فاصله بین سفارشم تا تحویل دادنش کمتر از ۴ ساعت بود 🥹❤️
واقعا دوسش دارم این دخترو @iranndental
نوتریدنت (که خوب شد ازت خرید نکردم)
متوجهی ما دندونپزشکا باعث سرپا موندنتون میشیم دیگه ؟
واقعا خجالت خوب چیزیه
لوپشو پس بدین خاک تو سرتون کنن الهی
باورم نمیشه من نزدیک بود از همچین شرکت داغون و غیرمشتریمداری لومادنت سفارش بدم 😑
اره
دوبار
This quoted post is unavailable.
من این عزیزدلو خریدم
بعد کلی جستجو یه ویدیوی آموزشی خوب پیدا کردم ازش تو اینستا
و الانم نشستم و سر صبر باهاش تمرین کردم
یه پریو با موهای کرلی خوشحالت شدم 🤭
هرچقد از محصولات آرایشیش بدم میاد ولی درود بر کرلی شیگلم 😋😍
Periodontitis retweeted
جهت اطلاع:
مالک رستوران کنزو خانواده ترامشلو هست
توسط میلاد( مهدی ) ترامشلو اداره میشه
رستوران غروب
رستوران های تهچین بار
باشگاه زرافشان شهرک ( فکر کنم فروختن )
بازار بزرگ دلگشا
نوشابه انرژیزاXL
و...
سال 94دارایشون حدود65.000.000.000.000میلیارد تومن (65هزارمیلیارد تومن) بود
با یه دختر یهودی آشنا شده بودم تو کتابخونه ملی
یه بار باهم رفتیم نهار
دقیقا جفتمون همزمان کوکوسبزی داشتیم
با یه تردید خاصی بهم تعارف کرد منم غذای خودمو جلوش گذاشتم و بعدشم یه تیکه غذاشو برداشتم گذاشتم دهنم گفتم بیا بخوریم ببینیم دستپخت مامان کی بهتره 😜
والا بخدا
همه ادمیم دیگه
Periodontitis retweeted
❌حاوی الفاظ رکیک❌
بچه ها اینجور وقتا کاملا خونسردی خودتونو حفظ کنید و با یک لبخند شروع کنید به فیلم گرفتن از امثال اینا تا بیشتر فشاری بشن و سر فرصت برید کلانتری شکایت کنید و کارای اداریشونو بکنید 😂
دیروز یه خانوم پیری بیمارم بود
اومد گفت دکتر پریو خودتونین ؟
گفتم بله چیشده ؟
گفت وای چقد عوض شدین من نشناختمتون
(خودمم نشناخته بودم اونو ولی به روم نیاوردم🤣)
دو سال پیش این دندون منو درست کردی برام نگهش داشتی
همش دعات میکنم 🥹❤️ آخی
یه خورده حس خوب 🥲
خانومیای خوشگل
میشه یه جا تو تهران که کارش خوب باشه و قیمتشم مناسب باشه برای رنگ مو معرفی کنید بهم لطفا
Periodontitis retweeted
لطفاً ریتوییت کنید 🙏🏻 فیفی، گربهم رو با اعتماد به خانوادهای در قزوین واگذار کردم. قرار بود اگر اتفاقی افتاد یا نتونستن نگهش دارن، بهم خبر بدن و اگر نخواستنش، به خودم برگردوننش. پولی بابت فیفی نگرفتم، فقط پول وسایلش رو گرفتم.
چون بهشون وابسته بود
من یه بار عروسی مذهبی رفته بودم
خواننده تو مردونه ملودی برای امام علی و پیامبر میخوند
بعد یهویی شروع کرد چرت و پرت خوندن 😑حتی یه جا برگشت گفت دوست داماد داره میوه رو با ظرفش میخوره هالای لای هالای لای
نکته عجیبترش اینجا بود که خانوما داشتن با این دریوریها میرقصیدن
😂
تکیه داده بودیم به ماشین، سرمو گذاشته بودم رو شونهش و به سد لفور خیره بودیم در سکوت
یهویی گفت: پریو خانوم حاضری بقیه عمرت اینطوری بگذره ؟
گفتم یعنی چی؟ چطوری؟
گفت یعنی کنار من، همراه من، برای همیشه با من زندگی میکنی خانوم ؟
برگشتم ،نگاهش کردم، چشماش دوتا ستاره درخشان بود🥹
❤️
















