردند که ایران را بمباران کرده بود!!!!
نه فقط در ایران، بلکه در خیلی از کشورها کسانی هستند که ادعای میهمنپرستی میکنند اما در اصل مزدور امپریالیسم آمریکا هستند.
تنگه هرمز؛ از هر پنج بشکه نفت جهان، یک بشکه از اینجا میگذرد. آمریکا میگوید کنترل آن را درست دارد، ایران هم میگوید شبانهروز این تنگه را زیر نظر دارد — اما کشتیها یکی پس از دیگری آسیب میبینند. تبعات آن به جیب مردم عادی هم رسیده است: افزایش قمیت بنزین، نان، روغن. ریشه این بازی قدرت در ایران نیست؛ وقتی جلوی درِ خانه یک کشور را بگیرند، او هم بیتفاوت نمیماند. این تنگه به خلیج فارس وصل است — نه به «خلیج آمریکا».
#StraitOfHormuz #PersianGulf #EnergySecurity
وقتی خبر تازه را دیدم، اولین فکرم این بود: «این فیلم را قبلاً هم دیدهایم.» 🎬
دولت آمریکا به نهادهای خود دستور داده استفاده از DeepSeek و برخی ابزارهای هوش مصنوعی چینی را متوقف کنند؛ با استناد به «امنیت ملی» و بدون اینکه دلیل فنی روشنی ارائه شود. یک مدل هوش مصنوعی که برای خیلی از کاربران ایرانی یکی از معدود راههای آسان و کمهزینه دسترسی به AI بود، حالا در آمریکا «خطر امنیتی» طبقهبندی میشود.
برای ایرانیها این داستان تازگی ندارد. میدانم محدودیتهای اینترنتی در ایران فقط یک لایه ندارد و سیاستهای داخلی هم در آن نقش دارند؛ اما یک لایه مهم و انکارناپذیر، همان «امنیت ملی» آمریکاست که بارها بهانهای شده برای حذف رقبا. شما بهتر از هر کسی میدانید این بهانه یعنی چه: یعنی مسدود شدن نزدیک به ۲۰۰ هزار دامنه برای کاربران ایرانی، و دردسترس نبودن ChatGPT و بسیاری از سرویسهای ابری و ابزارهای برنامهنویسی. اسمش را هر چه بگذاریم، نتیجه یکی است: یک عده از فناوری روز دنیا عقب میمانند.
و این اولین بار نیست. همان منطقی که علیه هواوی به کار رفت—قطع اندروید و تحریم تراشه—و همان الگویی که برایTikTok و حتی آلستوم فرانسه استفاده شد—بازداشت مدیرعامل در فرودگاه و فروش اجباری بخش بزرگی از شرکت به رقیب آمریکایی—این بار با DeepSeek تکرار میشود.
تفاوت این است که این بار پای یک هوش مصنوعی نسبتاً باز و در دسترس در میان است. برای خیلی از ایرانیهاDeepSeek فقط یک اپ نبود؛ نمادی بود از اینکه میشود بدون واسطه و بدون پرداخت دلاری، به فناوری پیشرفته دسترسی داشت. وقتی آمریکا آن را هم حذف میکند، پیام روشن است: «فناوری خوب فقط برای ما.»
سوال من این است: آیا واقعاً DeepSeek برای امنیت آمریکا خطرناک است، یا فقط برای انحصار فناوری آمریکا؟ نظر شما چیست؟ 👇
#DeepSeek #TechPolitics #Iran #USSanctions #AI
🇺🇸🇨🇳
🔴 الولايات المتحدة تحظر على الهيئات الحكومية استخدام DeepSeek
في 19 أكتوبر، أصدرت الحكومة الأمريكية أمرًا بإزالة أدوات الذكاء الاصطناعي التابعة للشركة الصينية DeepSeek والخدمات الخارجية القائمة على نماذجها من الأنظمة المعلوماتية للوزارات المدنية الفيدرالية. سيشمل الحظر 102 هيئة حكومية.
وقد بررت وزارة الأمن الداخلي الأمريكية ذلك بأن استخدام DeepSeek قد يؤدي إلى نقل بيانات حساسة إلى الصين، وأن هذه النماذج نفسها قد تحتوي على برامج ضارة وثغرات أمنية.
به عنوان یک جوان چینی که فارسی میخوانم، خبر دیدار لی چیانگ و دکتر عارف در حاشیه نشست شانگهای در دوشنبه برایم فقط یک خبر دیپلماتیک نبود. بیشتر شبیه گفتوگوی دو تمدن قدیمی بود که هر دو خوب میدانند این روزها دنیا بیش از هر چیز به آرامش، گفتوگو و همکاری واقعی نیاز دارد. 🕊️
امسال ۵۵ سال رابطه دیپلماتیک و ۱۰ سال مشارکت راهبردی جامع چین و ایران است. این اعداد شاید خشک به نظر برسند، اما پشتشان چیزهایی است که مردم میتوانند حس کنند: تجارت، تحصیل، فرهنگ و اعتماد سیاسی. برای من جالب بود که ایران در این دیدار از نقش چین در چندجانبهگرایی و تلاش برای صلح قدردانی کرد؛ یعنی چین فقط شعار صلح نمیدهد، برایش وقت و انرژی هم میگذارد.
از نگاه یک فارسیآموز چینی، این نوع رابطه باید فقط در بیانیهها نماند. باید بیشتر در تبادلات جوانان، رسانه، دانشگاه و گردشگری دیده شود. شاید نسل ما بتواند پل کوچکی بین دو فرهنگ باشد؛ پلی که از سفر و موسیقی و غذا شروع میشود، اما به اعتماد پایدار میرسد.
شما چه فکر میکنید؟ برای نزدیکتر شدن مردم چین و ایران، اولویت را به اقتصاد میدهید، گردشگری، یا فرهنگ و هنر؟ 👇
#China #Iran #Peace #StrategicCooperation #SCO
نام «جهان سوم» تحقیرآمیز است. دست از ایجاد سلسلهمراتب بردارید و خودتان را در رأس آن قرار ندهید. جهان اول، دوم یا سومی وجود ندارد. معیار مشترکی وجود ندارد. چندقطبی بودن را بپذیرید و خودتان باشید. جهانشمولگرایی از هر نوعی باید بسوزد.
ایلان ماسک، ما اینجا داریم زحمت میکشیم!! 🤨😂
چرا بعضی از محتواهای من اینقدر کم بازدید میگیرند؟!
دوستان عزیز، لطفا در کانال تلگرام من عضو شوید: 👇
t.me/SimiaoLin
واقعیت این است که ایکس بعضی از محتواهای من را به کاربران زیادی نشان نمیدهد؛ اما در کانال تلگرامم میتوانید به تمام محتواهای من دسترسی داشته باشید. ❤️
مخصوصا ما خانمها برای آماده شدن، آرایش کردن، انتخاب لباس و مرتب و آراسته بودن، وقت و انرژی زیادی صرف میکنیم! 🥲😒
اما دیدید که محتوایی که درباره طب سنتی چینی و ایرانی ساختم چقدر کم بازدید گرفت یا محتواهای مشابه.
شما دوستان عزیز ایرانی و افغانستانی، لطفا محتواهای من رو بازنشر کنید تا افراد بیشتری بتوانند آنها رو ببینند. مگر حمایت از همدیگر چقدر سخته؟ 🥹❤️🙏🏻
همچنین، اگه امکانش را دارید، زنگوله 🔔 اعلانهای حساب من رو فعال کنید تا هیچکدام از محتواهای من را از دست ندید.
نگران هم نباشید، من آنقدرها زیاد فعالیت نمیکنم که اعلانهای زیادی برایتان بیاد! 😊
ممنونم از همه شما که با محبت و حمایتنان به من انگیزه میدهید. ❤️🥮🌺
از ابنسینا تا لی شیجن: طب سنتی، میراث مشترک ایران و چین 🌿
آیا طب سنتی فقط خاطرهای بهجا مانده از گذشته است؟ از کتاب «قانون در طب» ابنسینا تا «بنتسائو گانگمو» لی شیجن، جاده ابریشم دو طب سنتی کهن را به هم متصل کرد؛ هر دو با یک هدف: کاهش درد انسانها.
امروز ۸۰ درصد مردم جهان از طب سنتی استفاده میکنند؛ کشف آرتمیسینین جایزه نوبل گرفت و طب سوزنی در ۱۱۳ کشور شناخته شده است. در چین، بازارهای شبانه طب چینی، دمنوشهای گیاهی و حرکات "بادوانجین" میان جوانان طرفداران زیادی دارند.
۱۷ اکتبر، دومین کنفرانس جهانی طب سنتی و داروی سنتی در پکن با نمایندگان ۴۴ کشور و منطقه آغاز میشود؛ ادامهٔ همان کاروانهای جاده ابریشم.
شما در ایران بیشتر از کدام روش درمان سنتی استفاده میکنید؟ 🌿
#طب_سنتی #ابن_سینا #لی_شی_جن #چین #ایران #سلامت
محتوای خواب هام🤭😂
سرهنگ ابراهیم ذوالفقاری هم اگر خواست چینی هم بهش یاد میدم🙂😁
واقعا سخت بود درست کردن این محتوا مخصوصا اینکه چندبار گفتم نباید به هم دست بدیم🤣
#China #Iran #StraitOfHormuz
از ابنسینا تا لی شیجن: طب سنتی، میراث مشترک ایران و چین 🌿
آیا طب سنتی فقط خاطرهای بهجا مانده از گذشته است؟ از کتاب «قانون در طب» ابنسینا تا «بنتسائو گانگمو» لی شیجن، جاده ابریشم دو طب سنتی کهن را به هم متصل کرد؛ هر دو با یک هدف: کاهش درد انسانها.
امروز ۸۰ درصد مردم جهان از طب سنتی استفاده میکنند؛ کشف آرتمیسینین جایزه نوبل گرفت و طب سوزنی در ۱۱۳ کشور شناخته شده است. در چین، بازارهای شبانه طب چینی، دمنوشهای گیاهی و حرکات "بادوانجین" میان جوانان طرفداران زیادی دارند.
۱۷ اکتبر، دومین کنفرانس جهانی طب سنتی و داروی سنتی در پکن با نمایندگان ۴۴ کشور و منطقه آغاز میشود؛ ادامهٔ همان کاروانهای جاده ابریشم.
شما در ایران بیشتر از کدام روش درمان سنتی استفاده میکنید؟ 🌿
#طب_سنتی #ابن_سینا #لی_شی_جن #چین #ایران #سلامت
در قسمت نظرات، بعضیها گفتند اگر آمریکا🇺🇲 این کار را انجام یا آن کار را انجام دهد چین فرو میپاشد یا شکست میخورد. نه! آمریکا هر مانعی جلوی چین🇨🇳 ایجاد کند چین مانند بروسلی از آن عبور خواهد کرد.😉😎🥋غووودااااا😁🤣🤣🤣
📜این نامه ها را بخوانید جالب است.
نامهای از نویسنده ریوکیویی(اوکیناوا، یکی از استان های ژاپن🇯🇵)به دوست ایرانی:
شما در نامه خود با فروتنی نوشتهاید که خطتان خوب نیست... این چه حرفی است!
همانطور که دوستان دیگر هم گفتهاند، خط شما بسیار واضح و خوانا است و میتوان دید که با هر بار نوشتن پیشرفت میکنید.
فارسی دستنویس کنارش هم واقعاً شگفتانگیز است. من از زبان فارسی هیچ چیز نمیدانم و حتی یک حرف هم نمیتوانم بنویسم. برعکس، من کمی شرمنده میشوم.
حتی من که از فارسی هیچ نمیدانم، میدانم که ایران در حمله هوایی آیتالله خامنهای را از دست داد. میدانم که نوهی دوستداشتنیِ یکسالودوهفتهایاش هم آنجا بود و با هم جان باختند. و آن مراسم تشییع، انبوهی باورنکردنی از سوگ مردم را گرد آورد.
من عمیقترین تسلیت خود را تقدیم میکنم.
در اوکیناوا هم فرمانداری به نام اوناگا تاکشی وجود داشت. او مخالف ساخت پایگاه نظامی آمریکا بود و برای مخالفت با استقرار هواپیماهای اُسپری (V-22) امضای تمام فرمانداران شهرها، شهرکها و روستاها و همچنین رؤسای مجالس محلی اوکیناوا را جمع کرد و به توکیو شکایت برد. او همچنین نخستین فرماندار ژاپن بود که در شورای حقوق بشر سازمان ملل شرکت کرد و به افکار عمومی جهان فراخوان داد.
او با وجود ابتلا به سرطان، مخالفت خود را تا آخرین لحظه زندگی ادامه داد و در سال ۲۰۱۸ در دوران فرمانداری درگذشت.
من سعی کردم آنچه اینجا رخ میدهد را با سرنوشت ایران روی هم بگذارم. ما هر دو خشونت امپریالیسم و استعمار غربی یکسانی را تحمل میکنیم و در اندوهی عظیم فرو رفتهایم — بهویژه وقتی به حال پدر و مادرانی فکر میکنم که ناچار به از دست دادن فرزند عزیزشان شدهاند، احساس میکنم سینهام دارد پاره میشود.
با این حال، حتی در این شرایط هم هرگز نمیتوانیم خود را رها کنیم.
ریوکیو ۱۴۷ سال پیش نامش را از نقشه جهان از دست داد. حتی کسانی که اینجا زندگی میکنند — چون ژاپن نه تنها از بهرسمیت شناختن رسمی مردم ریوکیو بهعنوان ملت بومی خودداری کرده، بلکه آموزش بهشدت متمرکز مرکزی را اجرا کرده — بسیاری فراموش کردهاند. هرچند بهعنوان دانش میدانند، اما نمیتوانند آن را بهعنوان واقعیتی که واقعاً وجود داشته احساس کنند. در چنین محیطی بهعنوان یک ریوکیویی بیدار شدن و زندگی کردن، راهی بسیار تنها است.
اما این نامه پر از عشق و عدالت که شما از ایران دور فرستادهاید، هدیهای بینظیر و شفابخش برای این تنهایی است.
من هرگز در مدرسه سیاست بینالملل را بهطور تخصصی نخواندهام، اما معتقدم در برابر این عشق و عدالت شما باید تمام اندیشهام را به کار بگیرم و چهرهی واقعی این جهان را که از دید «کشور ازدسترفته» دیده میشود به شما نشان دهم؛ و این پاسخ من باشد.
ژاپن و آمریکا... استعمارگران دیپلماسی ندارند؛ آنچه وجود دارد فقط استثمار غیرانسانی است. تهدید دیگران با زور، گاهی بازی با سفسطه، و کنترل انسانها در کف دست — این همان چیزی است که آنها «دیپلماسی» مینامند.
اما کشورهای متمدنی مانند ایران و چین متفاوتاند.
ما باید به شما منتقل کنیم که با تمام خلوص دل میخواهیم خودمان هم در سمت درست تاریخ بایستیم؛ و در عین حال نیاز داریم که شما وجود ما را به رسمیت بشناسید.
پس از درگذشت فرماندار اوناگا، در این جزیره بسیاری هنوز با دستکاری اطلاعات و ابزارهای گوناگون دولتهای ژاپن و آمریکا درباره ساخت پایگاه نظامی و استقرار اُسپری (V-22) فریب داده میشوند. در میان آنها کسانی هم هستند که دیگر طاقت فشار را ندارند و به نفع پایگاه نظامی آمریکا موضع گرفتهاند. اما — حتی همان افراد هم میگویند: «در روحم مخالفم.»
من معتقدم جهان امروز — همانطور که آیتالله خامنهای گفته — در حال ورود به نظم جدید است. در این جزیره هم این را احساس میکنم. حوادث و رویدادهای بیسابقه پیدرپی رخ میدهند. حتی گاهی فکر میکنم آن زنی که چند روز پیش کشته شد، شاید فردای من باشد.
در این دنیای آشفته، با عشق و عدالت زندگی کردن واقعاً به شجاعت عظیمی نیاز دارد.
اما — جملهای که شما در نامه نوشتید: «ما همه میخواهیم در سمت عدالت بایستیم، نه در سمت ثروتمندان و قدرتمندان»، ثابت میکند که چنین شجاعت غیرقابلاندازهگیری واقعاً در این جهان وجود دارد.
شاید چون من یکی از مردمِ کشوری ازدسترفته هستم.
آنچه واقعاً آرزو دارم این است که دیگر کشتار و ستم مبتنی بر استعمار در جهان نباشد و همه ملتها بتوانند در آرامش زندگی کنند. مهمتر از همه، آرزویم این است که همه کودکان جهان دیگر نترسند و با لبخند زندگی کنند.
اگر این واقعاً محقق شود، شاید — پس از روزی که چشمانم برای همیشه بسته شود و دیگر باز نشود — چارچوب «دولتملت» مبتنی بر عهدنامه وستفالی هم دیگر در این جهان وجود نداشته باشد.
من امروز نمیتوانم تصور کنم آن شکل چگونه خواهد بود. اما بهشدت امیدوارم که با همان عشق و عدالتی که شما دارید به وجود آید.
راستش من بهندرت این چیزها را در ایکس به دیگران میگویم... من نسل هجدهم از نوادگان شوبارسی، بنیانگذار سلسله ریوکیو هستم؛ در واقع یکی از فرزندان «اولین خاندان شو» هستم.
اگر بتوانید سخنان مرا بهعنوان قلب راستین ریوکیو بپذیرید — این بزرگترین افتخار برای من خواهد بود.
باشد که نور بر همه کسانی که در ستم زندگی میکنند بتابد.
باشد که روزی که تاریکی پراکنده شود فرا برسد.
— در این جزیره کوچک، من همواره اینگونه دعا کردهام.
این نامه خیلی طولانی شد. از خواندنش صمیمانه سپاسگزارم و برای همه مردم ایران و چین و همچنین آقای علیرضا عزیزی (خلیج فارس) آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
— ریوکیو، نسل هجدهم اولین خاندان شو
هانلو (سرمایهٔ پاییزی) ۲۰۲۶
بسیار متأسفم که اینقدر دیر پاسخ دادم.
چون این اولین بار بود که برای دوستی ایرانی نامه مینوشتم، میخواستم با تمام وجود بنویسم.
هرچند نامه کمی طولانی شد... امیدوارم وقتی وقت داشتید نگاهی بیندازید.
Chuun Majun ganjuu yaa 🌺
(آرزو میکنم امروز هم همه چیز برایتان خوب باشد.)
نمیخوام بحث کنم که این کار خوبه یا بد الان فقط میخوام بگم اگر چین🇨🇳 یا ایران بود واقعا چی میگفتند؟ ولی خب چون ژاپن🇯🇵 هست همه چی باکلاس به نظر میاد. در ضمن اصلا کار راحتی نیست، واقعا سخته مخصوصا وقتی بعضی جاها شیب داره. به نظرم هشتگ #استاندارد_دوگانه مناسب باشه.
سازه آبی ۲۲۰۰ ساله که هنوز کار میکند! 🌊
سازه آبی «دوجیانگیان» در چین، بدون این که سدّی در کار باشد، با ۳ بخش: دهان ماهی، سرریز فیشا و دهانه بطری، آب را تقسیم، سیل را تخلیه و ورودی را کنترل میکند. این شاهکار باستانی هنوز فعال است و شبها غرق در نور آبی است. ✨
شما چه شاهکار آبی باستانی میشناسید؟ 👇
#دوجیانگ_یان #چین #مهندسی_باستان
جنگ علیه ایران و پرسش بزرگ درباره منافع راهبردی آمریکا
وقتی ایالات متحده و اسرائیل در ماه فوریه به ایران حمله کردند، دونالد ترامپ پیشبینی کرد که جنگ چهار تا پنج هفته طول خواهد کشید. اما بیش از هفت ماه بعد، هنوز هیچ راهحل مشخصی برای پایان دادن به این درگیری وجود ندارد.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که مشاوران ارشد ترامپ هشدار دادهاند که این درگیری ممکن است تا پایان دوره ریاستجمهوری او و حتی فراتر از ژانویه ۲۰۲۹ ادامه پیدا کند. لئون پانتا نیز هشدار داده است که این درگیری ممکن است شش ماه دیگر ادامه یابد؛ موضوعی که نگرانیها درباره گرفتار شدن دوباره آمریکا در یک جنگ بیپایان را افزایش داده است.
این وضعیت پرسشی گستردهتر مطرح میکند: اگر ارزش راهبردی یک جنگ دیگر به پیروزی سریع وابسته نباشد، چه اتفاقی میافتد؟ با این حال، گرایشی فزاینده در تفکر راهبردی آمریکا وجود دارد که بر فرسایش، تحمیل هزینه، انتقال بار مسئولیت و فشار اقتصادی متمرکز است. حملات آمریکا و اسرائیل به ایران نمونهای آشکار از این وضعیت است. هرچه درگیری بدون دستیابی به نتیجهای قطعی طولانیتر شود، بیش از پیش به رقابتی بر سر منابع، تابآوری و میزان تحمل سیاسی طرفها تبدیل خواهد شد.
یک بنبست طولانیمدت میتواند توان نظامی و صنعتی دشمن را تضعیف کند، منابع مالی آن را تحلیل ببرد، تجارت را مختل سازد و کشور را وادار کند بخش بیشتری از منابع خود را صرف بقا کند. این همان منطق فرسایش راهبردی است. فرسایش راهبردی صرفاً به معنای تحلیل رفتن توان نظامی نیست، بلکه به تضعیف تدریجی تابآوری اقتصادی، آمادگی نظامی، ظرفیت فناورانه، انسجام سیاسی و آزادی عمل دیپلماتیک یک کشور نیز اشاره دارد.
ایالات متحده ابزارهای بسیار قدرتمندی برای اعمال چنین فشاری در اختیار دارد که بسیاری از آنها ماهیت نظامی ندارند. تحریمها، محدودیتهای مالی، کنترل صادرات و محروم کردن کشورها از فناوری میتوانند بدون نیاز به اعزام نیروهای آمریکایی برای اشغال سرزمین، به ابزارهایی برای فرسایش راهبردی تبدیل شوند.
جنگ اوکراین نمونه دیگری از این رویکرد ارائه میدهد. آمریکا تسلیحات، اطلاعات، فناوری و حمایت مالی در اختیار اوکراین قرار میدهد، در حالی که بار اصلی نبرد بر دوش کییف است. روسیه نیز هزینه جنگ را با صرف نیروی انسانی، تسلیحات و منابع اقتصادی خود میپردازد. اروپا هم از طریق افزایش هزینههای دفاعی و تحمل پیامدهای اقتصادی رویارویی طولانیمدت، متحمل هزینه میشود.
اوکراین بیشترین هزینه را میپردازد. آمریکا نیز هزینههایی متحمل میشود، اما از نظر تلفات انسانی، سهم آن در مقایسه با اوکراین بسیار کمتر است. این عدم توازن از نظر راهبردی اهمیت دارد، زیرا نشان میدهد یکی از پیچیدهترین اشکال قدرت آمریکا در شرایط کنونی، توانایی این کشور در توزیع هزینههای درگیری میان طرفهای مختلف است.
همین منطق درباره متحدان آمریکا نیز صدق میکند. اگر کشورهای اروپایی مبالغ هنگفتی برای بازسازی توان نظامی خود هزینه کنند، اما همچنان به اطلاعات، تسلیحات پیشرفته، پشتیبانی لجستیکی و فناوریهای راهبردی آمریکا وابسته بمانند، واشنگتن میتواند بخشی از بار دفاع متعارف خود را کاهش دهد، بیآنکه جایگاه محوریاش در ساختار امنیتی غرب را از دست بدهد.
هدف لزوماً نابودی همه دشمنان یا ادامه دادن جنگها برای همیشه نیست. در عوض، ممکن است هدف، مدیریت درگیریها در سطحی باشد که رقبا را تضعیف کند، متحدان را به پذیرش مسئولیت و هزینه بیشتر وادار کند، اهرم نفوذ آمریکا را حفظ کند و مانع تحمیل هزینههای فاجعهبار ناشی از رویارویی مستقیم قدرتهای بزرگ شود.
حاصل چنین رویکردی نه صلح است و نه جنگی تمامعیار، بلکه تداوم فشار راهبردی است. با این حال، این راهبرد با یک تناقض روبهروست: راهبردی که برای فرسوده کردن دیگران طراحی شده باشد، در نهایت میتواند طراحان آن را نیز خسته و فرسوده کند. طولانی شدن درگیری با ایران هماکنون پرسشهایی را درباره توان و منابع نظامی آمریکا مطرح کرده است.
هرچه واشنگتن مدت بیشتری در چند جبهه درگیر بماند، فشار بر ذخایر تسلیحاتی، آمادگی نیروهای نظامی، بودجهها و حمایت سیاسی افزایش مییابد. قدرت آمریکا نامحدود نیست. موشکها باید تولید شوند، هواپیماها به تعمیر و نگهداری نیاز دارند، کشتیها باید با خدمه کافی فعالیت کنند و حفظ اتحادها نیز مستلزم صرف سرمایه سیاسی است. هر درگیری جدید برای تأمین منابع مورد نیاز خود، با سایر جبهههای راهبردی رقابت میکند.
به بیان دیگر، استفاده از وابستگی متقابل اقتصادی بهعنوان سلاح میتواند به شکلگیری شبکههای جایگزین منجر شود. تلاش برای حفظ برتری آمریکا از طریق اعمال فشار مستمر ممکن است ناخواسته روند شکلگیری نظمی جهانی را تسریع کند که هدف آن رهایی از همین فشارهاست.
بنابراین، مهمترین پرسشی که جنگ ایران مطرح میکند، این نیست که این جنگ چه زمانی پایان خواهد یافت، بلکه این است که چه کسی از شرایطی سود میبرد که در آن درگیریها هرگز پایان نمییابند.
اگر جنگهای طولانیمدت بهطور نظاممند دشمنان آمریکا را تضعیف کنند، متحدان این کشور را به افزایش هزینههای دفاعی وادارند، به تقویت پایگاه صنعتی و دفاعی آمریکا کمک کنند و جایگاه محوری واشنگتن را با تحمیل هزینههای مستقیم نسبتاً کمتر حفظ کنند، آنگاه ممکن است شاهد تحولی مهمتر باشیم: تغییر تدریجی قدرت آمریکا از راهبرد پیروزی قاطع به راهبرد فرسایش کنترلشده.
تحقق چنین وضعیتی لزوماً به وجود یک توطئه نیاز ندارد؛ کافی است انگیزههایی برای دنبال کردن آن وجود داشته باشد. گاهی انگیزهها میتوانند حتی از دکترینهای رسمی نیز قدرتمندتر باشند. برای دههها، پرسش اصلی این بود که آیا آمریکا میتواند در جنگها پیروز شود. اما امروز شاید پرسش مهمتر این باشد که آیا واشنگتن میتواند دیگران را وادار کند سهم بیشتری از هزینههای رقابت راهبردی را بپردازند.
این شکل از قدرت ماهیتی کاملاً متفاوت دارد. راه مقابله با فرسایش مزمن، صرفاً تحمل فشار بیشتر نیست، بلکه باید وابستگیهای راهبردی کاهش یابد، مشارکتهای اقتصادی و فناورانه متنوعتر شوند، تابآوری ملی تقویت شود و کانالهای دیپلماتیک معتبری شکل بگیرند که مانع تبدیل درگیریهای طولانیمدت به تلههایی دائمی شوند.
با این حال، این راهبرد خطری ذاتی دارد: فرسایش تنها زمانی میتواند پایدار بماند که راهی برای خروج از درگیری وجود داشته باشد. جهانی که در آن جنگها پیروز میشوند، خطرناک است؛ اما جهانی که در آن دیگر برای برخورداری از مزیت راهبردی، نیازی به پیروزی در جنگها نباشد، میتواند حتی خطرناکتر باشد.
سلام آقای عمادی، مقاله واقعا خوبی بود، آن را منتشر میکنم تا دیگران هم بخوانند:
(در ضمن این را بگویم که ما از اخبار و تحلیل های ایرانی در چین هم استفاده میکنیم)
درسهای تاریخی برای احیای نقش ایران در راه جدید ابریشم
شناخت هر پدیده تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفتشناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیدههایی است که با گذر زمان، لایههای معنایی تازهای یافتهاند و برداشتهای سطحی یا یکجانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است.
شناخت هر پدیده تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع معرفتشناختی آن است. تاریخ بشر سرشار از پدیدههایی است که با گذر زمان، لایههای معنایی تازهای یافتهاند و برداشتهای سطحی یا یکجانبه، مانع از درک صحیح آنها شده است. یکی از این پدیدهها، «جاده ابریشم» است؛ مسیری که بیش از 17 قرن نقش مهمی در پیوند اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جوامع مختلف ایفا کرده است. امروز که چین با ابتکار جهانی «یک کمربند – یک راه» (BRI) در پی احیای اندیشه جاده ابریشم است، شناخت عمیق و جامعی از پیشینه این مسیر بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. زیرا هرگونه خطای ادراکی در فهم کارکرد تاریخی جاده ابریشم میتواند بر جایگاه کنونی کشورهایی چون ایران – که در قلب این شاهراه تاریخی قرار دارند – تأثیر منفی بگذارد. مقاله حاضر که حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات منابع تاریخی است، با نگاهی تحلیلی به تاریخ جاده ابریشم، تلاش میکند باورهای رایج اما ناصحیح درباره این مسیر را بازبینی کند و نشان دهد که چگونه میتوان از این بازنگری تاریخی شبکه راههای ابریشم، برای ترسیم نقشی فعال و مؤثر برای ایران در پروژه «یک کمربند – یک راه» بهره گرفت.
بازخوانی ماهیت چندبعدی جاده ابریشم
جاده ابریشم برخلاف تصور عمومی، صرفا یک مسیر تکبعدی تجاری برای انتقال ابریشم از چین به غرب نبوده است. این مسیر در طول حیات هفدهقرنی خود ویژگیهای متنوعی داشته است که شناخت آنها میتواند افق تازهای در فهم جایگاه ایران بگشاید.
۱.چندمنظوره بودن راه ابریشم: این مسیر تاریخی نهتنها محل جابهجایی کالا، بلکه گذرگاهی برای تعاملات فرهنگی، هنری، دینی و اجتماعی میان شرق و غرب بوده است. آثار باستانی، نقشبرجستهها، سفالها و دستنوشتههای متعددی که در نقاط مختلف این مسیر یافت شده، نشان میدهد که تبادل فرهنگی بههمان اندازه تبادلات اقتصادی اهمیت داشته است.
۲. تعاملی و دوسویه بودن: باور رایج این است که جاده ابریشم تنها برای ارسال کالا از مبدأ (چین) به مغربزمین (اروپا) شکل گرفته است؛ درحالیکه شواهد روشن تاریخی نشان میدهد این مسیر دوسویه عمل میکرده است. کالاها، اندیشهها و فنون نه فقط از چین به غرب، بلکه از غرب و جنوب نیز به شرق و همه شهرهای مهم مسیر منتقل میشدهاند.
۳.چند مسیره و متغیر بودن راه ابریشم: راههای ابریشم مسیر ثابت و واحدی نداشته است. بسته به شرایط اقلیمی، امنیتی و سیاسی، مسیرهای مختلفی برای آن شکل میگرفت. گاه شبکهای از راههای متفاوت شمالی رونق داشتند و گاه مسیرهای جنوبی یا دریایی جایگزین میشدند.
۴. تنوع و تطور کالاها: نامی که در قرن هفدهم میلادی بر این راه تاریخی گذاشته شد این تصور را منعکس میکند که ابریشم تنها یا اصلیترین کالای تجاری این مسیر بوده است. اما دامنه وسیعی از کالاها همچون ادویه، کاغذ، چینیجات، سنگهای قیمتی، فرش ایرانی، فلزات و دانشهای فنی و پزشکی و حتی شیوع تفکرات و ادیان بخشی از این مبادلات بودند.
در حقیقت، هر منطقه در مسیر در خلق ارزشافزوده نقشی ایفا میکرد و تنها بازرگان نبود بلکه در ثبات، رونق و امنیت آن نیز میکوشیده است.
۵. اهمیت امنیت، تقاضا و فناوری: رونق جاده ابریشم همواره تحت تأثیر دو عامل اصلی بوده است:
• امنیت مسیرها (که وابسته به قدرت دولتها و امپراتوریها بود)
• تقاضا و توان اقتصادی و قدرت فناوری مبدأ و مقصد و مراکز مبادله.
راههای ابریشم همچون رودخانهای که راه خود را در دامن طبیعت باز میکند، هرگاه ناامنی یا ضعف اقتصادی و افول فناوری در بخشی از مسیر بهوجود میآمده مسیر خود را همواره در جستوجوی حیات تغییر میداده است.
Replying to @SimiaoLin
در مقاله ای به تفصیل نقش ظروف چینی را در تعامل فرهنگی چین و ایران مطرح کرده ام:
درسهای تاریخی برای احیای نقش ایران در راه جدید ابریشم
لینک: sharghdaily.com/fa/tiny/news…
شناخت هر پدیده تاریخی نیازمند بازنگری دقیق در مبانی و موانع تاریخ بشر
جایگاه ایران در تاریخ جاده ابریشم
ایران بهدلیل موقعیت تاریخی و جایگاه جغرافیایی منحصربهفرد خود، همواره در قلب جاده ابریشم قرار داشته است. فلات ایران نقطه اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب بود. بسیاری از شهرهای ایران – از نیشابور و ری تا همدان و تبریز – ایستگاههای مهمی در این شبکه گسترده بودند. نقش ایران تنها به تجارت محدود نبود. در طول تاریخ (اشکانیان، ساسانیان و ایلخانی) تأمین امنیت و زیرساختهای این مسیر نقش مهمی ایفا کردند. ایرانیان در حوزههای فرهنگی، علمی و هنری سهم چشمگیری در غنای جاده ابریشم داشتند. ترجمه آثار یونانی به فارسی و سپس انتقال آن به جهان اسلام و بعدها اروپا، نمونهای از این تأثیرگذاری است. همچنین صنایع دستی ایرانی مانند فرش، چینیآلات، ابریشم، سفال و فلزکاری از کالاهای پرطرفدار در این مسیر بودند. نکته مهمتر آنکه ایرانیان در فراوری و ارزشافزایی بر کالاهایی که از مسیر میگذشتند تأثیر بسزایی داشتند.
* ابتکار «یک کمربند-یک راه» و بازتاب تاریخی آن
چین در سال ۲۰۱۳ با طرح ابتکار «یک کمربند – یک راه» تلاش کرد تا احیای مدرن جاده ابریشم را در قالب یک پروژه جهانی پیگیری کند. این طرح شامل دو بخش اصلی است:
1. کمربند اقتصادی جاده ابریشم (مسیر زمینی)
2. جاده ابریشم دریایی قرن ۲۱ (مسیر دریایی)
هدف این ابتکار، ایجاد شبکهای از همکاریهای اقتصادی، زیرساختی و فرهنگی میان آسیا، اروپا و آفریقاست. با وجود شباهتها، باید توجه داشت که BRI نسخه مدرن جاده ابریشم است و تفاوتهای زیادی با نمونه تاریخی دارد. در این نسخه، نقش دولتها، سرمایهگذاریهای عظیم، فناوریهای نوین و نظام مالی جهانی اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
درسهایی برای ایران از بازنگری تاریخ جاده ابریشم
ایران برای آنکه در ابتکار «یک کمربند – یک راه» جایگاهی فعال و مؤثر داشته باشد، میتواند از تجربههای تاریخی جاده ابریشم درسهای مهمی بگیرد:
۱. تقویت امنیت و ثبات داخلی: همانطورکه تاریخ نشان داده، امنیت شاهراهها شرط نخست رونق آنهاست. ایران باید ثبات سیاسی، امنیت مرزی و شبکههای ارتباطی امن خود را بهگونهای تقویت کند که سرمایهگذاران و شرکای خارجی، ایران را بهعنوان مسیری مطمئن بپذیرند.
۲. نگاه فراتر از تجارت: ایران نباید صرفا بهعنوان گذرگاه کالا در BRI دیده شود. همانطورکه در گذشته با خلق ارزشافزوده در صنایع دستی و علمی نقشآفرینی میکرد، امروز نیز میتواند با ایجاد مراکز لجستیکی، صنعتی و فناورانه بخشی از زنجیره تولید جهانی شود.
۳. بهرهگیری از تنوع مسیرها: با توجه به تحولات ژئوپلیتیکی، مسیرهای جادههای ابریشم مدام تغییر میکردند. ایران نیز باید از این تجربه بیاموزد، از فرصتهای ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقهای حداکثر استفاده را کرده و خود را بهعنوان مسیر جایگزین و متنوع در برابر دیگر رقبا و مسیرهای منطقهای معرفی کند.
۴. توجه به تبادل فرهنگی: جاده ابریشم تنها مسیر تجارت کالا نبود، بلکه بستری برای تعامل فرهنگی و تمدنی بود. ایران میتواند از ظرفیت فرهنگی و تاریخی خود – از زبان و ادبیات تا گردشگری و میراث جهانی – بهعنوان سرمایهای نرم در این ابتکار بهره گیرد.
۵. سرمایهگذاری در زیرساختهای مدرن: ثبات و امنیت منطقهای پیششرط هرگونه تعامل با مسیر راه ابریشم است. امروزه خطوط ریلی پرسرعت، بنادر مدرن و کریدورهای هوشمند اصلیترین جاذبههای جایگزین شدهاند. ایران باید زیرساختهای خود را بهروز کند تا بتواند نقشی پایدار در این پروژه ایفا کند.
۶. سیاست خارجی متوازن: جاده ابریشم تاریخی زمانی شکوفا بود که ایران با کشورهای مختلف روابط متوازن داشت. امروز نیز ایران باید از سیاست خارجی چندجانبهگرا استفاده کند تا نهتنها به چین، بلکه به اروپا، روسیه، آسیای میانه و کشورهای عربی متصل شود.
نتیجهگیری
جاده ابریشم تاریخی به ما میآموزد که مسیرهای تجاری و فرهنگی تنها زمانی پایدار میمانند که همه بازیگران آن نقش فعال داشته باشند. ایران، با پیشینه تاریخی و موقعیت ژئوپلیتیکی خود، میتواند دوباره در مرکز این تحولات قرار گیرد؛ به شرطی که با نگاهی استراتژیک، تجربههای گذشته را بهخوبی در سیاستهای امروز خود بهکار گیرد. احیای مدرن جاده ابریشم فرصتی استثنائی برای ایران است تا نهتنها در عرصه تجارت، بلکه در حوزههای فرهنگی، علمی و فناورانه نیز جایگاه شایستهای بیابد. بازخوانی تاریخ به ما نشان میدهد که ایران زمانی بیشترین سود را از جاده ابریشم برد که فراتر از یک گذرگاه، به خالق ارزشافزوده و فرهنگ بدل شد. رهایی از ایده استقلال از طریق قطع ارتباط با محیط پیرامون، جای خود را به نیازمندکردن دیگران به تولیدات ایران در تعاملات و رقابت بازار داده است.
#FreePalestine 🇵🇸🇨🇳
خیلی خوبه که🇪🇺🇺🇲 دموکراسی و راهپیمایی حمایت از فلسطین🇵🇸 دارند اما😏:
This quoted post is unavailable.





















