Minidi (@mini_diii) header
Minidi (@mini_diii) profile picture

امیدوارم اینجا هیچکی پیدام نکنه دیگه

Italy
Joined January 2014
Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)Photo by Minidi (@mini_diii)
یه چیزی که در مورد پسرا هیچ‌وقت نباید نادیده گرفت، دوستاشونه. حتی اگه در ظاهر هیچ ربطی به هم نداشته باشن اما رفیق باشن، خیلی چیزها که بعدن با درد میفهمی رو همون اول لو میدن
1
29
غم هایی که حتی گریه هم از پسشون بر نمیاد:
64
257
235
2,108
334,256
اولین اقدام کودکانه و معصومانه ام برای حفاظت از خودم در برابر ادما پاک کردن اسمشون از کانتکت گوشیمه. غریبه ای خدافظ.
32
بزرگسالی ام بیخوده ها. قلبت تیکه تیکه شده، شب سقف اتاق رو قفسه سینت بوده انگار، نه خوابیدی نه چیزی خوردی، اما صب باید پاشی بری دنبال زندگی و نون چونکه ازت مراقبت نمیشه و مسئول خودتی
2
5
107
هرررچی فکر کردم یادم نیومد یه حرفو تو بیداری زدم یا تو خواب. مغزم پر از مه هس، هیچی روشن روشن نیس
2
53
هنوز ماه اول این کاره تموم نشده دارم به چن ماه دیگه که ملوم نیس همین اینترنشیپو هم تمدید کنن یا نه فک میکنم. واقعن برا بضی بلاتکلیفیا پیرم دیگه
1
59
انقد مست بودم که دقیق یادم نمیاد چی شد که گریه کردیم.
1
35
روزی ده بار خودمو عذاب میدم فقط چون جرات حرف زدن در موردشو ندارم. کون ندارم برم بگم اقا فولانه و فولانه و من فولانم.
1
57
💃🏻✋🏻🤚🏻
2
34
گالری گوشیمو این چند ماه بیشتر از همیشه دوست دارم
4
58
خیلی دوست داشتم بشه. این دفعه حتی فرار هم نکردم، حتی ترس‌هام هم جلومو نگرفتن. اما انگار قرار نیس بشه.
2
46
واقعن ادم تا خرمنش نسوزد تشویش بقیه رو ندانه
1
41
سه ماه گذشت، هم خونه پیدا شد هم کار 🥲
1
5
96
نشدم ^_^
اگه تا چند روز اینده کیر بشم دیگه جدی ادامه‌ی زندگی و امید داشتن بسه
54
همه چیز بی‌معنی و عذاب اوره
4
42
حتی توصیفش هم قشنگ و رویاییه
پروسه‌ی خوابیدن هم عجیبه‌ها ، میری یه گوشه‌ ساکت و تاریک دراز میکشی ، منتظر می‌مونی بدنت خاموش بشه.
4
78
از پاییز فقط لباس پوشیدنشو دوس دارم
6
86
اگه تا چند روز اینده کیر بشم دیگه جدی ادامه‌ی زندگی و امید داشتن بسه
1
7
132
یک‌جوری حالم خوب نیست که حس می‌کنم دیگه قرار نیست رنگ خوشی رو ببینم. انگار که یه جان‌پیچ‌ دور گردنم باشه. یا انگار که دیوانه‌سازها‌ بوسیده باشنم.
9
56
489
8,491
داشتم تو حیاط این مدرسه هه یواشکی گریه میکردم یه پسر بچه اومد گف چرا گریه میکنی؟ گفتم چیزی تو چشمم رفته بعد ساکت واستاد تا باهاش حرف زدم یکم صحبت کرد رفت. ناز.
4
68