Pinned Tweet
حوضِ خانهی ترابی.
...
اگر دوست دارید این عکسها رو داشته باشید لطفا پیام بدین. کارهای بیشتر در اینستاگرام:
instagram.com/kooroshranjbar…
برای خرید سیم و زنجیر و نخ رفتم پاساژ و کلی دکمهی قشنگ دیدم. چقدر این چیزها رو دوست دارم. فعلا فقط تماشا میکنم. چوب، چسب، دکمه، پارچه، سنگ، رنگ. مداد، کاغذ و بوم و مقوا. نیاز دارم یه سولهی کوچیک بخرم و کار کنم.
توفان داره شروع میشه و گویا قراره دهپونزده درجه هوا سردتر بشه. بخاری من هم بازی درآورده روشن نمیشه. تعمیرکار هم گفته فردا میآد. خواب قشنگی هم دیدم که کاش واقعی بشه.
چقدر دنیای ابزارآلات رو دوست دارم. هروقت برای خرید چیزی میرم چند دقیقه به تمام وسایل موجود مغازهها نگاه میکنم و لذت میبرم. رنگفروشی، پارچهفروشی. گوهرسنگها خیلی جذاب هستند.
پنج دقیقه پیش دیدم صدای در هال اومد. شبا قفل میکنم، مخصوصا که پدرم نیست. با احتیاط چاقو به دست جلوی اتاقم بودم که در باز شد و پدرم اومد تو. متخصص سکتهدادنه. چند روزی سفر رفته بود دوازده شب تصمیم گرفت برگرده خونه.
koorosh ranjbar retweeted
Gabriel Pacheco
(He is a painter and illustrator mexican artist).
#gabrielpacheco
koorosh ranjbar retweeted
شمارهی هفت مجلهی منگنه رو هم درآوردیم. تو این شماره، یکی از داستانهام که خیلی دوستش دارم یعنی «خودکشی جمعی دلفینها» منتشر شده. سه تا داستان خوب فارسی دیگه، دو تا داستان غیرفارسی و چندتا جستار و یادداشت و نقاشی هم داریم.
از اینجا رایگان دانلود کنین:
t.me/Manganeh_mag/45
koorosh ranjbar retweeted
منتشر شد
▨ خرده مقالات
بیست مقاله در مباحث لغوی، ادبی، و تاریخی
نوشتهٔ سیّد احمد رضا قائممقامی
(از مجموعهٔ پژوهشهای ایرانی)
۲۸۳ صفحه/ شومیز، رقعی/ چاپ اول ۱۴۰۵
دانلود نمونه:
bamdadbooks.com/product/%d8%…
دو خط تلفن خونهمون یهویی قطع شده و دلیلش رو نمیدونم.دیدم وایفای قطع شده تلفن رو چک کردم بوق نداشت.
koorosh ranjbar retweeted
مدیر نشر چترنگ به منشیاش گفته تلفنهای من رو وصل نکنه، پس لازمه به کتابفروشیها و مخاطبان یادآوری کنم:
ناشر بابت ترجمهٔ این کتابها هیچ پولی به من نمیپردازه و سهمیهام از تجدیدچاپ رو نمیده و حقوق مادی اینها رو تماماً برای خودش برداشته و درضمن نمیذاره قراردادهام رو فسخ کنم.
بدون عنوان
...
امروز هوای جنگل کردم و با دوستی رفتیم جنگل گشت و گذاری کردیم. این قارچها من رو فریفتهی خودش کرد. عکاسی کردم و نشستیم و صحبت کردیم و موقع برگشت مسیر اصلی رو گم کردیم و پنج کیلومتر دورتر از جایی که ماشین ما بود دراومدیم. سکوت دلچسبی رو تجربه کردیم.
koorosh ranjbar retweeted
کتاب گالری اجساد هم از این نویسنده است مجموعه داستان کوتاهه. اونم داستانهای جذابی داره.
koorosh ranjbar retweeted
«فوقالعادهترین چیز در زندگی اینست؛ کسی را داشته باشی تا با او حرف بزنی»
- فرانسیس بیکن (در گفتگو با دیوید سیلوستر)
او را لقب «بزرگترین نقاش پس از پیکاسو» و نقاش روح انسانِ خشونتزده و منزوی معاصر خوانده بودند که در آخرین گفتگویش چند هفته پیش از مرگ گفت؛ قبول ندارد که نگاهش خشن است.
«به زندگی روزمره ما نگاه کنید. این حقارتی که به انسان تحمیل میشود. نقاشی من بازتاب همین خشونت است…
حتی دو عاشق هم در نهایت یکدیگر را میدرند»/۱
حسن بلاسم یه کتاب داره به اسم کابوسهای کارلوس فوئنتس که داستانی به همین نام جزو داستانهاست. ماجرای یک عراقی با نامی مستعاره که به هلند مهاجرت میکنه ولی از عراق و ماجراهاش خلاصی نداره. خود بلاسم در فنلاند زندگی میکنه و اهل عراقه و نویسندهی مطرحی در اروپاست. کتاب از نشر مَد.
داستانهای این کتاب خیلی خوبن و یه داستان محشر داره به اسم گودال که فضای خاصی رو روایت میکنه.





























