وقتی از محل کار قبلیم اومدم بیرون یکمتن قشنگ نوشتم روی کاغذ زدم به دیوار آشپزخونه اونجا
نزدیک به ۱ سال گذشت و امشب که رفتم دیدن بچه ها دیدم دست نوشته من هنوز هم روی دیواره
حتی رئیس هم که میدونستم ممکنه پاره اش کنه اینکارو نکرده بود
حس عجیب و قشنگی بود که به یادم هستن همیشه :)
درحال تلاش⚙️ retweeted
یه جایی از زندگی میفهمی اولویتهات چیه. از اون به بعد دیگه حاشیهها، سهمی توی وقت و توجهت ندارن.
یعنی تموم برنامه های روزم سر بدقولی و آن تایم نبودن این مردک آشغال بهم ریخت
دهنی من از این سرویس کنم فقط بیاد
واقعا از آدم هایی که آن تایم نیستن بدم میاد
اینقدر زیاد که یکی از ملاک هام برای دوست پیدا کردن آن تایم بودنه.
کسی که واسه وقت ارزش قائل نیست به درد دوستی نمیخوره.
درحال تلاش⚙️ retweeted
بچه ها من برنامه نویسم بیشتر تو زمینه سایت و backend فعالیت کردم ولی تازگی react رو هم یاد گرفتم و شروعش کردم
اگه این توییت رو میبینید خواهشا ریپست کنید تا یه کارفرمایی پیدام کنه🙏
دیشب تا لحظه ای که چشمم بسته شد داشتم سریال shrinking رو میدیدم
واقعا جذابه
اینکه آدم ها تلاش میکنن برای بهتر شدن
اینکه شخصیت ها درکنار خوب بودن بدی هاشون روهم به نمایش میزارن
اینکه وقتی حالت بده باید سعی کنی عزیزانت رو ترک نکنی وکنارشون بمونی و حواست باشه
سریال آموزنده ای هست
اجازه ندادم بقیه روز ام بد بگذره
به همه کارهام رسیدم
غمگین بودم؟ کمی
ولی زمان ام رو از دست ندادم
الان ذره ای غمگین و ناراحت نیستم
آسانسور بوی گوه عرق میده
یعنی خیلیا خودشون نمیفهمن بو میدن؟
۱۵ دقیقه اس منتظر آسانسور ام اومد یه بوی بدی میداد نرفتم باهاش
اون یکی رو زدم بیاد
هوای لعنتی یکم سرد شو
لباس بهاری و تابستونی و پائیزی و زمستونی هام دیگه دارن منو از اتاق بیرون میکنن 😭.
واقعا روز ام رو بد شروع کردم
از تختم نمیخوام پاشم
نمیخوام کاری انجام بدم
میخوام مثل افسرده ها تا شب زیر پتو بمونم
ولی باید پاشم اگه کارهامو انجام ندم یک روز عقب میوفتم و فردا هم جمعه اس 🥲
مصبت رو شکر خدایا
هرچی میگم برعکس انجام میدی
یکی که ۵ سال پیش بهم پیشنهاد داده بود باز جلوم سبز شد
۵ فاکینگ سال پیش 🤦🏻♀️




