Pinned Tweet
تا یکی یه حرفی میزنه، نرید تو اکانتش بچرخید تا توییت n ماه پیشش رو پیدا کنید و بکوبید تو صورتش که آی ببین تو اون موقع این حرفو زدی.
عقاید و تفکرات آدما میتونه در طول زمان تغییر کنه،
گِل خیس نیستیم که اگه یه جوری خشک شدیم دیگه همونجور بمونیم.
یه اتند فوق هماتو داشتیم، حتی استاجرها رو هم با آقا/خانم دکتر [فامیل کامل] صدا میزد
و میگفت چشم رو هم بذارم همتون فارغ التحصیل شدین و همکار من شدین، نمیتونم جسارت کنم و جور دیگه ای صداتون بزنم.
جالب تر اینجا میشه که این استاد، از قدیمی ترین و با سابقه ترین های شهر بود.
از اینکه میلیارد تبدیل شده به "تومن" قلبم درد میگیره
جیبم واقعا نمت
اون مدیریت مالی که میگن،منظورشون اینه که هر ماه برای مخارج اصلی و پس انداز، برنامه ریزی کن و بی حساب کتاب خرج نکن.
نه این کثافتی که ما ایرانیا گرفتارشیم "طلا بخر، حالا تو این نقطه طلا رو بفروش و با پولش دلار بخر، حالا دلارا رو طلا و نقره کن، حالا پولشو ببر فلان جا وام بگیر و..."
حتی یه اسکرول اینستا هم باید برای ما عذاب آور باشه که چرا نت/وی پی ان/آنتن ضعیفه
اینا عمر ماست که داره اینجوری میگذره :(
نظر شخصی:
وقتی خدماتی رو به ازای پول دریافت میکنین و پرداخت پول رو (بدون هماهنگی با خدمت دهنده) به تاخیر میندازین، شما دزد هستین🫰
[کار ناخن، رنگ، خدماتی منزل، عکاسی، تولید محتوا و...]
بچه که بودم فکر میکردم اینایی که تو چند تا بانک حساب دارن، خیلی پولدارن که پولاشون یه جا جا نمیشه.
الان که خودم تو ۵-۶ تا بانک حساب دارم، فهمیدم این مخصوص فقراست که دنبال امتیاز وام و این صحبتان😔😂
یه اژدهای معمولی retweeted
هیچوقت بابت پولی که برای کیک شکلاتی خرج کردی غصه نخور
کیک شکلاتی همیشه ارزششو داره
عاشق اینایی ام که با یه تز اندیشمندانه ای میان گروک رو تو بحث منشن میکنن و ازش سوال میپرسن و به نظرشون دیگه تیر آخر رو زدن:))
از مهمترین دلایلی که از سنین نوجوانی به سمت فمنیسم کشیده شدم، همین حرفها بود. جامعه ای که مردها رو تشویق میکنه تا نهایت پیشرفت پیش برن ولی به منِ زن میگه تنها کار تو اینه که تو سن کم ازدواج کنی و بچه ای بیاری تا مادر بشی،فقط وجود داری که زندگیت رو وقف خواسته های فرزند و همسر کنی.
زن و دلیل خلقت؟
این توییت شاید بعضی از خانمها، دختران و فمینیستها را ناراحت کند؛ اما به هر حال باید گفت.
امروز صبح در اسنپ در حالی که برنامههایم را چک میکردم(آن هم فقط با ۴ ساعت خواب به خاطر کار به ساعت آمریکا) و جلسات پشت سر هم تا خود عصر در کلندر برای کاری که بهزودی شروع میشود را میدیدم، یک لحظه ۱۷ سال گذشته از جلوی چشمم رد شد. از دانشگاه، مهاجرت، دوباره دانشگاه و رقابت شدید و بیدلیل، تا کارمندی و رقابت و بعد هم شرکت زدن در آمریکا و سالها رقابت و کار حداقل ۱۵ ساعت در روز.
اینکه آیا همه این سالها با هویت، دخترانگی و اصل موجودیت من تناسبی داشت یا نه؟
پاسخم به خودم بدون لحظهای تأمل: خیر.
میتوانم تا صبح برایتان داستان زندگیام را بگویم، اما همینجا خلاصهاش میکنم؛
خواه پند بگیر، خواه ککت هم نگزد:
با اطمینان میگویم هیچچیزی برای یک زن، باارزشتر از مادر بودن نیست. مادر شدن، مادری کردن و فرزند خوب تربیت کردن، حسی است که از تمام موفقیتهای جهان ارزشمندتر است.
البته معتقدم امروز برای مادر خوب بودن باید اندکی استقلال داشت، اما غرق شدن در دستاورد و تلهٔ رقابت بیپایان، دروغ بزرگی بود که غرب با هدف نابودی خانواده به ما فروخت.
حالا از من سی و اندی ساله که گذشت، اما دلم برای دختران هموطن جوان و زیبا که صبح تا شب را در کافهها و دورهمیها میگذرانند میسوزد. جهان مجازی و غربگونه زیستن آنها را فریب داده و آخرش چیزی جز جامعهای پر از زنان افسرده نیست، چرا که نادانسته در جنگ با دلیل خلقتشان هستند.





