مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
طومارِ صبرِ من به نهایت رسیده است...
#صائب_تبریزی
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
شونه به شونه میرفتیم
من و تو تو جشنِ بارون
حالا تو نیستی و خیسِ
چشمای من و خیابون
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
هیچ چیز به اندازه ی؛
ادب،صداقت و ذات خوب،
نمیتونه به کسی زیبایی و اعتبار ببخشه…
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
تو را در روزهایی دوست داشتم که هنوز نمیدانستم آدمها میتوانند هم پناه باشند و هم دلیل تمام بیپناهیها.
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
«سرانجام فرو میریزد
شادی کسانی که
با رنج ما بنا شده.»
🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
👤واچلیا
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
همیشه یک دلیل هست،
برای اینکه کسی را غیرمعمولی دوست بداریم.
مثلا لبخندش،
مثلا چشمهایش ،
مثلا حرفهایش.🪽
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
گنجشکِ زنده از
عقابِ خشکشده
بهتره ...
#ادوارد_فیتز_جرالد
مُ ناخُدایِ دِریایِ خودُمُم ! retweeted
دمای آبی که صبح باهاش دوش گرفتم برای ذوب یه سری فلزات سنگین متأسفانه ضعیف عمل میکنه.

















