Ms.45 retweeted
کامنتهای زیر پست نازنین رو میخونم و باور نمیشه یه عدهای دارن با موضوع شوخی میکنند. نازنین رو میشناسم، اصلا شکی در روایتش نیست.
حالا اصلا اگر ایشان را هم نمیشناختم، مگر میشود با موضوع آزار یک زن و تجربه هولناکش شوخی کرد؟
Ms.45 retweeted
تایپ و نووک رو بستند و دور و بر چهارراه آذرشهر مأمور ریختند و ماشین پلیس گذاشتند.
جشن وحشت :)
Ms.45 retweeted
الان از ایرانشهر رد شدم و پلیس زیاد بود. اما کمی اونورتر، همچنان بچهها با کاستومهای مختلف حضور داشتن. یه گروه جالبی جمع شده بودن تو هفت تیر و یه حالتی شبیه کَل یا battle زوزه میکشیدند.
امیدوارم همیشه گرگینه باشید و گلهای زندگی کنید و دست خونآشامها ازتون دور باشه. 🔥
Ms.45 retweeted
۱۸سال پیش زنگ زدم به آقای دهباشی و گفتم من دانشجوام، میشه اشتراک بخارا رو بهم تخفیف بدین؟بدون اینکه منو بشناسه گفت ۵۰ درصد واریز کن. سال بعدش رو نتونستم واریز کنم ولی بخارا قطع نشد. چند روز پیش دیدمش و بهش گفتم من به شما بدهکارم. خندید گفت اون هدیه من بوده به شما. به جای اون
دلیل خیلی منطقیای براش ندارم؛ ولی با اینکه تنها زندگی میکنم، کمتر پیش میاد مهمون یهویی ناهار-شامی داشته باشم، و اغلب ماست کوچیک میخرم، دلم نمیخواد اونی باشم که قاشق دهنیشو میزنه تو ظرف ماست.
Ms.45 retweeted
بعضی سناریوها و مثالها، بعضی مسائل رو به نحو احسن توضیح میدن. مثلاً فرق بین زن و مرد در بحث اخلاق، مسئولیت و غریزه. همکارم فرانک عمیدی توضیح میده
دوستم گفت: دیگه کسی عِرقی نداره به ایران؛ واسه همه صرفاً یه خاکیه که توش زندگی میکنن.
تو چشاش نگاه کردم گفتم: من که دارم. و اتفاقاً بعد از جنگ مردم بیشتر برام مردم شدن.
جنگطلبا انگار تصورشون از وطن، یه تصور انتزاعی از شکوهه. اگه شکوه نباشه و بدبختی باشه، وطن معنی نداره اصلاً.
گوش کنید. تا انتها و اجرای برنامه گلهای غربت
#شنبهزاده
#حسین_شنبهزاده
امروز تولد برادر خوبم #حسین_شنبهزاده عزیز است. حسین به مناسبت تولد ۳۸ سالگی خود یک پیام از زندان فرستاده که توصیه میکنم حتماً گوش دهید.
حسین جان تولدت فرخنده و به اینکه هر چه زودتر برگردی پیش ما.🎂🌺
“سلام بچهها، حسین شنبهزاده هستم، اگر احیاناً یادتون مونده باشه، اگر یادتون نمونده، من همونم که هشتادهزارتا توییت گذاشتم، میلیونها بازدید و لایک گرفتم، آخرش لقبم شد زندانی «نقطه».„
حرف حق …
#زن_زندگی_آزادی
دیروز فهمیدم چقدر وابستگیم به اسپاتیفای شدید شده. پریمیومم تموم شده بود و بازی درمیاورد و مطلقاً هیچی، حتی بهطور شافل و درهم و همراه با تبلیغات هم، پخش نمیکرد و نمیکنه هنوز. موج اضطرابی وجودمو گرفت که بیا و ببین! شاید تداعی دوران جنگ هم بود. این روان هزارجور زخم خورد.
امروز جلوهای از این «ماه هنر» رو تو محل دیدم موقع پیادهروی. ایدهاش جالبه قطعاً که نمایش هنر منحصر به گالریها نباشه و گسترش پیدا کنه، حتی تا فضاهای عمومی پرت و ناشناحته. اما کیفیت… .
همهمون حتماً واسه چیزای مسخره و پیشپاافتاده شده احساس بدبختی کنیم. اما آدم بزرگسالی که قاعدتاً باید حداقل درکی از بحران اقتصادی فراگیر در کل کشور داشته باشه، بهتره نهایتاً زنگ بزنه مادرش یا دوستش گریه کنه واسه کفش!
من که دچار شرم نیابتی شدم با دیدن همون ویدئوی اول.
Ms.45 retweeted
روایت پرستو فروهر از صدای سوم و ایستادگی در میان دوقطبیها
radiozamaneh.com/899787/
پرستو فروهر بازگشت به ایران را نه نشانه سازش با جمهوری اسلامی، بلکه بخشی از حق شهروندی و تداوم دادخواهی میداند؛ حقی که خود در سالهای بازجویی، ممنوعالخروجی و فشار امنیتی بر آن ایستاده است. او در گفتوگو با «زمانه» از «صدای سوم» میگوید: صدایی که هم در برابر سرکوب جمهوری اسلامی میایستد و هم جنگ و مداخله نظامی را راه آزادی ایران نمیداند. از نگاه فروهر، مخالفت با جنگ ادامه همان مبارزه برای کرامت، زندگی و عاملیت شهروندان است، نه عقبنشینی از مبارزه برای آزادی.
Ms.45 retweeted
کاوه خمسه یا کاوه راستار
نامهای جدید متجاوز سریالی کیوان امام ویردی خمسه در دیتینگ اپ ها و شبکههای اجتماعیه.
نمیدونم چرا آزاده ولی میدونم پشتش به قانون ضدزنی گرمه که علیرغم یک دنیا مدرک، اون رو از زندان آزاد میکنه تا دوباره به فعالیتهای مجرمانهش ادامه بده.
هشدار محتوا
#کیوان_امام_وردی
متجاوز سریالی نه تنها زندانی نیست و آزاده بلکه با اسمهای دیگه از جمله کاوه خمسه و کاوه راستار در شبکههای دوستیابی فعاله.
برای امنیت جامعه لطفا این خبر رو بنویسید و منتشر کنید.
منبع اینستاگرام مریم نجاتی پور از شاکیان پرونده.
Ms.45 retweeted
تراژدی عروسی سیریک از امشب در خاطره جمعی ایرانیان از این جنگ، در کنار مدرسه میناب، ناو دنا و سالن ورزشی لامرد قرار میگیره.
رسماً دیوونهخونه شده. پست آزاده اخلاقی رو لایک کردم چون دلم براش سوخت. اما دوست داشتم بهش بگم دقیقاً همون موقع که چشم بستی رو متجاوز بودن و قلدرمآب بودنش و زنش شدی، پا به این مهلکه گذاشتی.



















