این سرزنشها و خطرها، به توصیههای سنت ترزا جلوه و اهمیت ویژهای میبخشند؛ توصیههایی که در آنها از روح میخواهد برای شناختن خویش، مستقیماً به تحلیل و واکاوی خود نپردازد، بلکه خویشتن را در پرتو نور خدا بجوید. در واقع، این بهترین راه برای شناخت درست خویشتن است.
آنری گریالو
چه تفاوتی دارد که پرنده با نخی ظریف گرفتار شده باشد یا با طنابی کلفت؟ هرچند نخی که او را نگه داشته بسیار ظریف باشد، پرنده درست مانند زمانی که با طناب بسته شده، همچنان در بند آن است؛ و تا وقتی آن را پاره نکند، نمیتواند پرواز کند.
یوحنای صلیب
نخست اینکه رنجهایی که شیطان پدیدآورندهٔ آنهاست، هرگز به دلپذیریِ رنجی که من دربارهاش صحبت میکنم نیستند. او ممکن است مقداری رضایتِ ظاهراً معنوی با آنها درآمیزد؛ اما پیوند دادنِ آرامش و لذت درونی با رنج -و آن هم رنجی چنین بزرگ- از عهدهٔ او خارج است...
ترزا از آویلا
به طریقی بس ظریف، روح اینجا زخم میبیند؛ از که و چگونه نمیداند؛ اما این آسیب چنان به چشمش گرانبها ست که هرگز مرهمی برایش نمیخواهد.
ترزا از آویلا
برای کبوتر کوچک این رنجها اهمیتی ندارند؛ زیرا همین رنجهاست که باعث میشود او پروازی بلندتر را آغاز کند.
ترزا از آویلا
شناخت خویشتن، نانی است، که انسان در این مسیر دعا، باید به هر خوراک دیگری، حال هر چقدر که لذیذ باشد، مقدم بدارد و از آن برگیرد.
ترزا از آویلا
پس وقتی روحی چندین روز در این رنج گرفتار شود چه خواهد کرد؟ آیا دعا میکند، دستکم برای خودش و برای تسلای خودش؟ چون دعاهای لفظی هیچ احساسی به او نمیدهند، او حتی نمیشنود چه میگوید. تلاش کردن برای دعاهای ذهنی هم در آن هنگام برای آنها بیفایده است،
زیرا قوای ذهن از انجام آن ناتواناند. به علاوه، تنهایی برای او زیانآور است؛ از سوی دیگر، او نه میتواند حضور در جمع را تحمل کند و نه اینکه کسی با او صحبت کند، که این خود عذابی تازه برای اوست.
فکر نکنید که آزادی و ثروت خوشبختان این قرن میتواند ذرهای از درد شما بکاهد؛ نه، هرگز. همانطور که تمام لذات دنیا که در برابر دیدگان دوزخیان قرار گیرد، به جای کاهش شکنجهشان، آن را فزونی میبخشد.
قلعهی باطنی | منزل ششم | فصل دو







