Book Review (@BookReviewNotes) header
Book Review (@BookReviewNotes) profile picture

در اوراق سپید، به جستجوی کلمات. «مرور، نقد و بررسی کتاب‌»

Joined July 2026
Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)Photo by Book Review (@BookReviewNotes)
وب‌سایت‌هایی برای دانلود نامحدود کتاب: (لطفاً اگر شما هم وب‌سایت خوبی می‌شناسید ذیل رشتو معرفی کنید.) 1. pdfdrive .com
9
64
3
514
63,702
«در آغاز راهی بر روی زمین نبود. وقتی انسان‌های بسیاری از یک مسیر گذر کردند، راه پدیدار شد. » لو شون: «زادگاه» (Lu Xun — Hometown (1921))
1
17
2
104
1,622
«کسی در روحش آتشی بزرگ دارد و هیچ‌کس نمی‌آید خود را با آن گرم کند؛ رهگذران فقط دود اندکی را می‌بینند که از بالای دودکش بیرون می‌آید و به راه خود ادامه می‌دهند.» ونسان ون گوگ؛ نامه به تئو، منطقهٔ بوریناژ بلژیک، ژوئن ۱۸۸۰، نامهٔ شمارهٔ ۱۵۵.
15
89
1,498
«برای آنکه امر ممکن پدید آید، باید بارها امر ناممکن را آزمود.» هرمان هسه، از نامه‌ای به ویلهلم گونْدرت، سپتامبر ۱۹۶۰.
1
30
2
254
4,126
«من آزاد نیستم تا زمانی که حتی یک زن آزاد نباشد. حتی اگر زنجیرهای او با زنجیرهای من بسیار متفاوت باشند.» از مقالهٔ «کارکرد خشم: زنان در برابر نژادپرستی» (The Uses of Anger: Women Responding to Racism)، در مجموعهٔ Sister Outsider، ۱۹۸۴.
1
8
38
488
«استقلال زن را مطالبه می‌کنم. حق او برای تأمین معاش خود، زندگی کردن برای خودش و عشق ورزیدن به هر کسی که می‌خواهد.» از مقالهٔ ازدواج (Marriage)، منتشرشده در ۱۸ ژوئیهٔ ۱۸۹۷؛ در مجموعهٔ نوشته‌های او دربارهٔ آزادی و رهایی زنان.
1
12
61
930
«زن باید خود را بنویسد. باید دربارهٔ زنان بنویسد و آنان را به نوشتن فرابخواند.» از جستار مشهور «خندهٔ مدوسا» (The Laugh of the Medusa)، ۱۹۷۵؛ متنی دربارهٔ بازپس‌گیری زبان، بدن و هویت زنانه از طریق نوشتن.
1
19
2
139
2,184
روشنفکرِ رها: استادانی که شاگردی ندارند، کشیشانی که جماعتی ندارند و فرزانگانی که جامعه‌ای در پیرامونشان نیست. — سوزان سانتاگ، یادداشت‌های روزانه، ۱۹۷۵
1
11
129
1,783
خولیو کورتاسار نام گربه‌ای خیابانی را، به افتخار فیلسوف آلمانی، «تئودور و. آدورنو» گذاشت. بعدها در داستان «تشرّف تئودور آدورنو» نوشت که چطور این گربهٔ خیابانی سرانجام کنار خادمهٔ کلیسا جا خوش کرد و دیگر صاحبش را به‌جا نیاورد.
9
1
94
1,474
6.1/ احمد کسروی، نصرالله تقوی، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ملک کرم، ارنست کوهنل (آلمان)، عباس خلیلی، علی جواهرکلام، ال.آ. مایر.
15
40
6/ ردیف پنجم: ژوزف هاکن (فرانسه)، جلال همایی، یوری نیکولایویچ مار (شوروی)، علی قویم، آلکساندر روماسکویچ (شوروی)، یوزف اوربلی (شوروی)، جمشید جی اونوالا (هند). ردیف ششم: بهرام‌گور آنکلساریا (هند)
1
16
43
5/ ردیف چهارم: مایل تویسرکانی، احمد حامد صراف (عراق)، علی‌اصغر حکمت، یان ریپکا (چکسلواکی)، نصرالله فلسفی، محمد عشاق (هند)، آلکساندر فرایمان (شوروی)، سید عبد الکریم حسینی (حیدرآباد دکن، هند)، عبدالعظیم قریب، علی نهاد بی (ترکیه)، شیخ‌الملک اورنگ، احمد بهمنیار، رحیم‌زاده صفوی.
1
15
36
4.1/ ابوالقاسم اعتصام‌زاده، محمد نظام‌الدین، ادوارد دنیسن راس، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، زین‌العابدین رهنما، آ.آ. بولوتنیکوف (شوروی)، محمدطاهر رضوی (هند)، غلامرضا رشید یاسمی.
1
15
27
4/ ردیف سوم: مجتبی مینوی، ولی‌الله نصر، مهدی دیبا، حسن وحید دستگردی، میرزا یانس، بدیع‌الزمان فروزانفر، سعید نفیسی، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، صادق رضازاده شفق، محمد فؤاد کوپرولو (ترکیه)...
1
15
35
3/ ردیف دوم: جان درینک‌واتر (انگلستان)، عبدالوهاب عزام (مصر)، ژرژ کونتنو (فرانسه)، ابراهیم حکیمی، یوگنی برتلس (شوروی)، سفیر شوروی، حسن اسفندیاری، محمدعلی فروغی، خانم گدار، دستور نوشیروان (هند)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحسین شیبانی، حسن پیرنیا.
1
16
98
2/ ردیف اول (نشسته): حیدرعلی کمالی (ترکیه)، محمدتقی بهار، هانری ماسه (فرانسه)، عباس اقبال، عیسی صدیق، محمد آقااوغلو (آمریکا)، فرانکلین گونتر (آمریکا)، سباسستیان بک (آلمان).
1
16
159
1/ کنگرۀ هزارۀ فردوسی نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود: ۴۰ ایران‌شناس از ۱۷ کشور و ۴۰ دانشمند و ادیب ایرانی، با سخنرانی‌هایی در تالار دارالفنون از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳. بنای جدید آرامگاه فردوسی در طوس پس از کنگره، با حضور شرکت‌کنندگان افتتاح شد.
1
5
1
31
878
باور به اینکه برداشت خودمان از واقعیت، تنها واقعیت موجود است، خطرناک‌ترینِ همهٔ پندارهای باطل است. — پل واتسلاویک، How Real Is Real?، ۱۹۷۶
17
1
148
2,135
جنگجوی خردمند از نبرد پرهیز می‌کند. — سون تزو، هنر جنگ، فصل سوم
1
20
242
3,391
اندکی از شب می‌دانم، اما شب انگار مرا می‌شناسد، و فراتر از آن، به یاری‌ام می‌آید، چنان‌که گویی دوستم دارد، و ضمیرم را با ستارگانش می‌پوشاند. آلخاندرا پیسارنیک از مجموعهٔ «دیگر شعرها» (Otros poemas)، ۱۹۵۹
14
1
120
1,720