امروز همه چیز لذت بخش بود
از ترافیک اول صبح گرفته
تا مجتمع قدوسی
از پیاده روی زیر بارون از میرزای شیرازی تا مطهری گرفته
تا لته و کوکی زیر نمنم بارون
و همش به خاطر وجود اون بود :)))
عکسارو براش چهار صبح فرستادم
سه دیقه نگذشت سین کرد
نوشت: اشکم درومد؛ افتخار منی
کاش میشد بهش بگم تا الان هرقدر لازم بوده تلاش کردم که یه چیزی بدست بیارم
تا بیام
به تو بگم!
تو…
گذشت
سخت گذشت
تمام ذرات تشکیل دهنده وجودم هر لحظه درد کشید
اما تو
همسفر خوبی نبودی …
اینی که الان هست حق ما نبود :)
بهترین حال جهان را دارم
دیشب با یه عالمه البالو پلو و دلمه دستپخت خاله و دختر خاله راهی منزل شده ام😌😌







