Pinned Tweet
من احتمال اینکه تو دوستم بداری را،
دوست داشتم...
#ییلماز_اردوغان
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
دنبال یه ویس میگشتم؛
لابهلای صداهای قدیمی،
به صدایی رسیدم که بوی خاطره میداد... همون آهنگی که یه روز با صدای قشنگش برام خونده بود.
عجیباند بعضی صداها؛
حتی بعد از گذشت سال ها ،
باز هم به دل میشینن...
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
هاروکی_موراکامی
و گاهی یک اتفاق کوچک کافیست
تا آدم تمام دردهای زندگیاش را
یکجا گریه کند.
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
هاروکی موراکامی:
"واقعیت آدمها، هیچ ربطی به چیزی که در عکسهایشان میبینی ندارد ...!"
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
تو یک نفر نبودی
و نه یک حادثه ساده
یا یک خبر
اتفاقی بودی
که پس از تو
هیچ شبی نتوانست
به سادگیِ یک شب بگذرد.
#ماهانْ
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
چقدر خوبه که
یه بار بیشتر زندگی نمیکنیم
وگرنه
کی دوباره
حوصله این همه
بدبختی رو داشت؟؟؟
.
.
.
.
بریم دنبال بدبختی
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
تو
از کدام بهشت
به زمین و زندگی من آمدی
که از آن روز
هم میلِ گناه کردن با تو را دارم
هم حسرتِ رستگاریِ
بیتو را؟
#ماهانْ
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
سهم من از دوست داشتنت
شاید همین باشد؛
با آشوب و حسرتی عمیق در دلم
تو را با زبباترین واژه ها
به خوابی آرام بسپارم
و خودم تا صبح
وقتی که با بوسه ی دیگری بیدار میشوی
بیدار بمانم..
...
#ماهانْ
𝐀𝐧𝐞𝐦𝐨𝐢𝐚 retweeted
«پاییز را دوست دارم»
این را به من گفت
و من از آن روز شروع به ریختن کردم...
#سنان_انطون🍁
























