فکر کن بعدا بشینی برای بچههات تعریف کنی پدرت روز خواستگاری یه کاری کرد کل دنیا بفهمن چقدر عاشقمه=))))
سِتآرِ retweeted
من واقعا دیگه از تلگرام؛
از توییتر؛
از اینستا؛
از موبایلم؛
از خوابیدن؛
از آدمای دورم؛
از خانوادم؛
از ایرپادم؛
از فکر کردن؛
از فیلم دیدن؛
از سگ دو زدن و نرسیدن؛
از شب بیداری؛
از استرس؛
از بغض؛
از گریه؛
از غم؛
از کلافگی؛
از عصبی بودن؛
از اورتینک خسته شدم، من فقط خسته شدم...
اون ادمی که فکر میکردی بدون اون نمیشه زندگی کرد، یه آدم بیاهمیت شد و اون غمی که فکر میکردی از پا درت میاره، تو رو نکشت.
دقیقا وقتی بعد یکی دوسال که همه چیو ایگنور کردم
یه آدم غریبه و رندوم که از یه شهر دیگه اومده به گفته خودش، تو فضای به این بزرگی کتابخونه تصمیم گرفت بغلم بشینه، و داره ویدیو های اون ادم اشناعه غریبرو میبینه
ولی انگار واقعا یه ایران کوچیکه برای زندگی
سِتآرِ retweeted
از معیار نداشتن بدم میاد.
با همه ارتباط برقرار کنی چون کانکشن لازمه و با همه صمیمی باشی چون لازمت میشه. اگه دوستت هم هرکار کسشری کرده باشه، پشتش باشی چون دوستته.
وقتی استوریای قدیمیم که هایلایت نشدن رو میبینم، تنها حسی که بهم منتقل میشه اینه که من دیگه هیچوقت قرار نیست اونقدر با ذوق نوت بنویسم.









