Reza retweeted
این اولبار در تاریخ است که گاردجاویدان به سخنانی که در یونان علیه خشایارشاه و ایرانیان گفته میشود لایک و آفرین میگوید یا به سکوت و توجیه برگزار میکند اما برای فرودگاه «ملک خالد» عربستان پیام تسلیت و محکومیت میدهد!
پیشنهاد نامحبوبم این است که این گارد خودخوانده که تاکنون ( عرب نمیپرستید!) و اکنون منافع وهابی- یهودی را مرجح میداند اسم «تخموترکه مازاکس» را انتخاب کند که زنده نگهداشتن یادوخاطره سردار خائن هخامنشی که به خدمت اسکندر درآمد برای این دسته خیانتکار بسی زیبندهتر است تا گارد جاویدان!
Reza retweeted
اینکه به یک نفر دائم بگویی منظورم از گفتن این حرف، چه بوده است؛ شکنجهای است که حتا در جهنم نیز تجربه نمیشود.
Reza retweeted
بلافاصله پس از اعلام آتشبس، جان میرشایمر ایران را پیروز جنگ خواند و رابرت پیپ در نیویورکتایمز نوشت که این جنگ، ایران را در مسیر تبدیل شدن به قدرت چهارم جهان قرار داده است.
این توهمات شیکاگویی را در تهران باور کردند. در حالی که جنازه رهبرشان هنوز روی زمین مانده بود، از گرفتن عوارض از تنگه هرمز سخن گفتند؛ گویی کشته شدن دهها فرمانده ارشد، نابودی زیرساختهای نظامی و هزینههای سنگین جنگ را میشد با چند مقاله و مصاحبه به پیروزی راهبردی تبدیل کرد.
خامنهایِ اول، سه دهه بر سه ستون هستهای، موشکی و نیابتی سرمایهگذاری کرد. قرار بود این سه ستون، بازدارندگی بسازند، امنیت بیاورند و هزینه جنگ را برای دشمن غیرقابل تحمل کنند. اما نتیجه چه بود؟ دو جنگ ویرانگر، کشته شدن دهها نفر از فرماندهان ارشد، فرسایش توان نظامی، انزوای بیشتر و تحمیل هزینهای سنگین بر اقتصاد و جامعه ایران.
اکنون همان منطق، در دوره خامنهایِ دوم در قالب «کارت هرمز» بازتولید میشود. مجله تایم با نوشتنِ «تنگه هرمز، گزینه هستهایِ واقعی ایران است»، به سوءتفاهم خطرناکی دامن زد که بهایی سنگین برای ما خواهد داشت. این تصور که میتوان یکی از مهمترین شریانهای انرژی جهان را به اهرم فشار تبدیل کرد، بدون آنکه پیامدهای آن نخست دامان خود ایران را بگیرد، توهمی دهشتناک و تداوم همان الگوی قدیمی است: بزرگنمایی توان خود، کوچکانگاری توان و اراده طرف مقابل، تبدیل ایران به ضاحیه و نادیده گرفتن هزینههایی که مردم ایران میپردازند.
تاریخ جمهوری اسلامی، بیش از آنکه تاریخ پیروزی باشد، تاریخ خطاهای محاسباتی است. از اشغال سفارت آمریکا تا ادامه جنگ پس از آزادی خرمشهر، از پروژه هستهای تا راهبرد نیابتی، و اکنون بازی با تنگه هرمز.
بزرگترین خطای محاسباتی جمهوری اسلامی این است که هر بار از یک بحران جان سالم به در میبرد، گمان میکند راهبردش درست بوده است. و همین سوءبرداشت، بحران و فاجعهای بزرگتر را به کشور تحمیل میکند. این نظام هیچ درکی از تفاوتِ «تحمل هزینه» و «پیروزی» ندارد. هر بار که از فروپاشی نجات یافته، آن را نشانه درستی راهبرد خود دانسته است؛ نه فرصتی برای بازنگری.
Reza retweeted
در مورد همجنسگرایی هم بنویسم😁
همجنسگرایی طبیعی است
یعنی حاصل دستکاری ویژه روی یک فرد نیست
اینطور نیست که چون کودکی ویژهای داشته همجنسگرا شده
یا چون مادرش با او رفتار خاصی داشته است.
اما مانند تمام ویژگیها و رفتارهای دیگر گرایش جنسی هم معمولا به صورت صفر و یک نیست و آدمها از نظر گرایش جنسی در بین یک طیف بسیار همجنسگرا و بسیار دگرجنسگرا قرار میگیرند(این تعبیر ایرادهایی دارد، ساده سازی کردم)
تاثیر محیط و خانواده و ... ممکن است اینطور باشد که یک فرد با گرایش کم به همجنس را تبدیل به فردی با گرایش زیاد به همجنس کند
نه اینکه گرایش به همجنس یا غیرهمجنس را از هیچ ایجاد کند.
گرایش به همجنس حاصل روند فرگشت انسانها و حیوانات طی میلیونها سال است.
.
آیا بیماری و اختلال است؟
چون بسیاری ویژگیهای طبیعی انسان هستند که حاصل فرگشت هستند و بیماری هستند.
تعریف بیماری یک تعریف قراردادی است و توسط انسانها تعیین میشود و بیماری نامیدن یک ویژگی باید بر اساس منابع علمی باشد که قابل تغییر و اصلاح هستند.
و بر اساس نظر من یا احساس من نسبت به یک ویژگی نمیشه ویژگی را اختلال یا بیماری نامید.
.
اما نکته بحث من این است
فقط همجنسگرایی نیست که طبیعی و حاصل فرایندهای پیچیده تکاملی انسان طی میلیونها سال است
بلکه احساس ناخوشایند و تنفر و چندش دگر جنسگرایان نسبت به همجنسگرایی هم بخشی از فرایند فرگشت انسان است.
برنامه ژنتیکی تلاش برای بقای گونه باعث میشود ویژگیهایی که بقای گونه را تهدید میکنند خوشایند نباشند و در مسیر حذف قرار بگیرند
این اتفاق در حیوانات دیگر ساده تر است
اما در حیوانات با زندگی اجتماعی و مخصوصا در حیوانی به پیچیدگی انسان صرفا یک روند بیصدا نیست و وارد مناسبات اجتماعی و اخلاقی و قانونی میشود.
بنابراین همجنسگرایی طبیعی است
تنفر و انزجار از همجنسگرایی هم طبیعی است.
چکار میشه کرد؟
انسان تفاوتهای بسیاری با حیوانات دیگر دارد
و در مسیر فرگشت به گونهای در آمده است که دیگر واکنشهایش صرفا بر اساس برنامه اولیه غریزه بقای گونه مشابه سایر گونهها نیست
برنامه را تغییر داده است
انسان حداقل سه تا اصل را فهمیده است و در رفتارهایش موثر شده اند:
۱. صرفا بر اساس اصل اولیه بقای گونه و مانند سایر حیوانات نمیتوان زندگی پیچیده اجتماعی را پیش برد و گرنه خود این اصل ضد آن خواهد شد و باید گاهی با یک آیندهنگری دست به نوآوری و حل مساله زد.
۲. همانطور که در بسیاری موارد دیگر انسان از سیر طبیعت در مورد سایر حیوانات بسیار پیشی گرفته است روشهای هوشمندانهای هم برای بقای گونه پیدا کرده که از روشهای طبیعی خیلی قویتر هستند و لازم نیست برای حفظ گونه انسان به کوله فرگشتی چسبید.
۳. انسان موجودی آموزش پذیر است.
.
پس اگر در مورد همجنسگرایان احساسات منفی مانند تنفر دارید
اول بدانید که احساستون طبیعی است
دوم به ناخودآگاهتون بگید نترسد، گونه پرافتخار انسان با همجنسگرایی بخش کوچکی از اعضای آن منقرض نمیشود
سوم یاد بگیرید احساساتتتون رو کنترل کنید
《کولر گازی ر باز کردم دیدم داخلش یخ زده! چرا؟》
یخ زدن پنل یکی از رایجترین ایرادهای کولر گازیه و معمولاً چندتا دلیل مشخص داره که توی این #رشتو به چندموردش اشاره میکنم
[ریتوئیت تو کمک میکنه نفرات بیشتری به جواب سوالشون برسن]
👇
Reza retweeted
دوستان جنگطلبی که با شنیدن خبر زدن زیرساختها و ویرانی مملکت، فوری بحث اعدامها را وسط میکشید، دستکم توضیح بدهید مثلا با زدن انستیتو پاستور چند نفر از اعدام نجات پیدا میکنند؟ با نابودی صنایع فولادی چند نفر؟ این قیاسهای احمقانه نه تنها دفاع از جان زندانیان در خطر اعدام نیست، بلکه فقط توجیه ویرانی کشور و تحمیل رنج بیشتر به مردم داخل ایرانه، این بساط احمقانه را رها کنید!
#نه_به_جنگ
#انستیتو_پاستور
Reza retweeted
از «عظمت را دوباره به ایران بازگردانیم» به «ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم» رسیدند.
رضا پهلوی از نظ رفتاری نشون داده نسبت به ایران emotionally detached هست، از اینرو نمیتونه با کشتهشده های جنگ احساس همدردی کنه و از ویران شدن ایران متاثر بشه. برای او ایران یک جایی هست مثل آنگولا. بنابراین کاری یا اعتراضی هم نمیکنه نسبت به این ویران شدن.
Reza retweeted
قبل از این جنگ و قبل از اینکه رهبر جمهوری اسلامی کشته بشه نوشتم اگر تنها ظلم جمهوری اسلامی به مردم، بستن دسترسی به اینترنت باشه همین یک دلیل، برای درخواست سرنگونیاش قانعکننده است.
در واکنش به حرف من یکی از دوستان مجازی نوشت اگه جمهوری اسلامی با قطع اینترنت داره از مردم و سرزمینش حمایت میکنه چی؟
نوشتم حکومت، نقش آزادی اینترنت را در ضربه به ایران بزرگ میکنه تا فشل بودن سیستم امنیتیاش را توجیه کنه و شما هم میپذیرید.استاکسنت و تورقوزآباد یادتون بیاد. جنگ ۱۲روزه نشون داد وقتی خواهرت با واتساپ نمیتونست عکس ناهارش را برای شما بفرسته، «دشمن» روی مبل خونه فرمانده سپاه نشسته بوده.
الان میدونیم اسرائیل برای کشتن خامنهای، مهمترین چهره جمهوری اسلامی نیازی به همراه اول و ایرانسل و واتساپ و اینستاگرام نداشت.
جمهوری اسلامی فکر میکنه با قطع اینترنت، میتونه «روایت جنگ» را کنترل کنه در حالی که کنترل اخبار و اطلاعات هیچ کمکی به روایتش نکرده و تازه داره به ضرر خودش تمام میشه.
خیلیها در واقعی بودن تصویرهایی که از ایران (بزرگترین زندان اطلاعاتی جهان) بیرون میآد شک میکنند. در جهانی که انسان از عکس ناهارش، لباسش، عروسی و عزاش به جهان گزارش میده، اینکه کسی نتونه خونهخرابیاش را ثبت کنه برخلاف رویه جهانه. فاجعهای که برای یک انسان معمولی غیرنظامی اتفاق افتاده را باید خودش هم بتونه روایت کنه نه فقط دوربین صدا و سیما یا عکاسهای مجوزدار.
جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شده ولی همچنان به قول اون آقا در خیابون با سایهها میجنگه. آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!
در ادامهی پروژهی شخصیای که برای خودم تعریف کردم: پیگیری این پرسش که فضای نظری غرب و بهطور کلی نوشتارهای انتقادی و روانکاوانه، دربارهی ایران چه دارند که بگویند، به مقالهی از اسلاوی ژیژک برخوردم که در ۹ مارس ۲۰۲۶ (۲۰ روز پیش) با عنوان «ایران از هایدگر تا کانت» منتشر شده است.
ژیژک در این مقاله میکوشد چند موضع را همزمان کنار هم نگه دارد؛ مواضعی که معمولاً از هم جدا میشوند. او هم با جمهوری اسلامی مخالف است و هم با حملهی آمریکا و اسرائیل به ایران. یعنی حاضر نیست در آن دوگانهی ساده جا بگیرد که یا باید طرف حکومت ایران را گرفت یا طرف مداخلهی نظامی خارجی را. از نظر او این یک دوگانهی باطل است. استدلالش این است که اگر قرار باشد این حکومت در چنین شرایطی سقوط کند، این سقوط از مسیر درستی رخ نداده است؛ یعنی از دل یک فرایند رهاییبخش درونی نبوده؛ زیر فشار خشونت امپریالیستی بوده است و این مطلوب ژیژک نیست. برای همین یکی از حرفهای اصلیاش این است که «اکنون باید از ایران حمایت کنیم»؛ نه به معنای دفاع از حکومت، بلکه به این معنا که کشور ایران دارد از اصل حاکمیتش دفاع میکند و با شکست این کشور در این جنگ، حاکمیت کشور ایران زیر سوال میرود.
بخش مهم دیگری از مقاله به جنبش «زن، زندگی، آزادی» مربوط است. ژیژک این جنبش را یک رخداد تاریخی مهم میبیند و صریحاً میگوید موضعش نسبت به حکومت ایران بعد از اعتراضات ۲۰۲۲ تغییر کرده است. تأکید میکند که این اعتراضات را نمیشود با الگوهای آشنای غربی فهمید. خودش مینویسد: «ایران از نظر فرهنگی با غربِ توسعهیافته متفاوت است»، و به همین دلیل «زن، زندگی، آزادی» را نباید صرفاً نسخهای ایرانی از جنبش «منمهمینطور» دانست. از نظر او، این خیزش چندین ستیز را به هم گره زد: مبارزه با سرکوب زنان، مبارزه با سرکوب دینی، و مبارزه برای آزادی سیاسی در برابر تروریسم دولتی.
برای ژیژک نکتهی مهم این است که این اعتراضات خصلتی صرفاً زنانه یا ضدمردانه نداشتند. او در یکی از جملات قابل توجه مقاله مینویسد: «اعتراضات ایران میلیونها زن عادی را به میدان آورد و مستقیماً با مبارزهی همه، از جمله مردان، پیوند داشت؛ در آن نشانی از گرایش ضدمرد، آنگونه که اغلب در فمینیسم غربی دیده میشود، وجود نداشت.» یعنی در خوانش او، جنبش ایران از دل مسئلهی زنان آغاز شد، اما به سرعت به مسئلهای عامتر و اجتماعیتر بدل شد؛ چیزی که فقط مربوط به هویت زنان نبود، بلکه به کل نظم سیاسی و شکل زندگی جمعی گره میخورد.
لایهی مهم دیگر مقاله این است که ژیژک میخواهد نشان دهد درون هستهی سخت قدرت در ایران فقط با مشتی اوباش فاسد روبهرو نیستیم، بلکه با افرادی طرفیم که درگیر بحثهای جدی فکری و فلسفی هم هستند. عنوان مقاله، «از هایدگر تا کانت»، دقیقاً به همین برمیگردد. او از احمد فردید و هایدگرزدگی ضدغربیاش شروع میکند، بعد به خاتمی و تأثیرپذیریاش از هابرماس و ستیزش با هانینگتون میرسد، و بعد سراغ علی لاریجانی میرود که روی کانت کار کرده است. مقصود ژیژک این نیست که فلسفه حکومت را انسانیتر کرده، بلکه برعکس میخواهد بگوید پیچیدگی فکری و خشونت سیاسی میتوانند کاملاً در کنار هم قرار بگیرند. این یکی از وجوه آزاردهندهی ماجرای ایران برای اوست.
بحث او دربارهی لاریجانی از این جهت مهم است که لاریجانی را چهرهای میبیند که زمانی نماد نوعی عملگرایی محافظهکارانه بود؛ کسی که میشد او را صورت آرامتر و محاسبهگرتر نظام دانست. اما به نظر ژیژک، جنگ همین چهرههای بهظاهر میانهرو را هم دگرگون میکند. به همین دلیل در پایان مقاله مینویسد که «حملهی اسرائیل و آمریکا، میانهروهای حکومت مثل لاریجانی را به متعصبانی آدمکش بدل کرد، تقریباً به همان اندازه بد که نتانیاهو و کاتس هستند.» حرف اصلی ژیژک این است که حملهی خارجی لزوماً ساختار اقتدارگرا را تضعیف نمیکند؛ چه بسا آن را خشنتر، بستهتر و رادیکالتر کند.
Reza retweeted
این حملات با این حجمِ تخریب، شدت و خشونت
هیچ شباهتی به نقطهزنی ندارد…
اینجا مردمِ عادیاند، زندگیهایی که یکییکی فرو میریزند خانههایی که دیگر خانه نیستند…
غیرنظامیها دارند زیرِ همین واژهها گم میشوند در آوار، دود و بیپناهی…
من امدادگرِ صلیب سرخ هستم و از امروز تصمیم گرفتهام برای نجاتِ آنچه هنوز میشود نجات داد کنارِ امدادگران برای کمک بایستم، همانگونه که از هفدهم تا بیست و هفتم دی به هموطنان زخمی با همه وجودم کمک کردم و درکنار خانواده های جاویدنامان تا همین امروز ایستادم
اینجا انسان مهم است… نه روایتها…
#جنگ
Reza retweeted
هوشمصنوعی، مصرف برق، نفت و گاز، چین و آمریکا
اگر وقت دارید حتما تا آخر بخوانید.
3 weeks ago I argued the US goal in Iran is to seize the global oil spigot. Venezuela in January -> Iran in February.
Neutralize every supply channel outside the dollar system within 90 days. Achieve a compliant successor government and complete energy dominance.
The oil thesis was the obvious layer. However, when you zoom out & view the last four years as a single sequence rather than isolated geopolitical events, the architecture of the grander US plan becomes visible.
1st was Europe, which laid the groundwork.
The Ukraine conflict provided the justification for sanctions that collapsed Russian pipeline gas from 150 billion cubic meters to 40.
Then Nordstream was destroyed, which rewired the entire European energy system permanently. The US went from supplying 28% of Europe's LNG in 2021 to 58% by 2025, exporting a record 111 million MTs, the 1st country in history to break 100 MT.
Europe was transformed from a customer with options into a captive market now purchasing its survival in USD.
2nd was Syria.
The fall of Assad severed the critical node connecting China's Belt & Road Initiative to the Mediterranean.
The trilateral railway linking Iran, Iraq & Syria, designed to bypass Western maritime chokepoints, was completely destroyed.
This isolated Iran geographically & cleared the path for what came next.
3rd was Venezuela.
In January the US effectively took control of the world's largest heavy crude reserves. The US Gulf Coast has the most advanced refining complex on earth, specifically built for heavy sour crude. Phillips 66, Valero & the rest are now positioned to process hundreds of thousands of barrels of Venezuelan crude daily.
The US captured a massive strategic reserve & solidified its position as the dominant exporter of refined petroleum products, an industry worth $110 billion in 2025 alone.
Venezuela & Iran were the two major oil supply channels that existed outside the dollar system. Both produce heavy crude sold primarily to China & evaded US financial supervision. Both now being neutralized within 90 days, which leads us to..
4th is Iran & the Middle East energy shock.
Israel struck Iran's South Pars gas field, the world's largest natural gas reservoir. Iran retaliated against Qatar's Ras Laffan, the single largest LNG facility on earth, responsible for a fifth of global supply. QatarEnergy's own assessment is that 17% of export capacity is gone and recovery will take up to 5 years. The Strait of Hormuz is closed. European gas prices spiked 70%. Asian spot prices doubled.
The only remaining scaled supplier? The United States.
If Iran falls & a successor government is installed that the US controls or influences (the Delcy model described weeks ago) then roughly 40 to 45 million barrels per day of global production out of 103 million is effectively under US control. OPEC becomes irrelevant because the US coalition is now the marginal producer. Now add the gas dimension & it goes beyond oil.
This war is solidifying the petrodollar system as it evolves into a hybrid petro/LNG-dollar. The old system was built on Saudi crude priced in USD. The new system is built on American crude plus American gas from the Gulf Coast, with no alternative supplier of comparable scale. The dependency is deeper because LNG infrastructure requires long term contracts & regasification terminals that lock buyers into supply relationships for decades. Europe & the Pacific allies (Japan, South Korea, Taiwan, etc.) cannot pivot away as there is nowhere left to pivot to. They're now locked into the US energy system.
The market confirms this. DXY went from 96 to 101. Gold down ~20% from its January all time high. Bitcoin down 20% on the year. Brent above $100. European & Asian institutions are liquidating precious metals and crypto to buy dollars because they need dollars to buy the only remaining scaled energy supply. The world is selling its gold to buy American energy in American currency. The dollar is now being weaponized through energy dependency.
The structural repricing is happening regardless of how the conflict resolves.
But the US grand strategy goes deeper..
Artificial intelligence is a physical industry. It runs on power and chips. Data centers require massive uninterrupted baseload electricity, primarily provided by natural gas. Semiconductor fabrication requires helium & rare earths.
By choking the Strait of Hormuz & crippling Middle Eastern LNG & helium production, the US is systematically degrading China's ability to power its data centers & fabricate semiconductors at scale.
The US is energy self sufficient, especially with newly captured Venezuelan reserves & expanding Gulf Coast capacity running on domestic gas.
On the other hand, China is import dependent & every joule it imports effectively now transits chokepoints the US Navy controls..
Iran was the Belt & Road's overland energy bypass, the corridor that allowed China to mitigate the Malacca Trap. With Iran neutralized that corridor is severed. China faces a world where its compute infrastructure competes for scraps on a depleted global LNG market, while American data centers run at full capacity on domestic energy.
Russia is next in the sequence. A post-war Iran reopening under US influence competes directly with Russia for the same refineries in China & India at lower cost. Iran's production costs are lower. Russia loses its last structural advantage in heavy crude & its economic lifeline. Additionally, under the Iran war cover, Ukraine has been opportunistically destroying Russian energy infrastructure & all signs point towards Russia being at the end of the line. The message from Washington becomes very simple: we dismantled two regimes in three months, your economy is about to get crushed, sign the Ukraine deal.
Then Trump sits down with Xi holding every card. Complete energy dominance. The hybrid petro/LNG-dollar fortified, Iran cleared, Russia cornered, & China facing the Malacca Trap fully closed with no remaining energy bypass.
Israel & the GCC are absorbing the kinetic cost of a conflict whose primary beneficiary, counter to the mainstream narrative, is actually America (First). Qatar offline for 5 years reprices the entire global gas market in favor of US exporters for the remainder of the decade. The Gulf states face years of rebuilding. Europe faces its 2nd energy crisis in four years.
Sure, the average American might face temporary moderate inflation & higher gas prices. But if you are the architect of the US empire & you view the rise of China & Chinese ASI as an existential winner takes all scenario, the collateral damage is acceptable cost.
Whoever controls the energy corridors controls the monetary system. Whoever controls the monetary system & the energy supply simultaneously controls the compute infrastructure that determines which civilization builds ASI first.
The US is seizing all 3.
Source tells me that Naval Special Warfare teams were also given deployment orders yesterday, as well as a bunch of Tier 1 operators.
That plus the 82nd Airborne deployment plus Netanyahu's obvious feint that he expects a ceasefire agreement this weekend suggests all the pieces are in place for a ground operation within day.
Reza retweeted
حسین باستانی، @hosseinbastani تحلیلگر مطلع و باتجربه سیاست ایران، تحلیلی پایهای دارد مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی معمولا با نوعی اصرار بیفایده و سرسختی غیرمنطقی، حتی دستاوردهای خود را نیز از بین میبرد؛ الگویی که از جنگ ایران و عراق تا مذاکرات هستهای و تحولات مرتبط با «محور مقاومت» قابل ردگیری است. بر مبنای این تحلیل، سران جمهوری اسلامی از زمان فتح خرمشهر تا امروز، بارها پس از هر موفقیت به این نتیجه رسیدهاند که شرایط برای دستیابی به اهدافی حداکثری و بلندپروازانه فراهم شده و زمان عقبنشینی نیست.
به نظر میرسد جنگ فعلی هم از این قاعده مستثنی نیست. این روزها بستن تنگه هرمز به یک اهرم فشار واقعی تبدیل شده و همین امر دوباره این تصور را در بخشی از تصمیمگیران حکومت تقویت کرده که میتوانند امتیازات حداکثری بگیرند؛ از خروج کامل آمریکا از منطقه گرفته تا دریافت غرامت جنگ.
اما روند تکراری این تحولات نشان میدهد چنین محاسباتی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: از دست دادن همان دستاوردهای اولیه. این الگو را در سرنوشت بشار اسد، وضعیت حزبالله در لبنان، مسیر برنامه هستهای و حتی حذف چهرههای کلیدی در راس قدرت دیدهایم.
اگر این چرخه یکبار دیگر تکرار شود، بعید نیست که نتیجه نهایی نیز همان باشد. یعنی تبدیل یک موقعیت به ظاهر قابل مدیریت به یک شکست بزرگ، به دلیل انکار واقعیت و ناتوانی در تشخیص زمان مصالحه. تفاوت اما در این است که اینبار، آن شکست ممکن است از همیشه عمیقتر باشد و عملا به آخرین اشتباه استراتژیک سران حکومت تبدیل شود.



























