دقت کردید در طول یکی دو دههٔ اخیر، به تدریج حال و هوا و فرهنگ صفهای نونوایی و مطب دکترهای متخصص به سمت همدیگه سوق پیدا کرده؟
نونواییها آرامتر و مودبتر و بیصداتر شدن از اونطرف مطب دکتر متخصص پرسروصدا و شلوغ و پرتشنج
واای اسلام میشیگان رو گرفت
تصور کنید توی یک مهمانی شلوغ، حافظ دست در دست معشوق داره رد میشه یهو میخوره به یک بابایی بند تسبیحش پاره میشه. حافظ برمیگرده میگه:
اوا ببخشید، دستم اندر ساعد ساقی سیمینساق بود
... و قدم زنان دور میشه
بیشترشون نظام پدرسالارو نتیجهی تکامل طبیعی میدونن، سلسلهمراتبهای طبقاتی یا نژادی رو با تنازع بقا یا شایستگی ژنتیکی توضیح میدن و هیچ امکانی برای نقد ساختار قدرت باقی نمیذارن. به ذاتگرایی زیستی گرایش دارن یعنی معتقدن جنسیت، خشونت ونقشهای اجتماعی در ژنها ثابت شدن.... کلا داغونن
S.jpg retweeted
آه، ای صدای زندانی
آیا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد؟
S.jpg retweeted
عبوس را نوشته بودم عبوث و هیچ حس بدی هم نداشتم 🫶
بر عبث میپایم که به در کس آید!🕵️♂️
آخرین باری که از شدت خنده نفس کم آورده باشید، خم شده باشید، یک دست رو شکم و یک دست به دیوار رو زمین نشسته باشید کی بوده؟
"کمال ما نه آنچه هست، بل آن چیزی است که خواهد بود. مردم باستان از آینده میترسیدند و راههایی برای دفع آن اختراع میکردند، اما ما حاضریم جان خود را بدهیم تا چهرهی تابناک آن را بشناسیم. چهرهای که هرگز نخواهیم دید."
اوکتاویو پاز







